3-3-4- رسانه های همگانی
3-3-5- جهانی شدن رسانه ها
3-3-6- تأثیر تلویزیون
3-3-7- اینترنت
3-3-8- سینما
3-3-9- فیلم مصاحبه
10-3-امواج ایران هراسی
10-3-1- موج دوم ایران هراسی
10-3-2- موج سوم ایران هراسی
11-3-فروپاشی دیوار ایران هراسی
فصل چهارم: دفاع
1-4-موضع شورای همکاری خلیج فارس در برابر فعالیت های هسته ای ایران
2-4-پروژه ایران هراسی امریکا با کمک برخی کشورهای عربی
3-4- تلاش امریکا و اعراب منطقه برای استقرار سیستم دفاع موشکی
4-4-اهداف پیدا و پنهان ایران هراسی
5-4- مهار منطقه ای ایران
6-4- منزوی ساختن ایران در عرصه بین المللی
7-4-ایجاد مسابقه تسلیحاتی در منطقه
8-4-توجیه حضور نظامی و اشغالگری آمریکا در منطقه
9-4- تسلط بر منابع نفتی منطقه
10-4-تاکتیک ها و تکنیک های ایران هراسی
11-4-تلاش امریکا و اعراب منطقه برای استقرار سیستم دفاع موشکی
فصل پنجم :بحث و نتیجه گیری
1-5 بحث و نتیجه گیری
2-5 محدودیت های تحقیق
3-5 پیشنهادهای پژوهش
منابع فارسی
منابع انگلیسی
چکیده انگلیسی
چکیده
این پژوهش به کشف نقش و جایگاه ج.ا.ایران در تحولات کشورها می پردازد و شباهت ها و تفاوت های گفتمان این دو رسانه در این باره نیز، بررسی شده است. برای تحقق اهداف پژوهش، نظریه های برجسته سازی، چارچوب سازی، بازنمایی، دیپلماسی رسانه ای وامپریالیسم رسانهای به کار گرفته شده است. همه مطالب مرتبط با ایران و تحولات خاورمیانه در این دو رسانه است که پس از بررسی این متون، متن از سایت فارسی صدای آمریکا و سایت فارسی العربیه انتخاب و مورد تحلیل گفتمان قرار گرفت.
از یافته های این پژوهش نتیجه گرفته میشود دالهای مرکزی گفتمان سایت فارسی صدای آمریکا درباره جایگاه ایران در تحولات خاورمیانه و کشورهای مصر، بحرین، یمن و سوریه عبارتند از: بیداری اسلامی؛ قرائت منفعت طلبانه ایران از این تحولات، وحشت سازی روی کار آمدن اسلام گرایانی شبیه ایران در منطقه، منجی سازی از آمریکا در برابر تهدید منطقهای ایران، القاءتنش روزافزون و جنگ قدرت میان ایران و دولتهای عربی، تحریک شیعیان برای مقابله با سیاستهای ج.ا.ایران، ایران هراسی(با دالهای شناور: تسلیحات هستهای، حمایت از تروریسم، ضدیت با حقوق بشر، سپاه هراسی)، اعتبار زدایی از بیانات مقامات ج.ا.ا، منفور سازی الگوی حکومت داری ج.ا.ایران و برجسته سازی الگوی ترکیه.
همچنین دالهای مرکزی گفتمان سایت فارسی العربیه عبارتند از: نفی تاثیر پذیری این قیام ها از انقلاب اسلامی ایران، بیداری اسلامی توهم ایران است، ایجاد فتنه مذهبی راهبرد ایران برای تضعیف دولتهای عربی، شبیه سازی ج.ا.ایران به نظام های دیکتاتوری ساقط شده منطقه، تحریک مخالفان برای انقلاب علیه ج.ا.ایران با الگوگیری از بهار عربی، ضرورت سازی اتحاد دولت های عربی در برابر خطر ایران، ایران هراسی، برجسته سازی الگوی حکومت داری ترکیه و منفور سازی الگوی حکومت داری ایران، ایران هراسی(با دال های شناور: سلطه جویی، حمایت از تروریسم، مانع برقراری صلح و امنیت، تبعیض علیه اقلیت ها).
واژگان کلیدی: تحلیل گفتمان، خاورمیانه، بیداری اسلامی، صدای آمریکا، العربیه، مصر، بحرین، یمن، سوریه
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
ایران‌هراسی (Iranophobia) اشاره به احساسات مخالفت یا دشمنی با سیاستها، فرهنگ، جامعه، اقتصاد یا نقش بین‌المللی ایران دارد. همچنین ایران‌هراسی اشاره به بی‌اعتمادی، نفرت، انزجار، حسادت، تبعیض، تعصب، نژادپرستی، کلیشه، ترس یا بیزاری به ایرانیان به عنوان یک گروه نژادی، قومی، زبانی، مذهبی پذیرفته‌شده در سراسر جهان دارد. گستره ایران‌هراسی می‌تواند از نفرت فردی تا تعقیب و آزار نهادینه‌شده متغیر باشد. همچنین ایران‌هراسی به سیاستهایی اطلاق می‌گردد که برمبنای تئوری توطئه برای رسیدن به منافع خاص علیه این کشور با معرفی کردن ایران بعنوان تهدیدی برای کشوری خاص یا در شکل بزرگتر برای صلح بین‌المللی مطرح می‌گردد. گاه ایران‌هراسی با احساسات ضدایرانی همپوشانی دارد. همچنین ممکن است به کتابی با عنوان «ایران‌هراسی: منطق یک عقده روحی اسرائیلی» (Iranophobia: The Logic of an IsraeliObsession) به نوشته هاگای رام اشاره نمود.
بیان مسئله
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و با زیرسوال رفتن پایه‌های دکترین نیکسون- کیسینجر مسئله ایران‌هراسی از سوی غرب در کشورهای حاشیه خلیج فارس با جدیت هرچه تمام دنبال شد. کشورهای غربی با تحریک کشورهای منطقه این‌گونه القا کرده‌اند که جمهوری اسلامی درصدد صدور انقلاب اسلامی است بنابراین بایستی با کمربند امنیتی ایران را احاطه کرد. همین مدل را در مقطعی درباره شوروی سابق هم شاهد بودیم اما درباره جمهوری اسلامی ایران یکی از نتایج چنین رویکردی شکل‌گیری شورای همکاری خلیج فارس بود که از همان ابتدا از آن به عنوان وحدت مصلحتی در مقابل ایران استفاده می‌شد.
در سال‌های اخیر نیز با بهانه قرار دادن دستیابی جمهوری اسلامی ایران به دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای تلاش کردند بحث «ایران‌هراسی» را به عاملی برای امنیتی جلوه دادن فضای منطقه و بستر‌سازی برای فروش سلاح‌های خود تبدیل کنند.این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد، که دکترین نظامی‌اش دفاعی و بازدارنده بوده و رویکرد آن صلح و دوستی است. امریکا و مجموعه کشورهای غربی همپیمان می‌خواهند تا با القای پروژه ایران‌هراسی در منطقه، هراس و تنش ایجاد کنند و سلاح‌های از رده خارج خود را به فروش رسانند.
آمریکا با به راه انداختن موج ایران‌هراسی در تلاش است تا ایران را به عنوان یک دشمن بالقوه و خطری بزرگ برای منطقه معرفی کرده و کشورهای عربی منطقه را از نزدیک شدن به این کشور باز دارد. میزان قابل ملاحظه‌ای تبلیغات سیاسی یا پروپاگاندا علیه ایران وجود دارد که هدف بیشتر آنها نشان دادن وجهه‌ای شیطانی از ایرانیان هستند، برخی از این تلاشها در محیط اینترنت توسط توزیع گسترده رایانامه، شبکه‌های اجتماعی و تارنماها صورت میگیرد و برخی دیگر در رسانه‌های دیگر بر اساس موارد دروغ، یا تحریف شده، و یا موضوعات تخیلی حضور دارند.
اهمیت و ضرورت پژوهش
هدف از این پژوهش این است که به نقش ایران هراسی در میان کشورهای دیگر دست یابیم .امریکایی ها به خوبی می دانند که قدرت منطقه ای ایران غیرقابل انکار است. امریکایی ها در هرکدام از پرونده های منطقه ای از ایران کمک گرفته اند به نتیجه رسیده اند و البته هرکجا با توسل به شعار از کمک گرفتن اجتناب ورزیده اند به درماندگی سیاسی و نظامی برخورد کرده اند.پرونده های افغانستان ، عراق و فلسطین از این دست هستند. واقعیت این است که به نتیجه رسیدن  بحث هسته ای ایران ، می تواند به حل مشکلات دیگری که همچنان وجود دارد، کمک کند. اگر نه بحران ها استمرار پیدا می کند و شاید هم برای منافع و امنیت آنها در منطقه بدتر هم شود. با نشان دادن نقاط هراس آور ایران به کشورهای جهان می توانیم به اعتماد سازی بیشتر بپردازیم. از آن رو برآن شدم تا با تحقیق در این راستا بتوانم کمک شایانی به پیشبرد سیاستهای کشور داشته باشم.
سوالات پژوهش
سوالات اصلی
-چرا آمریکا و کشورهای غربی سعی می کنند به موضوع ایران هراسی دامن بزنند؟
-عوامل موثر در پیشبرد ایران هراسی در جهان کدامند؟
-کدام شیوه از جمله ابزارهای نظامی،فرهنگی و…. باعث شده ایران هراسی نمود بیشتری پیدا کند؟
-واکنش کشورهای مسلمان و غیر مسلمان در برابر ایران هراسی چگونه بوده است؟
سوالات فرعی
ایران چگونه می تواند از این موضوع برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند؟
دولتها چه نقشی در این زمینه ایفا می کنند؟
متغیر های پژوهش
متغیر مستقل:ایران هراسی
متغیر وابسته:واکنش کشورهای جهان و عکس العمل ایران
چارچوب نظری پژوهش
تحولات انقلابی در کشورهای عربی نشان داده که در پیش گرفتن سیاست های مبتنی بر ایران هراسی از سوی اعراب نمی تواند ابزار مناسبی برای بازگرداندن مشروعیت از دست رفته رژیم های پوسیده عربی باشد. در طول سالیان دراز ملت های عرب به آن مرحله از بلوغ سیاسی رسیده اند که بتوانند واقعیات کشورهای خود را آنطور که بوده و هست ببینند و قضاوت کنند. به هر تقدیر تقابل رژیم های عرب بویژه در خلیج فارس با ایران همچنان ادامه خواهد یافت. تحولات انقلابی در کشورهای عربی نشان داده که در پیش گرفتن سیاست های مبتنی بر ایران هراسی از سوی اعراب نمی تواند ابزار مناسبی برای بازگرداندن مشروعیت از دست رفته رژیم های پوسیده عربی باشد. در طول سالیان دراز ملت های عرب به آن مرحله از بلوغ سیاسی رسیده اند که بتوانند واقعیات کشورهای خود را آنطور که بوده و هست ببینند و قضاوت کنند. به هر تقدیر تقابل رژیم های عرب بویژه در خلیج فارس با ایران همچنان ادامه خواهد یافت. «خطر ایران» در شرایط کنونی می تواند بهانه ای را فراهم آورد تا دولتهای حاشیه خلیج فارس چند صباحی معترضین داخلی خود را مهار کنند اما این پایان کار نیست.
تعریف واژگان و مفاهیم اختصاص طرح
تعریف ایران هراسی
ایران‌هراسیIranophobia)) اشاره به احساسات مخالفت یا دشمنی با سیاستها، فرهنگ، جامعه، اقتصاد یا نقش بین‌المللی ایران دارد. همچنین ایران‌هراسی اشاره به بی‌اعتمادی، نفرت، انزجار، حسادت، تبعیض، تعصب، نژادپرستی، کلیشه، ترس یا بیزاری به ایرانیان به عنوان یک گروه نژادی، قومی، زبانی، مذهبی پذیرفته‌شده در سراسر جهان دارد. گستره ایران‌هراسی می‌تواند از نفرت فردی تا تعقیب و آزار نهادینه‌شده متغیر باشد. همچنین ایران‌هراسی به سیاستهایی اطلاق می‌گردد که برمبنای تئوری توطئه برای رسیدن به منافع خاص علیه این کشور با معرفی کردن ایران بعنوان تهدیدی برای کشوری خاص یا در شکل بزرگتر برای صلح بین‌المللی مطرح می‌گردد. گاه ایران‌هراسی با احساسات ضدایرانی همپوشانی دارد. همچنین ممکن است به کتابی با عنوان «ایران‌هراسی: منطق یک عقده روحی اسرائیلی» (Iranophobia: The Logic of an IsraeliObsession) به نوشته هاگای رام اشاره نمود.1
ایران‌هراسی به عنوان یک سیاست طی سالیان متمادی برای اهداف مختلف بکار گرفته شده است. بیشترین استفاده از این سیاست به منظور فروش تسلیحات نظامی به کشورهای خاص صورت پذیرفته است.(بطور خاص کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس) بدست آوردن آمادگی‌های لازم برای حمله یا اشغال ایران به منظور جلوگیری کردن از رسیدن این کشور به فناوری و علوم پیشرفته، خصوصاً تولید و استفاده از انرژی هسته‌ای یا توانایی‌های نظامی.
نگاهی به تعاریف مربوط به اسلام‌هراسی می‌تواند ابعاد این مفهوم را برای ما بیش از پیش تبیین کند:
ـ موسسه رانیمد تراست، به طور اختصار، چنین گفته است:‌ «اسلام هراسی، ترس و اکراه بی اساس در برابر مسلمانان، که باعث دفع آنها و تبعیض علیه آنها می‌شود. (Runnymede Trust, 1996)
ـ استفن شوارتز، نویسنده آمریکایی در مقاله «اسلام هراسانی که نیستند»  می‌گوید: «اسلام هراسی، محکوم‌سازی کلیت اسلام  و تاریخ مسلمانان به عنوان امری افراطی؛‌ انکار اکثریت میانه‌روی مسلمان و در نظر گرفتن اسلام به عنوان مشکلی برای جهان؛ برخورد با تعارضات مربوط به مسلمانان به عنوان امری الزاماً حاصل اشتباهات آنان؛ تأکید بر این که مسلمانان در صدد ایجاد تغییر بر اساس دین خود هستند؛ و اعلان جنگ علیه کلیت اسلام» تعریف کرده است. .) (Schwartz, www. frontpagemag. com
هراس در لغت به معنای بیم، ترس و خوف اطلاق می گردد. و این معنا، دقیقا همان سناریویی است که آمریکا و صهیونیزم بین الملل با ایجاد «پروژه ایران هراسی» با ایجاد خوف و هراس نظام بین الملل از ایران و همچنین حساس شدن نسبت به اقتدار و توانمندی های جمهوری اسلامی ایران دنبال می نماید.
در واقع سیاست آمریکا بویژه بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 و اعلام ایران به عنوان یکی از محورهای شرارت، مشخص ساخت که آمریکا در صدد امنیتی کردن فضای ایران و تلاش برای معرفی ایران به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی بوده و این رویکرد محصول یک سیاست مشترک میان آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
از این رو «ایران هراسی» پروژه راهبردی است که در پی آن است که ایران به عنوان تهدیدی بزرگ در منطقه و همچنین تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی مطرح سازد و باعث تضعیف و تخریب چهره نظام گردد. این رویکرد ازسوی ایالات متحده و صهیونیزم بین الملل با هدف به حاشیه راندن جمهوری اسلامی ایران دنبال می گردد. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب با بصیرت و روشن بینی خویش، با آگاهسازی از این پروژه خطرناک دشمنان انقلاب اسلامی جوانان پر شور و مومن بخش های مختلف کشور را پیشگامان حرکت به سمت دنیایی سرشار صلح و عدالت و دوستی خواندند و تاکید کردند: «زورگویان جهانی در اجرای «پروژه ایران هراسی» ناکام خواهند ماند چرا که اقتدار ملی جمهوری اسلامی، نه تنها تهدیدی برای ملتها نیست بلکه الگویی برای پیشرفت و عزت و افتخار ملت ها به شمار می آید.»
در این طرح نظام سلطه، انزوای ج.ا.ا را در دستور کار قرار داده است تا از این منظر جمهوری اسلامی را از متن مناسبات با همسایگان به حاشیه ببرد و قدرت تاثیر گذاری ایران را به حداقل برساند.
چرا که، جبهه استکبار نمی تواند ایران مقتدر و توسعه یافته را تحمل کند، زیرا پذیرفتن جایگاه برتر ایران به منزله اعتراف به شکست و ناکامی از سوی آنهاست. بر همین اساس اگر برخی مواقع حقایقی را در ارتباط با رشد ایران رسانه ای می کنند، نه به معنای اذعان به ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی براساس شاخص های توسعه است، بلکه با هدف ترساندن دیگران از ایران است تا ضمن تشکیل اجماع ضد ایرانی، کاستی های اقدام های ناموفق خویش را جبران نمایند. رهبر معظم انقلاب در این باره می فرمایند: «هدف اصلی بیگانگان از اعتراف به اقتدار ملت ایران، پیشبرد پروژه ایران هراسی است.»

فصل دوم
ایران هراسی

1-2-پیشینه ی پژوهش
پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357، نوید دهنده دورانی جدید با ارزش‌ها و ملاک‌های متفاوت در تمییز دوست و رقیب و دشمن، در عرصه سیاست خارجی  بود اقبال جهانی و بویژه توجه مردم ستمدیده به پیامهای ارزشی انقلاب اسلامی ایران، زنگ خطر را برای آمریکا و کشورهای همسو با اهداف کاخ سفید به صدا درآورد؛ ازاینرو مقابله با بسط و پیشرفت جهانی ندای انقلاب اسلامی در دستور کار قرار گرفت و آن را با پروژه ای به نام ایران هراسی پیوند زدند.
 تبلیغات و اقدامات غرب و به ویژه ایالات متحده در شکل دهی به اقدامات امنیتی کشورهای منطقه خاورمیانه به خصوص خلیج فارس در روابط خود با جمهوری اسلامی در ایجاد تصویری امنیتی از ایران  تاثیری به سزا داشته است و بازیگران منطقه‌ای با درک خاصی که از این اقدامات دارند واکنش‌های امنیتی گوناگونی حول محور تامین امنیت خود انجام می‌دهند برای مثال: به خرید تسلیحات و توافقات دفاعی امنیتی با نیروهای فرامنطقه ای اقدام می‌نمایند. باید این مطلب را پذیرفت که نظم در منطقه در یک وضعیت انتقالی قرار دارد و ایران در حال باز تعریف منافع خود می‌باشد. قدرت گیری ایران در منطقه با مقاومت و موانع جدی برخی از بازیگران در منطقه مواجه شده است غرب، اعراب سنی مذهبِ محافظه کار و اسرائیل بنا به دلایلی ایران را تهدید حساب می کنند و با هراس به برنامه های آن نگاه می کنند و این امر باعث به وجود آمدن ائتلافی علیه ایران شده است.
     در این راستا اقداماتی که علیه ایران شده بسیار غیر انسانی بوده که هیچ یک از نهادهای حقوق بشری در مورد این اقدامات عکس العملی نشان ندادند اقداماتی مانند:
• چندین دهه تهدید ظالمانه علیه ملت ایران
• اعلام حمایت رسمی از هر گونه نا امنی و اغتشاشات در سال های 78، 82، 88
• ترور دانشمندان هسته ای ایران با همکاری موساد
• تحریک مخالفان جمهوری اسلامی و کمک به حرکت های تجزیه طلب و تروریستی
همواره ایران‌هراسی به منظور بد معرفی کردن این کشور با عناوین مختلفی مانند یک کشور بی‌فرهنگ، محور شرارت، بزرگترین حامی تروریست در جهان کشوری که نفرت را در دنیا اشاعه می‌دهد ایران بزرگترین تهدید برای همسایگانش، ایران تهدیدی برای صلح‌جهانی اتهام به ایران برای طراحی توطئه به منظور نسل‌کشی یهودیان در آینده، و موارد مشابه دیگر پیگیری شده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اهداف این بسته سیاستی شامل موارد ذیل گردیده اما محدود به این موارد نمی‌باشد:
• فروش سلاح به همسایگان این کشور. برای مثال یک تحقیق علمی نشان میدهد در پی سیاست ایران‌هراسی، فروش سلاح توسط ایالات متحده آمریکا به کشورهای متحد آن کشور در منطقه اطراف ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی ۳۰۰ درصد افزایش داشته است.
• اعزام نیروهای نظامی به منطقه برای تسلط کامل بر منابع انرژی در کشورهای همسایه ایران، جایی که بیش از ۴۰٪ ذخایر انرژی فسیلی دنیا از جمله نفت و گاز را در خود جای داده است.
• تحریک و ترغیب یا اجبار به تغییر بافت جمعیتی، رسم الخط، زبان و رسوم مذهبی مناطقی که قبلاً جزء خاک ایران بوده‌اند مانند سیاست ایرانی‌زدایی بحرین توسط امپراطوری بریتانیا، تغییر رسم الخط و زبان و مراسمات مذهبی در کشورهای جدا شده از ایران و تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی
• انحراف افکار عمومی اعراب از جنگ اعراب و اسرائیل و تشکیل یک جبهه جدید و شکل دادن به مفهوم جنگ اعراب و ایران.
• متوقف کردن ایران برای تبدیل شدن به یک مدل موفق برای انقلاب کشورهای اسلامی همپیمان کشورهای غربی. 2
توجیه افکار عمومی کشورهای دنیا برای انجام اعمال غیرقانونی و خارج از قوانین جهانی مانند تحریمهای یکجانبه، ترور دانشمندان ایرانی، حملات الکترونیکی و اینترنتی، نقض هوایی کشور و نهایتاً حمله و اشغال کشور.
تردیدی نیست که در جهان امروز قطع رابطه بین کشورهای همیشگی نیست و زمانی فرا می رسد که برقراری روابط حسنه اجتناب نا پذیر می شود . ولی نباید فراموش کرد که آنچه آمریکا در دوره ی ریاست جمهوری ایشان با اعمال تحریمهای غیرقانونی و یکجانبه بر مردم ایران تحمیل کرده است ، از جنبه های گوناگون کم زیانتر از کودتای 28 مرداد نیست. اوباما تصریح می کند که خواهان تغییر نظام در ایران نیست و حقوق قانونی و برنامه ی صلح آمیز هسته ای آنرا به رسمیت می شناسد. اهل سیاست به خوبی می دانند که تحریمهایی با این شدت و وسعت که دولت اوباما بر  نظام جمهوری اسلامی و در واقع مردم ایران تحمیل کرده است ، نه تنها از جنبه انسانی تلخ و ناگوار است ، بلکه ماهیتی براندازانه دارد . ایشان که برای کودکان و زنان و مردان عادی سوری ابراز دلسوزی می کنند ، آیا عمق رنجی را که بر کودکان و عامه مرم  ایران تنها در زمینه کمبود دارو ، امکانات و تحهیزات پزشکی از جمله تولیدات صلح آمیز هسته ای که در بخش پرتو درمانی و آنکولوژی بیمارستانها کاربرد دارد ، و مرگ و میرهای ناشی از این تحریمها اندیشیده اند ؟ جدا از این کرداری  که دور از مروت و اخلاق انسانها است ، سیاستهای خصمانه دولت آمریکا و هم پیمانان غربی اش باعث شده که در ایران هم مانند سایر کشورها ، گرایشات نظامی گری تشدید شده و هزینه های این بخش بیشتر در آمد ملی را ببلعد  و شرایط به گونه ای تحمیل شود که  نظامیان در عرصه های سیاسی و اقتصادی وارد شوند ، بخش خصوصی به حاشیه رانده شده و حداقل دونسل از مردم ایران گرفتار بیکاری و فقر شوند .
اگر اوباما راست می گوید و خواهان روابطی از مواضع برابر و احترام متقابل است برای  مردم  بافرهنگ و کهن ایران درود می فرستد ، اکنون  شرایط را برای گفتگوی سازنده  هموار وفراهم کرده اند ، اشتباهات گذشته را تکرارنکند و در اولین قدم رنج تحریمهای یکجانبه را از دوش این مردم بردارد . هر گونه کوتاهی و اتلاف وقت  در برقراری رابطه ی مبتنی بر احترام متقابل ، با توجه به اینکه ازمتن سخرانی اش به وضوح می توان دریافت که ایران را به عنوان یک قدرت منطقه ای و حتی جهانی پذیرفته است ، نه تنها به وجهه ی او به عنوان رییس جمهور بلکه به وجهه ی آمریکا نزد مردم ایران برای مدتی طولانی تر از آنچه گذشت ، لطمه خواهد زد .3
2-2-ایران هراسی، ترفند اسرائیل
اسرائیل به خاطر ایران از عصبانیت دیوانه شده است، گرچه نه به اندازه‌ای که به‌وسیله تصور یک بمب ایرانی یا به‌خاطر حمایت ایران از حزب الله و حماس آشفته می‌شود. اما به نظر می‌رسد آشکار باشد که اغراق‌های گسترده دولت اسرائیل درباره خطر ایران، و گره زدن آن با پیشرفت در موضوع فلسطین، ترفندی است برای جایز شمردن استقرار و اسکان غیر قانونی و بی‌وقفه اسرائیل در مناطق فلسطینی کرانه باختری، که سرانجام راه حل دو دولت را از بین خواهد برد. زمان آن فرا‌رسیده است که اوباما مشخص سازد، البته نه با ادبیاتی مبهم، که ایالات متحده حامی استقرار صلح در خاورمیانه است، مانند آنچه بیل کلینتون در سال 2000 پیشنهاد کرده بود، [ صلحی مبتنی بر]: عدم حق بازگشت برای فلسطینیان، قرار دادن اورشالیم [بیت المقدس] به عنوان پایتخت مشترک، بازگشت (کمتر یا بیشتر) به مرزهای 1967 و استقرار نیروهای حافظ صلح آمریکایی در دره رود اردن. لازم است دولت ایالات متحده به شدت با این تصور برخورد کند که اسرائیل می‌تواند به تضعیف روند صلح ادامه دهد و با ادامه مصادره زمین فلسطینی‌ها، واقعیت جدیدی بر روی زمین خلق کند. لازم است مخفیانه پیامی برای نتانیاهو ارسال شود با این مضمون که ایالات متحده تحت فشار قرار نخواهد گرفت که در مذاکرات با ایران عجله کند، یا علیه این کشور به اقدام نظامی متوسل شود، و اینکه ما [ دولت اوباما ] فعالانه خط مشی بوش را مبنی بر مخالفت با هر گونه حمله نظامی اسرائیل علیه ایران ادامه خواهیم داد. اما برای ایران، به نظر می‌رسد اظهارات ضد اسرائیلی این احتمال را افزایش داد که اگر ایران کاملاً از رژیم منع گسترش آی. اِی. ای. اِی. تبعیت نکند، اروپایی‌ها در تشدید تحریم‌ها به آمریکا بپیوندند. دیپلماسی بی‌صدای اوباما با روس‌ها و چینی‌ها این احتمال را افزایش داده است که آن کشورها نیز به ایران پیام دهند برنامه هسته‌ای، پیامدهایی منفی برای این کشور دربرخواهد داشت. هیچ یک از این موارد ایرانیان را از توسعه تسلیحات بازدارد، اگر ایران به کار خود ادامه دهد، سیاست “بازدارندگی و سد نفوذ” سختگیرانه در مقایسه با هرگونه اقدام نظامی، بسیار بهتر است، احتمالاً از چنین سیاستی، عرب‌ها هم که موضع تهاجمی ایران را تهدید محسوب می‌کنند، حمایت خواهند کرد.4
3-2-ادامه پروژه ایران هراسی با پیش بینی زمان دستیابی ایران به بمب!
تحریم‌ها، خرابکاری‌هایی چون انتقال ویروس کامپیوتری استاکس نت و اخیرا هم ترور دانشمندان هسته‌ای ایران که تهران، اسراییل را عامل آن می‌خواند، نشان از پیشرفت‌های اتمی این کشور دارد و این در حالی است که ذخایر اورانیوم ایران نیز روبه افزایش است و بر اساس برآورد کارشناسان، ایران اکنون…
تابناک به نقل از رویترز: «اولی هاینون»، بازرس ارشد هسته ای سازمان ملل تا سال گذشته، اعلام کرد: «با توجه به آنچه در مورد فعالیت‌های هسته‌ای ایران شناخته شده نیست، فکر نمی‌کند ایران برای توسعه قابلیت ساخت سلاح اتمی به زمان طولانی نیاز داشته باشد.
این پروسه ساخت است که به زمان بیشتری نیاز دارد. اما ایران به طور قطع از عناصر لازم برخوردار است و قابلیت‌های خود را نیز توسعه داده است.
هاینون می‌گوید::به نظر نمی‌رسد تهران کماکان رویکرد سیاسی مشخصی را در زمینه ساخت بمب اتمی اتخاذ کرده باشد. اما برآوردها از زمان دستیابی ایران به توان ساخت سلاح اتمی، از اهمیت بسیاری برخوردار است و می‌تواند مشخص کند که قدرت‌های بزرگ جهان برای حل و فصل دیپلماتیک چالش هسته‌ای ایران چقدر زمان دارند.
این در حالی است که برخی دیگر از کارشناسان با توجه به موانع فنی که ایران باید بر آن‌ها غلبه کند، این برآوردها را واقع گرایانه نمی‌دانند.
به نوشته رویترز، تحریم‌ها، خرابکاری‌هایی چون انتقال ویروس کامپیوتری استاکس نت و اخیرا هم ترور دانشمندان هسته‌ای ایران که تهران، اسراییل را عامل آن می‌خواند، نشان از پیشرفت‌های اتمی این کشور دارد و این در حالی است که ذخایر اورانیوم ایران نیز روبه افزایش است و بر اساس برآورد کارشناسان، ایران اکنون مواد با درصد غنای پایین را برای ساخت دست کم دو بمب اتمی در دست دارد.
مارک فیتزپاتریک: مدیر موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک، می‌افزاید: به نظر منطقی نمی‌رسد که ایران خطر حملات هوایی را بپذیرد مگر آن که بتواند دست کم چند بمب اتمی بسازد. 5
4-2-ایران‌هراسی؛ توطئه ‌آمریکا برای غارت خاورمیانه
 ایران‌هراسی ایجاد ترس و هراس در دل کشورهای عربی به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس است آمریکا با به راه انداختن موج ایران‌هراسی در تلاش است تا ایران را به عنوان یک دشمن بالقوه و خطری بزرگ برای منطقه معرفی کرده و کشورهای عربی منطقه را از نزدیک شدن به این کشور باز دارد.
 آمریکا موج ایران‌هراسی را برای تامین امنیت خود به راه انداخته است آمریکا درصدد است تا به این وسیله حضور خود در منطقه را توجیه کرده و به کشورهای کوچک و بزرگ عربی نشان دهد که برای حفاظت و حمایت از آنها در مقابل ایران در منطقه حضور پیدا کرده است.
 همه سخنان آمریکا دروغی بیش نیست و همگان بر این امر واقفند که آمریکا تنها به دنبال سیطره بر کشورهای عربی برای غارت و چپاول ثروت‌ها و منابع خدادادی آنهاست.
 کشورهای منطقه باید بتوانند کشورهای دوست و همسایه را محترم شمرده و از دخالت دادن بیگانگان در امور داخلی خود پرهیز کنند تا به این وسیله مانع از سیطره پیدا کردن بیگانگان بر منطقه گردند.
آمریکا به هیچ وجه قصد خروج از خاورمیانه را ندارد نیروهای نظامی آمریکایی از بعد از اشغال افغانستان تا کنون از هر کشوری خارج می‌شوند به کشور دیگری منتقل شده و در آنجا مستقر می‌شوند؛ همچنان که از عراق خارج شده و در کویت مستقر شدند.
 علاوه بر همه اینها تا زمانی که برخی کشورهای منطقه همواره پذیرای نیروهای آمریکایی باشند این کشور استکباری هیچ گاه از منطقه خارج نخواهد شد.
تغییر دید و نگرش کشورهای عربی منطقه را لازمه خارج شدن آمریکا از میان کشورهای حوزه خلیج فارس است این کشورها لازم است درک درستی از نیازهای خود پیدا کرده و قدرت تشخیص دوست از دشمن را پیدا کنند تا بتوانند بدون وابستگی و احساس نیاز به یک ابرقدرت استکباری به حیات سیاسی و اجتماعی خود در میان سایر کشورهای منطقه ادامه دهند.
 جمهوری اسلامی ایران قادر است همه نیازهای کشورهای منطقه را برآورده سازد و آنان را از داشتن نیاز به کشورهای غربی بی‌نیاز سازد؛ اما متاسفانه کشورهای غربی به دلیل وابستگی طولانی به کشورهای غربی حاضر و قادر به پذیرش این مساله و جایگزین کردن دوستی ایران به جای دوستی با کشورهای غربی نیستند.
 آمریکا حل بحران‌ها و مشکلات این منطقه از قاره آسیا را بهانه و دستاویزی برای ادامه حضور نیروهای نظامی آمریکایی و غیرآمریکایی در منطقه قرار داده و عنوان می‌کند که برای حل بحران کشورهای این منطقه باید و لازم است در میان آنها حضور داشته باشد.
 مردم آمریکا وقتی پای صندوق‌های رای حاضر می‌شوند به سیاست خارجی آنها کاری ندارند بلکه از روسای جمهور خود انتظار حل مشکلات داخلی و معیشتی را دارند؛ به عبارت دیگر هیچ یک از کشورهای خارجی برای ملت آمریکا در درجه اهمیت قرار ندارند.
رای‌دهندگان آمریکایی تنها برای حل معضل بیکاری و مشکلات معیشتی برای بار دوم به اوباما رای داده‌اند ،رای دهندگان آمریکایی اوباما را برای توسعه سیاست خارجی انتخاب نکرده‌اند؛ بلکه ملت آمریکا پس از رکود بزرگ اقتصادی غرب شرایط نابسامانی را سپری می‌کند و رای دهندگان آمریکایی قطعا اوباما را انتخاب کرده‌اند تا به جای دخالت در امور سایر کشورهای خارجی، سروسامان دادن به اوضاع اقتصادی ملت خود را سرلوحه کارها قرار داده و بحران اقتصادی را از کشورشان مرتفع سازد.
آمریکا به عنوان یک ابرقدرت استکباری قادر نخواهد بود مشکلات خاورمیانه و سایر نقاط جهان را به تنهایی مرتفع سازد ، دوران کدخدامنشی ایالات متحده به سر آمده است و آمریکا باید تکروی را کنار گذاشته و از کشورهای تاثیرگذار و دارای نفوذ و قدرتمندی مانند روسیه، چین، ایران و کشورهای بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) نیز برای حل مشکلات جهانی کمک بگیرد.
مشکلاتی مانند بحران سوریه و بحران در سایر کشورهای عربی، بحران افغانستان، مساله هسته‌ای ایران و موضوعاتی مانند موضوع فلسطین و لبنان را چالش‌های پیش‌روی اوباما در دور دوم ریاست جمهوری اس
همه این چالش‌ها پیش روی اوباما قرار دارد اما کاخ سفید به تنهایی قادر به رفع تمامی این مشکلات نیست و ناچار است و باید که از کشورهای تاثیرگذار منطقه‌ای و جهانی نیز کمک بگیرد.6
5-2-ابعاد ایران هراسی درسیاست خارجی آمریکا
مهم ترین ابعاد ایران هراسی در سیاست خارجی آمریکا عبارت است از:
1. سپاه هراسی
یکی از پازل های سناریوی ایران هراسی آمریکا، تبلیغات منفی گسترده علیه سپاه پاسداران و بسیج است. به همین دلیل مدیران راهبردی سپاه پاسداران بایسته است با رصد شیوه های ایران هراسی، راهبردهای جداگانه ای را در قبال تهاجم تبلیغاتی آمریکا در چهار حوزه افغانستان، عراق، لبنان و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس سازماندهی کنند.
ماهیت کاوی، جریان شناسی و ریشه یابی ابعاد عملیات روانی علیه سپاه پاسداران مبین این است که سپاه هراسی به صورت توأمان در سطوح مراکز پژوهشی، نهادهای تقنینی، اطلاعاتی و نظامی کانالیزه و مدیریت می شود.
تهاجم روانی رسانه ای یک تهاجم نرم چند لایه ای است؛ زیرا به صورت همزمان توسط ساختارهای متعدد پیگیری شود؛ برای مثال کانون های سازماندهی و اجرای سناریوهای تبلیغاتی سپاه هراسی می تواند توسط یک یا چند ساختار به صورت لایه ای انجام شود؛ به عبارتی؛ تهدیدات در بخش سپاه هراسی به صورت لایه ای است که این خود بر پیچیدگی های تهاجم تبلیغاتی می افزاید.
مهم ترین روش های واشنگتن برای افزایش بٌرد سپاه هراسی عبارت است از:
الف) تداعی ارتباط سپاه پاسداران با سازمان القاعده
مهم ترین اهداف جنگ تبلیغاتی ایالات متحده برای ارتباط دهی میان سپاه پاسداران با سازمان القاعده عبارت است از:
5-2-1-تنش زایی در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران
یکی از ترفندهای عملیات روانی آمریکا برای تنش زایی در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران به ویژه با دو کشور افغانستان و عراق، ادعای مکرر کنگره، نهادهای دفاعی، اطلاعاتی و رسانه ای آمریکا مبنی بر حمایت نظامی، آموزشی یا مالی سپاه قدس از سازمان القاعده است که مهمترین موارد آن عبارت است از:
انعکاس تصاویر مجازی از نقش غیر مستقیم سپاه پاسداران در حمله به منافع منطقه ای و جهانی آمریکا مانند انفجار پایگاه تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت (1982)؛ دخالت سپاه قدس و حزب الله در انفجار “مجتمع مسکونی برج خیبر” در 25 ژوئن 1996 یا شائبه سازی در مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران از شیعیان ناراضی عربستان سعودی.
– ادعای “ژنرال دان مک نیل”65 فرمانده وقت ارتش آمریکا در 31 مه 2007 (10 خرداد 1386) مبنی بر آموزش شیوه های عملیات نامتقارن به نیروهای القاعده در داخل خاک ایران.
– ادعای ایالات متحده در 17 آوریل 2007 و ناتو در ششم ژوئن و ششم سپتامبر 2007 مبنی بر توقیف محموله ای از تجهیزات نظامی ایران شامل قطعات انفجاری و بمب های کنار جاده ای برای کمک به القاعده.
ادعای “نیکلاس برنز”7 معاون وقت وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه سیزدهم ژوئن 2007 با شبکه خبری CNN مبنی بر وجود مدارکی دال بر نقش سپاه پاسداران در قاچاق اسلحه برای نیروهای القاعده در مرز افغانستان و پاکستان.
– اتهام سومین گزارش “رویان کروکر و دیوید پترائوس”8 به کنگره در آوریل 2008 مبنی بر “تجهیز، آموزش و تأمین تسلیحات” شبه نظامیان عراق توسط سپاه قدس (متعاقب این گزارش، جرج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، برای اولین بار در یک گفتمان جدید در سخنرانی دهم آوریل 2008 به صراحت جمهوری اسلامی ایران را هم ردیف تهدید القاعده در عراق معرفی کرد).
ادعای وزیر دفاع وقت آمریکا، رابرت گیتس، مبنی بر نقش پذیری جمهوری اسلامی ایران در تجهیز شبه نظامیان طالبان در گزارش 27 ژانویه 2009 به کمیسیون نیروهای مسلح مجلس سنا.
عملیات روانی روزنامه واشنگتن پست در ششم ژانویه 2010 مبنی بر ارتباط سپاه پاسداران با برخی عوامل القاعده در یمن و لبنان.
اظهارات ژنرال دیوید پترائوس در هفدهم مارس 2010 مبنی بر حمایت تهران از عوامل القاعده از مصر تا پاکستان.
– اتهام (اریک هولدر)، دادستان کل آمریکا، در یازدهم اکتبر 2011 مبنی بر برنامه ریزی شاخه قدس سپاه پاسداران از طریق ارتباط دهی با یکی از سران کارتل های قاچاق مواد مخدر در مکزیک با نام ” منصور ارباب سیار” برای ترور سفیر عربستان که در راستای جنگ تبلیغاتی ایران هراسی قابل تفسیر است.
کنار گذاشتن تمام پازل های یاد شده تأیید این واقعیت است که یکی از مهم ترین مراکز ثقل سپاه هراسی، تنش زایی در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران است.
6-2-عملیات روانی و پروژه ایران هراسی
یکی از شیوه های ایالات متحده در تحقق پروژه ایران هراسی ایجاد عملیات روانی از طریق تبلیغات منفی، هیاهو و جنجال های رسانه ای بر موضوعات بی پایه و اساس علیه جمهوری اسلامی ایران است. تبلیغ یعنی هر نوع ارتباط به منظور نشان دادن داده ها، ایده ها یا انگارها در اذهان بشری برای تاثیرگذاری بر افکار، عواطف و یا کشش های فردی یا گروهی که اهداف آن عبارتند از:
1- کسب حمایت دوستانه و تقویت آن.
2- شکل دهی یا تغییر نگرش ها و طرز تلقی ها نسبت به ایده ها.

3- به تحلیل بردن دولتهای خارجی غیردولتی یا برنامه ها و سیاست های آنها.
در واقع پروژه ایران هراسی که در استمرار جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران است با تبلیغات و عملیات روانی بسیار گسترده ای در حال انجام است. آمریکا و هم پیمانان او به خوبی از این غالب ها برای رسیدن به اهداف امپریالیستی نوین خود و برای جلوگیری از رشد توان و اقتدار کشورها و سرکوبی مخالفین در سراسر جهان و توسعه طلبی در منطقه خاورمیانه و… استفاده می نمایند. برهمین اساس از مهمترین اقدامات تبلیغی و روانی ایالات متحده در انجام پروژه ایران هراسی به موارد زیر می توان اشاره نمود:
1. تروریسم و محور شرارت
آمریکا و صهیونیزم بین الملل در سال های اخیر از ترور و تروریسم به شیوه ای مدیریت شده و برنامه ریزی شده با ایجاد جو هراس افکنی گسترده و اختناق و آشوب استفاده و نگاه مردم جهان را تحت تاثیر عملیات روانی خود قرار داده اند و در راستای تکمیل پروژه ایران هراسی با ایجاد فضای غیرواقعی به دنبال ایجاد ترس و هراس در کشورهای منطقه و جهان از توان و اقتدار کشوری جمهوری اسلامی ایران بوده است. بر همین اساس کشوری را که خود سال ها قربانی تروریسم بوده است و بیشترین خسارات را در مبارزه با تروریسم پرداخته است به حمایت از تروریسم متهم و به عنوان محور شرارت و تهدیدی برای صلح و امنیت بین الملل مطرح می سازد. در حقیقت آمریکا و صهیونیزم بین الملل برای رسیدن به اهداف شرم آور خود، ایران را حامی تروریست معرفی می نماید و به این دستاویز تمسک می جوید و کلمه تروریست را بعنوان سلاح جدیدی برای خود محسوب می نمایند و برای تحقق پروژه ایران هراسی در منطقه بارها و بارها با تمسک به همین سلاح به اهداف و نیات پلید خود پرداخته است. در واقع این عمل را می توان منطق زورگویی امپریالیسم غرب نامید و این همان قوانین کاپیتالیسم قرن 21 می باشد. در این قانون هیچ فرد و یا گروهی نمی توانند از حق طبیعی خود یعنی دفاع کردن استفاده نمایند، اما در قانون امپریالیسم آنها می توانند در هر جای جهان مردم بی دفاع را به خاک و خون کشیده و نابود کنند. همانطور که رژیم صهیونیستی اسرائیل پس از چراغ سبز آمریکا اقدام به بمباران شهرها و اردوگاههای فلسطینیان می نماید و مردم فلسطین با دفاع در مقابل تهاجم اشغالگران تروریست و تهدید علیه صلح و امنیت خوانده می شوند.
2. ایران هسته ای؛ تهدید بین الملل
در راستای تحقق «پروژه ایران هراسی» سیاستمداران آمریکایی با ایجاد عملیات روانی تلاش فراوانی در این زمینه به عمل آورده اند تا مانع از پیشرفت برنامه صلح آمیز هسته ای ایران شوند. از این رو با تبلیغات و هیاهوی رسانه ای دست به ساخته و پرداخته کردن اتهامات بی پایه و اساس در مورد امکان استفاده نظامی ایران از این برنامه صلح آمیز زده اند و به رغم سابقه ایران،کارزاری گسترده برای تکمیل پروژه ایران هراسی و نشان دادن این کشور به عنوان تکثیرکننده سلاح های هسته ای و تهدیدی برای ثبات منطقه و صلح و امنیت بین الملل در جریان بوده است.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید