دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی
(این چکیده به منظور چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه تهیه شده است»
نام واحد دانشگاهی: تهران مرکزی کد واحد: 101کد شناسایی پایان‌نامه: عنوان پایان‌نامه: ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل نام و نام خانوادگی دانشجو: سیده فاطمه آقاپور حصیری
شماره دانشجوئی: 910842150
رشته تحصیلی: روانشناسیتاریخ شروع پایان‌نامه: 25/03/1393
تاریخ اتمام پایان‌نامه: 29/11/1393استاد / استادان راهنما: رویا کوچک انتظار
استاد/ استادان مشاور: -آدرس و شماره تلفن : مازندران – بابل- خیابان آیت ا… روحانی- 09360290928چکیده پایان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش های اجرا و نتایج به دست آمده):
طی دهه‌های گذشته، تعداد زیادی از روان شناسان و روانپزشکان بر اهمیت سازگاری و رشد مهارت‌های هیجانی و اجتماعی در نوجوانان در طول تحصیلات آموزشگاهی تاکید داشته‌اند. از جمله دلایل این توجه، آن است که سازگاری موفقیت آمیز افراد بسته به عملکرد یکپارچه توانش های هیجانی دارد. در واقع هوش هیجانی در پرورش سازگاری با تجارب و حوادث استرس‌زای وقوع یافته، پیش بینی اهداف مطلوب در آینده و نیز سازگاری با استرس‌های مزمن نقشی اساسی دارد.
بنابراین، با توجه به اهمیت این مسئله و اینکه آخرین تحقیقات در این زمینه روی مقیاس‌های قدیمی انجام شده بود و در آن‌ها کمتر ابعاد سازگاری مورد توجه قرار گرفته بود و بنابر ضرورت استفاده از آزمون‌های جدید، مطالعه‌ی حاضر، به منظور تعیین ویژگی‌های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی در دختران دبیرستانی شهر بابل انجام شده است.
در این مطالعه توصیفی – پیمایشی، جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دبیرستانی بابل که به تعداد 7568 نفر بوده اند، می‌شود. 400 دانش‌آموز ، به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه سازگاری “سینها” و “سینگ” و پرسشنامه هوش هیجانی “شات” بود. داده‌ها با استفاده از آزمون های آماری “کولموگروف – اسمیرنوف”، “آلفای کرونباخ”، “همبستگی پیرسون” و “تحلیل عاملی اکتشافی” جهت تأیید روایی، پایایی و همچنین تحلیل دیگر فرضیه‌ها استفاده گردید.
نتایج حاصل ابتدا نشان می‌دهد مقدار آلفای کرونباخ برای کلّ سؤالات 97/0 و برای تک‌تکِ عناصر نیز بیشتر از 7/0 می باشد و به دلیل اینکه مقدار آزمونKMO ، 764/0 را نشان می‌دهد، همبستگی‌‌های موجود بین داده‌ها برای تحلیل عاملی مناسب است و وضعیت روایی نیز مناسب تشخیص داده می‌شود و سپس نشان می دهد میان سازگاری (سازگاری اجتماعی با توجه به 0.353 r = ، سازگاری عاطفی با توجه به 0.459 r = و سازگاری آموزشی با توجه به 0.570r =) و هوش هیجانی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.
واژگان کلیدی: سازگاری اجتماعی، سازگاری عاطفی، سازگاری آموزشی، هوش هیجانی، دانش آموزان دختر دبیرستانی
مناسب است
نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه تاریخ و امضاء:
مناسب نیست
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1 مقدمه3
2-1 بیان مسئله5
3-1 اهمیت و ضرورت پژوهش 7
4-1 اهداف پژوهش 8
5-1 سؤال پژوهش 9
6-1 فرضیات پژوهش 9
7-1 تعریف واژگان و اصطلاحات تخصصی9
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
1-2 مقدمه12
2-2 تعریف سازگاری15
3-2 نظریات سازگاری17
1-3-2 نظریه‌ی روان پویشی 19
2-3-2 نظریه‌ی یادگیری21

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-3-2 نظریه‌ی اجتماعی- شناختی21
4-3-2 نظریه‌ی پدیدار شناختی22
5-3-2 نظریه‌ی تحولی23
4-2 ابزارهای مورد استفاده برای سنجش سازگاری25
5-2 انواع سازگاری26
6-2 مدل های سازگاری27
7-2 خصوصیات سازگاری28
8-2 ویژگی های افراد سازگار29
9-2 عوامل موثر بر ناسازگاری30
10-2 هوش هیجانی31
11-2 تعریف هوش هیجانی31
12-2 اهمیت هوش هیجانی33
13-2 تفاوت هوش هیجانی و هوش شناختی34
14-2 الگوها و مولفه های هوش هیجانی35
1-14-2 الگوی ترکیبی هوش هیجانی گلمن و مولفه های آن35
2-14-2 الگوی ترکیبی بار- آن36
3-14-2 الگوی توانایی مایر و سالووی37
15-2 ابزارهای مورد استفاده برای سنجش هوش هیجانی42
16-2 عوامل مؤثر در هوش هیجانی43
17-2ویژگی افرادی که هوش هیجانی بالا دارند44
18-2 حیطه های اصلی هوش هیجانی45
19-2رابطه سازگاری و هوش هیجانی47
20-2 پیشینه‌ی تحقیق48
1-20-2 مطالعات صورت گرفته در خارج از کشور48
2-20-2 مطالعات صورت گرفته در داخل کشور51
فصل سوّم: روش شناسی پژوهش
1-3 مقدمه57
2-3 روش پژوهش58
3-3 جامعه آماری58
4-3 نمونه آماری58
5-3 روش نمونه گیری59
6-3 ابزار پژوهش59
1-6-3 پرسشنامه سازگاری59
1-1-6-3 شکل گیری پرسشنامه59
2-1-6-3 تجزیه و تحلیل سوال ها60
3-1-6-3 پایایی پرسشنامه سازگاری60
4-1-6-3 روایی پرسشنامه سازگاری61
5-1-6-3 نحوه نمره گذاری پرسشنامه سازگاری61
6-1-6-3 مفهوم نشانه ها و شرح حوزه ها پرسشنامه سازگاری62
2-6-3 پرسشنامه هوش هیجانی شات63
1-2-6-3 ویژگی های روان سنجی (اعتبار و روایی) پرسشنامه هیجانی شات64
2-2-6-3 نحوه نمره گذاری پرسشنامه هوش هیجانی شات64
3-2-6-3 روش گردآوری داده ها65
7-3 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات65
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها
1-4 مقدمه67
2-4 آمار توصیفی داده‌ها68
3-4 آمار استنباطی69
1-3-4 آزمون کولموگروف-اسمیرنوف (جهت تعیین نرمالیتی داده‌ها)69
2-3-4 بررسی سوالات پژوهش70
1-2-3-4 آزمون آلفای کرونباخ جهت تأیید پایایی70
2-2-3-4 آزمون KMO and Bartlett جهت تحلیل عاملی و تایید روایی داده‌ها71
1-2-2-3-4 مقایسه اعتبار و روایی بدست آمده با اعتبار و روایی سازنده تست76
3-2-3-4 آیا سازگاری با هوش هیجانی دانش آموزان دختر دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد؟…77
4-2-3-4 تحلیل رگرسیونی …………………………………………………………………………………………………..79
فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات
1-5 مقدّمه83
2-5 آزمون‌های پژوهش84
3-5 بحث و تفسیر84
4-5 محدودیت‌های پژوهش87
5-5 پیشنهادات پژوهش88
1-5-5 پیشنهادات کاربردی88
2-5-5پیشنهادات برای پژوهشگران آتی89
فهرست منابع
منابع فارسی90
منابع انگلیسی96
پیوست‌ها
پیوست الف- پرسش‌نامه100
پیوست ب- نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها106
فهرست جداول
جدول 1-3 ضرایب پایایی پرسشنامه60
جدول 2-3 ماتریس همبستگی سه حوزه سازگاری61
جدول 3-3 طبقه بندی سازگاری بر حسب طبقات برای نمرات کل61
جدول4-3 سازگاری بر حسب طبقات در سه حوزه62
جدول 5-3 تفکیک سوال ها بر اساس خرده مقیاس های هوش هیجانی65
جدول 1-4 توزیع فراوانی پاسخ‌دهندگان68
جدول 2-4 آمار توصیفی داده های متغیرها69
جدول 3-4 آزمون کولموگروف – اسمیرنوف برای تعیین نرمال بودن داده ها70
جدول 4-4 آزمون آلفای کرونباخ متغیرها جهت تأیید پایایی آن ها71
جدول 5-4 KMO and Bartlett’s جهت تحلیل عاملی72
جدول 6-4 آزمون KMO and Bartlett’s برای تأیید روایی داده ها72
جدول 7-4 مشخصه های آماری اولیه ی مواد پرسشنامه سازگاری با روش تحلیل مولفه های اصلی73
جدول8-4 روایی سه حوزه سازگاری (سازنده تست)76
جدول 9-4 روایی سه حوزه سازگاری (نتایج پژوهش)76
جدول10-4 آزمون همبستگی پیرسون برای سنجش رابطه بین سازگاری و هوش هیجانی77
جدول11-4 آزمون همبستگی پیرسون برای سنجش رابطه بین سازگاری اجتماعی و هوش هیجانی78
جدول12-4 آزمون همبستگی پیرسون برای سنجش رابطه بین سازگاری عاطفی و هوش هیجانی78
جدول13-4 آزمون همبستگی پیرسون برای سنجش رابطه بین سازگاری آموزشی و هوش هیجانی79
جدول14-4 خلاصه مدل رگرسیونی متغیرهای مستقل سازگاری با متغیر وابسته80
جدول15-4 آنالیز واریانس بین عناصر سازگاری با شاخص هوش هیجانی80
جدول16-4 ضرایب رگرسیونی متغیرهای مستقل سازگاری با متغیر وابسته هوش هیجانی81
فهرست اشکال
شکل 1-4 نمودارScree عامل های 3 گانه ی پرسشنامه ی سازگاری سینها و سینگ75
چکیده
طی دهه‌های گذشته، تعداد زیادی از روان شناسان و روانپزشکان بر اهمیت سازگاری و رشد مهارت‌های هیجانی و اجتماعی در نوجوانان در طول تحصیلات آموزشگاهی تاکید داشته‌اند. از جمله دلایل این توجه، آن است که سازگاری موفقیت آمیز افراد بسته به عملکرد یکپارچه توانش های هیجانی دارد. در واقع هوش هیجانی در پرورش سازگاری با تجارب و حوادث استرس‌زای وقوع یافته، پیش بینی اهداف مطلوب در آینده و نیز سازگاری با استرس‌های مزمن نقشی اساسی دارد.
بنابراین، با توجه به اهمیت این مسئله و اینکه آخرین تحقیقات در این زمینه روی مقیاس‌های قدیمی انجام شده بود و در آن‌ها کمتر ابعاد سازگاری مورد توجه قرار گرفته بود و بنابر ضرورت استفاده از آزمون‌های جدید، مطالعه‌ی حاضر، به منظور تعیین ویژگی‌های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی در دختران دبیرستانی شهر بابل انجام شده است.
در این مطالعه توصیفی – پیمایشی، جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دبیرستانی بابل که به تعداد 7568 نفر بوده اند، می‌شود. 400 دانش‌آموز ، به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه سازگاری “سینها” و “سینگ” و پرسشنامه هوش هیجانی “شات” بود. داده‌ها با استفاده از آزمون های آماری “کولموگروف – اسمیرنوف”، “آلفای کرونباخ”، “همبستگی پیرسون” و “تحلیل عاملی اکتشافی” جهت تأیید روایی، پایایی و همچنین تحلیل دیگر فرضیه‌ها استفاده گردید.
نتایج حاصل ابتدا نشان می‌دهد مقدار آلفای کرونباخ برای کلّ سؤالات 97/0 و برای تک‌تکِ عناصر نیز بیشتر از 7/0 می باشد و به دلیل اینکه مقدار آزمونKMO ، 764/0 را نشان می‌دهد، همبستگی‌‌های موجود بین داده‌ها برای تحلیل عاملی مناسب است و وضعیت روایی نیز مناسب تشخیص داده می‌شود و سپس نشان می دهد میان سازگاری (سازگاری اجتماعی با توجه به 0.353 r = ، سازگاری عاطفی با توجه به 0.459 r = و سازگاری آموزشی با توجه به 0.570r =) و هوش هیجانی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.
واژگان کلیدی: سازگاری اجتماعی، سازگاری عاطفی، سازگاری آموزشی، هوش هیجانی، دانش آموزان دختر دبیرستانی
فصل یکم:
کلیات پژوهش
1-1 مقدمه
سازگاری1 در نوجوانان به عنوان مهمترین نشانه ی سلامت روان آنان ، از جمله مباحثی است که در دهه‌های اخیر توجه بسیاری از جامعه شناسان، روان شناسان و مربیان را به خود جلب نموده است ، زیرا دوره‌ی نوجوانی، دوره ی حساسی است و سازگاری در این دوره دستخوش تحولات عاطفی، جسمانی و ذهنی فوق‌العاده شدیدی است و هنوز فرد به طور کامل رشد نیافته است. به همین علت ممکن است تأخیر در بلوغ عاطفی به دنبال خود مشکلاتی جدی در روابط بین فردی در نوجوانان و در روابط اجتماعی برای آنان پدید آورد. علاوه براین، رشد اجتماعی مهمترین جنبه ی رشد وجود هر شخصی است و معیار اندازه گیری رشد اجتماعی هرکس سازگاری او با دیگران است. سازگاری مانند رشد جسمی، عاطفی و عقلی یک کمیت پیوسته است و به تدریج به کمال می رسد و در طول زندگی به طور طبیعی و در برخورد با تجربه ها حاصل می‌شود. به عبارت دیگر، با سپری شدن دوران کودکی و ورود به دوران نوجوانی، رشد روانی – اجتماعی از تحول ساده به تحولی عمیق و کیفی تبدیل می شود و نوجوان با به کارگیری مهارت های اجتماعی، می‌تواند جایگاه خود را در میان مراودات اجتماعی و ارتباط با همسالان و بزرگسالان پیدا کند و مورد پذیرش اجتماعی نیز قرار گیرد. موفقیت در امر پذیرش اجتماعی به سازگاری منجر می شود و ممکن است فرد را به مرحله ی نفوذ و رخنه‌ی اجتماعی برساند که سطحی بالاتر از پذیرش اجتماعی است و در این مرحله می تواند بر اطرافیان خود تأثیرگذار باشد(اتکینسون، اتکینسون و هیلگارد2، 2009).
در تعرف سازگاری می توان گفت که، منظور از سازگاری، رابطه ای است که میان فرد و محیط او، به ویژه محیط اجتماعی وجود دارد و به او امکان می دهد تا نیازها و انگیزه های خود را پاسخ گوید. فرد زمانی از سازگاری بهره مند است که بتواند میان خود و محیط اجتماعی اش رابطه ای سالم برقرار و انگیزه های خود را ارضا کند، در غیر این صورت او را ناسازگار قلمداد می کنیم. در واقع سازگاری با محیط، مهارتی است که باید آموخته شود و کیفیت آن مانند سایر آموخته‌ها به میزان علاقه و کوشش فرد برای یادگیری بستگی دارد (اسلامی نسب، 1390).
انجمن روان پزشکان آمریکا (2010) 3سازگاری را چنین تعریف می کند: «هماهنگ ساختن رفتار به منظور برآورده ساختن نیازهای محیطی که غالباً مستلزم اصلاح تکانه ها، هیجان ها یا نگرش هاست» (به نقل از حجاری، 1390). سازگاری اجتماعی4 به عنوان جریانی، که به وسیله ی آن روابط میان افراد، گروه ها و عناصر فرهنگی در وضعیتی رضایت بخش برقرار باشد، تعریف شده است. به عبارت دیگر، روابط میان افراد و گروه‌ها باید به گونه ای برقرار شده باشد که رضایت متقابل آنها را فراهم سازد. بدین ترتیب، سازگاری اجتماعی سازوکارهایی است که توسط آنها یک فرد توانایی تعلق به یک گروه را پیدا می کند. به همین علت لازمه ی سازگاری اجتماعی، بروز تغییراتی در فرد بوده، آن نیز مستلزم یکپارچگی سازوکارهایی است که توسط آنها، گروه یک عضو جدید را می پذیرد (یمنی دوزی سرخابی، 1389)
یکی از الگوهایی که با سازگاری در ارتباط دارد، ظرفیت هیجانی یا هوش هیجانی5 افراد است؛ همان چیزی که این تحقیق تلاش دارد آن را تبیین نماید. منظور از هوش هیجانی، توانایی فرد در بازنگری احساسات و هیجان های خود و دیگران، تمیز قائل شدن میان هیجان ها و استفاده از اطلاعات هیجانی به صورت سالم در حل مسئله و نظم بخشی رفتار است(سالووی و مایر6، 2011).
به طور کلی آنچه از متون تحقیقی بر می آید این است که سازگاری موفقیت آمیز افراد بسته به عملکرد یکپارچه توانش های هیجانی دارد. در واقع هوش هیجانی در پرورش سازگاری با تجارب و حوادث استرس‌زای وقوع یافته، پیش بینی اهداف مطلوب در آینده و نیز سازگاری با استرس‌های مزمن نقشی اساسی دارد.
اکسترمرا7 و همکاران در سال ۲۰10 طی بررسی خود مطرح نمودند نوجوانانی که در رابطه با شناخت هیجانات خود دچار مشکل هستند و توانایی های لازم را برای تنظیم هیجانات‌شان ندارند، در شرایط فشار روانی از کنترل خوبی برخوردار نبوده، ماهیت فشار روانی را با شدت بالاتری درک می‌نمایند و از سازگاری روانشناختی کمتری برخوردارند.
با توجه به این که تاکنون مطالعات محدودی پیرامون رابطه سازگاری با هوش هیجانی انجام گردیده و از سوی دیگر بررسی سازگاری به لحاظ نظری در بهبود روابط بین فردی و محیط امری ضروری بوده و به لحاظ عملی می تواند تا حدودی مسایل و مشکلات افراد را در حوزه سازگاری حل یا جبران نماید و لزوم بررسی این موضوع، پژوهش های زیادی مورد مطالعه قرار گرفت و بر اساس اهمیتی که سازگاری و هوش هیجانی در زندگی دارد این موضوع باید مورد سنجش قرار می گرفت، از این رو ضرورت بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری احساس می شود که موضوع حاضر در قالب آزمون‌های جدید و به روز بررسی شود لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل انجام شده است.
2-1 بیان مسئله
اجتماعی شدن جریانی پیچیده به شمار می آید که ابعاد و جوانب گوناگونی دارد. کسب مهارت‌های اجتماعی، چگونگی برقراری ارتباط با سایر افراد و سازگاری، از جمله ی این ابعاد هستند. برخی از روانشناسان سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارت اجتماعی می دانند. از نظر آن‌ها، مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه ی خاص اجتماعی، به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد. (اسلابی و گوارا 82009؛ به نقل از عابدینی، 1390). در حالی که برخی دیگر از روانشناسان سازگاری و مهارت اجتماعی را فرایندی می دانند که افراد را قادر می سازد تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند، رفتار خود را کنترل کنند و تعاملات اجتماعی خود را تنظیم نمایند. (اسلاموسکی و دان9، 2006 )
ایواتا10 و همکاران ( 2010 ) در مروری جامع عوامل مؤثر در سازگاری را به شش دسته ی عمده تقسیم می‌کنند که هریک از آن ها نیز به عوامل جزئی تری تقسیم شده اند، این عوامل عبارتند از:
الف -محرومیت های جسمانی ناشی از نقص عضو، تغذیه ی نادرست و بد، محرومیت از خواب و خستگی روانی ، فرایندهای عاطفی آسیب زا و آسیب های مغزی.
ب- عوامل روانی، اجتماعی و محیطی، نظیر تغییرات سریع و مهم اجتماعی نظیر بیکاری ، جنگ ، بلایای طبیعی ، از هم پاشیدگی کانون خانواده ، فقر و اعتیاد.
ج – عوامل تربیتی، نظیر الگوهای نادرست خانوادگی ، فقدان رابطه ی والد کودک ، طرد کردن فرزندان ، حمایت افراطی ، محرومیت های عاطفی ، خودمختاری بیش از حد کودک ، انتظارات و خواسته های غیرواقع‌گرایانه ی والدین و کمبود ارتباط.
د-ساختار خانوادگی ناسازگار از جمله خانواده های بی کفایت ، از هم پاشیده ، ضد اجتماعی و آسیب روانی اولیه و عدم ثبات عاطفی و روانی والدین بخصوص مادر.
ه- فشارهای ناشی از زندگی جدید صنعتی، مانند رقابت های ناسالم ، تقاضاهای شغلی و تحصیلی و پیچیدگی‌های زندگی جدید.
و- عوامل ارثی نظیر اختلالات جسمی، روانی و عاطفی که زمینه را برای رفتارهای بزهکارانه و ناسازگاری اجتماعی فراهم می کنند.
عوامل متعددی در سازگاری شخصی و اجتماعی افراد نقش دارند که نظریه ها و دیدگاه های مختلف تربیتی، روان شناختی و جامعه شناختی بر آن ها تأکید کرده اند. مطالعه آدیمو11 (2011) روی دانشجویان نیجریه‌ای نشان داده است که هوش هیجانی بالا با سازگاری سریع و بسنده با محیط دانشگاه و کارکرد موفق ارتباط نیرومندی دارد. در همین راستا، یافته‌های مطالعه پانسر12 و همکاران (2008) حاکی از این است که دانش‌آموزان موفق و سازگار از لحاظ هوش هیجانی در قیاس با دانش‌آموزان ناموفق و ناسازگار به شکل معنادارتری برترند. مارکوئز13 و همکاران (2010) نیز نشان دادند که سازگاری و شایستگی های اجتماعی رابطه نیرومندی با هوش هیجانی دارند.
پژوهش‌های متعدد و مشاهدات مراکز مشاوره‌ای نشان داده است که عوامل متعدد نامساعدی مانند اضطراب، تنش، تشویش و عدم اعتماد به نفس، ناسازگاری شخصی و اجتماعی و . . . عملکرد تحصیلی ضعیف دانش‌آموزان را تهدید می کند و نه تنها موجب می شود که تعدادی از آن ها نتوانند به موقع دوره‌ی تحصیلی خود را به اتمام برسانند، بلکه موجب دگرگونی روحیه ی آنان می شود و نوعی نگرانی، ناپایداری هیجانی و حتی گاه پاره‌ای مشکلات عصبی – روانی را برای آن ها ایجاد می کند و سازگاری روان شناختی و اجتماعی آن‌ها را شدیداً به مخاطره می اندازد (به نقل از قهاری، 1391). از طرفی، با توجه به آخرین تحقیقاتی که در این زمینه روی مقیاس‌های قدیمی انجام شده بود و در آن ها ابعاد سازگاری کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. این سوال پیش آمد که آیا لازم نیست از یک مقیاس جدید برای بررسی موضوع استفاده شود؟ در بررسی‌های اولیه، مشخص شد که دو پرسشنامه مناسب برای دانش آموزان دبیرستانی موجود است: یکی پرسشنامه سازگاری بل14 که روی ویژگی های روانسنجی آن بسیار زیاد کار شده و دیگری پرسشنامه سازگاری15 مربوط به دوره نوجوانی که کم کار شده است. از این رو این پرسشنامه انتخاب شد.
براساس آنچه ذکر شد این پژوهش در پی پاسخگویی به این موارد است:
1- بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری
2- آیا بین سازگاری و هوش هیجانی رابطه وجود دارد؟
بر اساس آنچه گفته شد این پژوهش به دنبال آن است تا ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی در دانش آموزان دختر بپردازد.

3-1 اهمیت و ضرورت پژوهش
انسان موجودی است فراگیرنده و از نخستین روزهای حیات تا سه سالگی ، طی تجربه های بسیار در فرآیندهای فوق العاده، پیچیده، شگفت انگیز و ماهرانه‌ای چون نشستن، ایستادن، راه رفتن، حرف زدن و غذا خوردن کار آمد می شود و پیوسته می کوشد با اطرافیان و محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کند. در این بین، اجتماعی شدن فرایندی است که به کمک آن ارزش‌ها ، اعتقادات و معیارهای رفتاری که فرهنگ از آنان انتظار دارد؛ به کودکان آموخته می شود.
سازگاری یک مفهوم نسبی است و تحت تأثیر فرهنگ ها و اعتقادات از جامعه‌ای با جامعه ی دیگر فرق می‌کند. از طرفی، رفتار آدمی تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله خانواده، مدرسه، گروه همسالان و سایر عوامل اجتماعی قرار دارد و شخصیت انسان در صورتی به کمال می رسد که بین او و محیط پیرامونش تعادل و تعامل مناسبی صورت پذیرد. فشارهای اجتماعی به وضوح تأثیر فراوانی بر رفتار فرد دارد . از طرف دیگر، انسان موجودی انعطاف پذیر است. او نه تنها با محیط سازگار می شود؛ بلکه محیط را بر طبق خواسته های خود دگرگون می‌کند(به نقل از حجاری، 1390).
یکی از عوامل مورد بررسی در این پژوهش مفهوم هوش هیجانی است که توسط شات16(1998) به عنوان “دسته‌ای از مهارت ها، استعدادها و توانایی های غیرشناختی که توانایی موفقیت فرد در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی را افزایش می دهد” تعریف شده است. بنابراین هوش هیجانی یکی از عوامل موفقیت فرد در زندگی است و مستقیماً بهداشت روانی فرد را متأثر می کند و وجود آن موجب سازگاری بیشتر و جلوگیری از انحرافات در وی می شود. در واقع، افرادی که هوش هیجانی بالاتری داشته باشند، کمتر خود را در معرض آسیب های اجتماعی قرار می دهند زیرا ارزیابی های آنان از موقعیت ها به صورت منطقی صورت می گیرد (یارمحمدیان، 1390). هوش هیجانی اساساً به عنوان توانایی فرد در بازنگری احساسات و هیجان های دیگران، تمیز قائل شدن میان هیجان ها و استفاده از اطلاعات هیجانی در حل مسئله و نظم بخشی رفتار تعریف می شود (سالوی و مایر،2011، به نقل از حجاری، 1390).
انسان یک موجود اجتماعی است، لذا برای موفقیت نیاز است با جامعه پیرامون خود به سازگاری مناسبی دست یابد. در صورت عدم توفیق دانش آموز در کسب سازگاری، شاهد پدیده ناسازگاری و فاصله گرفتن او از رفتار متعادل خواهیم بود و رفتارهایی از او سر خواهد زد که نشانه ی ناسازگاری است. از جمله این رفتارها می توان به پرخاشگری، اضطراب، جامعه ستیزی، جلب توجه کردن، فرار از مدرسه و اختلال‌های عادتی نام برد. بنابراین، سازگاری و هماهنگ شدن با خود و محیط پیرامون خود برای هر موجود زنده ای ضرورتی حیاتی است، تلاش روزمره‌ی آدمیان جملگی بر حول سازگاری دور می زند. هر انسان هوشیارانه یا ناهوشیارانه می‌کوشد، نیازهای متنوع و گاه متعارض خود را در محیطی که در آن زندگی می کند، برآورده سازد. در شکل‌گیری سازگاری عواملی چون شیوه های تربیتی، عوامل آموزشگاهی، ارزش ها و اعتقادات حاکم، گروه همسالان، خانواده و آموزش و پرورش مؤثّر است. شناخت عوامل مؤثر بر سازگاری دانش آموزان که در سن حساسی قرار دارند و تأثیرات پایداری که این دوره بر شکل گیری شخصیت نوجوان دارد، امکان پیش بینی و برنامه‌ریزی جهت کمک به تأمین بهداشت روانی آنان را فراهم می کند. با توجه به این که تاکنون مطالعات محدودی پیرامون سازگاری دانش آموزان و رابطه آن با هوش هیجانی انجام گردیده و از سوی دیگر بررسی و شناسایی هوش هیجانی به لحاظ نظری در تقویت کفایت شخصی و بهبود روابط بین فردی امری ضروری بوده و به لحاظ عملی می تواند تا حدودی مسایل و مشکلات افراد را در حوزه سازگاری حل یا جبران نماید (بار- آن17، 2009)، لذا با توجه به اهمیت موضوع اندازه‌گیری سازگاری و هوش هیجانی و رابطه این دو در سنین دبیرستانی و نبود هنجار مناسب، پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی سازگاری و هوش هیجانی در دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان بابل انجام خواهد گرفت. انجام پژوهش در این زمینه به دست‌اندرکاران و مسئولین جامعه کمک می کند تا با ارائه‌ی برنامه ها و خدمات فرهنگی، تربیتی و مذهبی در جهت رشد، شکوفایی، قوام شخصیت و استعداد افراد جامعه به خصوص قشر جوان و تحصیل کرده گام بردارند و با افزایش آگاهی جوانان کشور از انحرافات و بر هم خوردن روابط در خانواده ها و نابودی اصول اخلاقی حاکم بر جامعه و در نتیجه ناسازگاری پیشگیری کنند.
اهداف پژوهش
1-4-1 هدف کلی:
تعیین ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل
2-4-1 اهداف خاص:
1-2-4-1 تعیین روایی پرسشنامه سازگاری.
2-2-4-1 تعیین اعتبار پرسشنامه سازگاری.
3-2-4-1 تعیین رابطه سازگاری با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل.
1-3-2-4-1 تعیین رابطه “سازگاری اجتماعی” با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل.
2-3-2-4-1 تعیین رابطه “سازگاری عاطفی” با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل.
3-3-2-4-1 تعیین رابطه “سازگاری آموزشی” با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل.
4-2-4-1 تعیین سهم هریک از مولفه های سازگاری در تبیین هوش هیجانی.
5-1 سوالات پژوهش
1-5-1 آیا پرسشنامه سازگاری از روایی مناسبی برخوردارند؟
2-5-1 آیا پرسشنامه سازگاری از اعتبار مناسبی برخوردارند؟
3-5-1 آیا سازگاری با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد؟
1- 3-5-1 آیا “سازگاری اجتماعی” و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد؟
2- 3-5-1 آیا “سازگاری عاطفی” و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد؟
3 – 3-5-1 آیا “سازگاری آموزشی” و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد؟
4-5-1 سهم هریک از مؤلفه های سازگاری در پیش بینی هوش هیجانی به چه میزان است؟
6-1 فرضیات پژوهش
1-6-1 پرسشنامه سازگاری از روایی مناسبی برخوردار است.
2-6-1 پرسشنامه سازگاری از اعتبار مناسبی برخوردار است.
3-6-1 سازگاری و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد.
1-3-6-1 “سازگاری اجتماعی” و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد.
2-3-6-1 “سازگاری عاطفی” و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد.
3-3-6-1 “سازگاری آموزشی” و هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل رابطه معناداری دارد.
7-1 تعریف واژگان و اصطلاحات تخصصی
سازگاری از نظر مفهومی را توانایی آمیزش، انطباق، مصالحه، همکاری و کنار آمدن با خود، محیط و دیگران تعریف کرده اند (به نقل از فولادی، 1390).
سازگاری از نظر عملیاتی: نمره ای که فرد در آزمون سازگاری (سازگاری اجتماعی، سازگاری عاطفی، سازگاری آموزشی) سینها و سینگ18 کسب می کند (کرمی، 1377 ).
اعتبار19 از نظر مفهومی به ارتباط منطقی، بین پرسشهای آزمون و مطلب مورد سنجش اشاره دارد (بیانی، 1388).
اعتبار (ضریب آلفای کرونباخ)از نظر عملیاتی: منظور از اعتبار یا پایایی پرسش نامه این است که اگر صفت‌های مورد سنجش با همان وسیله و تحت شرایط مشابه و در زمانهای مختلف مجدداً اندازه گیری شوند، نتایج تقریبا یکسان حاصله شود(سرمد و همکاران، 1389).
روایی20 از نظر مفهومی عبارت است سؤالات مندرج در ابزار، دقیقاً متغیرها و موضوع مورد مطالعه را بسنجند (حافظ نیا، 1388).
روایی از نظر عملیاتی: عبارت از میزان صحت سنجه، مقیاس یا آزمون در اندازه گیری ساخت نظری یا ویژگی مورد نظر است(سرمد و همکاران، 1389).
هوش هیجانی از نظر مفهومی: یک دسته از مهارت ها، استعدادها و توانایی های غیر شناختی که توانایی موفقیت فرد را در مقابله، فشار و اقتضائات محیطی افزایش می دهد. بنابراین هوش هیجانی یکی از عوامل مهم در تعیین موفقیت فرد در زندگی است و مستقیماً بهداشت روانی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. (بار – آن 2010؛ به نقل از ادیب، 1389).
هوش هیجانی از نظر عملیاتی: نمره ای که فرد در آزمون هوش هیجانی شات(خوش بینی / تنظیم هیجان، ارزیابی از هیجانات، مهارت های اجتماعی، کاربرد هیجانات) کسب می‌کند(شات، 2009؛به نقل از محمدی، 1387).
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
1-2 مقدمه
سازگاری از مسائل مهمی است که از همان ابتدای خلقت بشر مورد توجه بوده اما از نظر علمی سابقه چندانی ندارد. شروع کار علمی در مورد سازگاری از سال 1984 آغاز شد که راتوس و نوید21 مدلی را برای سازگاری ارائه کردند. در سال 1992 لازاروس و فولک من22، کار آنها را ادامه دادند و مدل جدیدی برای سازگاری ارائه دادند. در سال های بعد رابطه بین سازگاری و متغیرهای دیگر توسط محققان انجام شد. ازجمله فلورشلم23، به نقل از مظاهری(1389) بیان می کند پژوهشگرانی همچون اسپیرمن24 1990، مندونکا 251981، کان26 1989 و بالارد27 در سال 1992 به بررسی شیوه های افزایش سازگاری از راه‌های رفتاری و رفتاری شناختی و به شیوه‌های گروهی و کوتاه مدت پرداخته اند.
سازگاری و هماهنگ شدن با خود و محیط پیرامون خود برای هر موجود زنده ضروری است و تلاش روزمره همه آدمیان بر محور همین سازگاری دور می زند. هر انسانی آگاهانه یا ناآگاهانه می کوشد تا نیازهای متنوع و گاه متعارض خود را در محیط زندگی خود برآورده کند؛ و از آنجا که باید نیازهای خود را در قالب ساخت اجتماعی برآورده کند، سازگاری او لاجرم سازگاری اجتماعی است (مظاهری، 1389).
وینزمن28 به نقل از علی پور (1381) سازگاری انسان را در دو جنبه می داند: سازگاری انسان با خویش و درون و سازگاری انسان با دیگران و پیرامون. این دو محیط درونی و بیرونی در حقیقت دو روی یک سکه اند و با هم روابطی بسیار پیچیده و نزدیک دارند. متاسفانه بسیاری از حوائج و خواسته های آدمی به آسانی برآورده نمی‌شود و گاه ارضاء آن در برابر موانع و مشکلات گوناگون، مستلزم تلاش و فعالیت بسیار است که همیشه هم مثمر ثمر واقع نمی شود و چه بسا ناکامی را بدنبال می آورد.
روانشناسان همچنین سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار29 می دانند که موجب سازگاری فرد با محیط خود می گردد؛ یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود به دست آورد، ولی بسیاری از روان شناسان دیگر معتقدند که اگر اصطلاح سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه های دیگران اعمال شود، دیگر نمی توان توصیفی از شخصیت سالم به عمل آورد، آنها بیشتر بر ویژگی های مثبتی مانند فردیت، آفرینندگی30 و شکوفایی استعدادهای بالقوه تاکید دارند. همچنین از سازگاری تعریفی دیگر ارائه شده که عبارت است از ثبات عاطفی و جسارت در روابط اجتماعی و نیز علاقه به تحصیل که در فرد می باشد و به صورت عاطفی، اجتماعی و آموزشی دیده می‌شود. در هر حال، سازگاری، یعنی تطبیق یا وفق دادن شخص نسبت به محیط. راجرز31 در تعریف سازگاری می‌گوید: «منظور از سازگاری انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط میان خود و محیط است به نحوی که حداکثر خویشتن سازی را همراه با رفاه اجتماعی ضمن رعایت حقایق خارجی امکان پذیر می سازد». به این ترتیب، سازگاری، یعنی شناخت این حقیقت که فرد باید هدف های خود را با توجه به چارچوب های اجتماعی – فرهنگی تعقیب کند (آهنی، 1389).
آلبرت الیس32 معتقد است رفتارهای هر فرد بستگی به نظام باور وی و تعبیر و تفسیر موقعیت ها دارد نه وضعیت عینی آن موقعیت. بنابراین بسیاری از رفتارهای ناسازگارانه و نادرست نتیجه باورهای غلط و تفسیر نادرست از اوضاع و احوال هستند اما بر اساس نظر مازلو33 زمانی که انسان نتواند نیازهای اساسی خود را برآورده کند و در راه تحقق اهداف خود مانع ببیند، رفتار ناسازگارانه خواهد داشت (به نقل از حجاری، 1390).
موسوی (1390) سازگاری و در رأس آن سازگاری اجتماعی را، یک مفهوم نسبی می‌داند که تحت تأثیر فرهنگ‌ها و اعتقادات از جامعه ای با جامعه دیگر فرق می کند. به عنوان مثال، شاید رفتاری خاص در کشوری مسلمان سازگار تلقی شود ولی در کشوری دیگر و برحسب اعتقادات آنان ناسازگارانه باشد. از طرفی رفتار آدمی تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله خانواده، مدرسه، گروه همسالان و سایر عوامل اجتماعی قرار دارد و شخصیت انسان در صورتی به کمال می رسد که بین او و محیط پیرامونش تعادل نسبی صورت پذیرد. فشارهای اجتماعی بوضوح تاثیر فراوان بر رفتار فرد دارد. از طرف دیگر، انسان موجودی انعطاف‎‏‏‎‌‌پذیر است، او نه تنها با محیط سازگار می شود، بلکه محیط را نیز مطابق خواسته های خود دگرگون می کند.
موسوی (1390) می نویسد جریان سازگاری اجتماعی فرد اینگونه است که هرکسی احتیاجات روانی دارد که باید برطرف نماید تا به تعادل روانی دست یابد. روانشناسان، سازگاری خود را در برابر محیط، مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار تلقی کرده اند که به خود کمک می‌کند تا خود را با جهان پیرامون خود سازگار کند. طبق نظریه های اجتماعی، آدمیان و موقعیت ها به صورت دو مولفه بر هم تأثیر می گذارند.
پارسونز34(2010) به نقل از موسوی (1390) مدعی است که کنش اجتماعی دارای دو جنبه است: یکی آنچه فرد خود علاقمند به انجام آن است و دیگری آنچه دیگران از او توقع دارند. پارسونز(2010) معتقد است که افراد برای اینکه به توافق برسند، باید مطابق با انتظارات دیگران عمل کنند. در این صورت نه تنها، رضایت فردی مورد نظر بدست می آید، بلکه رضایت یکدیگر را نیز فراهم کرده اند.
تایلور35 به نقل از برادران (1390) یک سازگاری مطلوب و ایده آل را نتیجه عوامل زیر می داند:
عملکرد مطلوب در همه ابعاد
رشد و نمو طبیعی
واکنش مناسب به فشارهای روحی جسمی و روانی

توانایی تحمل در برابر موقعیت های قابل تغییر
بنابر نظر تایلور سازگاری را طیف وسیعی از پاسخ های غیر موثر و پاسخ های کاملاً موثر در برخورد با مشکلات زندگی روزمره می داند. بر این اساس در نقطه شروع طیف، ناسازگاری و در وسط سازگاری و در انتها نیز حداکثر سازگاری قرار دارد که می توان از آن به عنوان «شایستگی36» نام برد. ناسازگاری موقعیت ناخوشایندی است که در آن فرد از مهارت ها و توانایی های مناسب برخوردار نبوده در رفتارهای خود بی‌کفایت به نظر می رسد و باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای خود و دیگران می شود. سازگاری موقعیت رضایت بخشی است که فرد از مهارت های مناسب و کافی به هنگام رویارویی با موانع موجود برخوردار بوده و در آمادگی کامل بسر می برد و «شایستگی» موقعیت ایده آل و عالی است که در آن فرد تمام مهارت ها و توانایی های خود را به طور خلاق و مبتکرانه به کار می برد تا با مقتضیات و موانع زندگی به خوبی کنار آید. این امر باعث بهبود در کیفیت زندگی و ساختار محیطی فرد شده و او را در دستیابی به اهداف مورد نظر خود کمک می کند و در نهایت به رضایت خاطر از زندگی و زنده ماندن می انجامد.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید