بسم الله الرحمن الرحيم
بسمه تعالي
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد زرند
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد روانشناسي عمومي
عنوان :
رابطه بين احقاق حق جنسي با رضايتمندي زناشويي و پرخاشگري در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتي درماني شهرستان منوجان
استاد راهنما:
دکتر ابوالقاسم خوش کنش
استاد مشاور:
علي حسن زاده
نگارنده :
عهديه بشار
سال تحصيلي:
1390- 1389
سپاسگزاري
“مَن لَم يشکُرِ المَخلوق، لَم يشکُرِ الخالِق”
منت خداي را عزوجل که طاعتش موجب قرب است و به شکر اندرش مزيد نعمت.
بدون شک انجام پژوهش و نگارش پاياننامه حاضر بدون همياري و کمک استادان محترم ميسر نميگرديد. اينک که با بهرهمندي از الطاف الهي، نگارش پاياننامه به پايان رسيده است شايسته است که مراتب قدرشناسي و تشکر خود را از اساتيد فرزانه جناب آقاي دکتر ابوالقاسم خوش کنش که راهنمايي اين پژوهش و آقاي علي حسن زاده در مقام استاد مشاور که با لطف و محبت و سخاوتمندانه وقت ارزشمند خود را در اختيار اينجانب قرار دادهاند به جا آورم.
از اساتيد گرانقدر و بزرگوار گروه روانشناسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد زرند کمال تشکر و امتنان را دارم.

تقديم به :
پدر بزرگوارم
او که عشق، محبت و ايثار را در ترنم نگاهش معنا کردم. پدري که هرگز نگذاشت سايه ياس و نااميدي بر زندگيم طنين انداز شود.
تقديم به او که اگر امروز دستانم ياراي ياري رساني يافته است، مرهون دستان پر مهر اوست.
او که بلنداي دستانش هميشه سايه بان مهرباني هاست.
و
مادر مهربانم
او که لحظه لحظه زندگيم تجلي گاه بي نظير و يکتاي صبر و راستي و گذشت او بود.
تقديم به او که نخستين باغبان پر احساس شکوفه هاي دانستن و آموختنم بود.
او که اگر امروز آرزوهايم را در پهنه هستي تحقق يافته مي بينم، مديون دعاهاي آسماني اوست.
و
همسر عزيزم
او که در سايه تشويق هاي موثر و برانگيزاننده اش به سوسوي موفقيت مي نگريستم.
او که تنهايي هاي وجودم را با لحظه لحظه بودن در کنارم، لبريز کرده و به خستگي هاي زندگيم لطافت و آرامش بخشيده است.
گل باغ زندگيم
شيرين ترين فرزند دنيا، پسرم ابوالفضل که خستگي هايم با ديدن لبخند زيبايش به نشاط و انرژي تبديل مي شود.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده:1
فصل اول : طرح پژوهش 2
1-1-مقدمه:3
1-2- بيان مساله4
1-3- اهميت وضرورت تحقيق:4
1-4- اهداف تحقيق7
1-4-1- هدف کلي :7
1-4-2- اهداف ويژه:7
1-4-3- اهداف کاربردي8
1-5- فرضيه هاي تحقيق:8
1-5-1- فرضيه اصلي :8
1-5-2- فرضيه هاي اختصاصي تحقيق:8
1-6- سوالات تحقيق:9
1-7- تعاريف مفاهيم9
1-7-1- تعاريف نظري:9
فصل دوم : پيشينه تحقيق11
2-1-احقاق حق جنسي12
2-2- رضايت زناشويي :15
2-2-1- عوامل و مولفه هاي رضايت زناشويي :16
2-3- پرخاشگري25
2-3-1- تعريف پرخاشگري26
2-3-2- عوامل پيش بيني کننده پرخاشگري27
2-3-3- اختلالات مرتبط با پرخاشگري28
2-3-5- رويکردهاي پرخاشگري32
2-3-5-1- رويکرد روان تحليل گري32
2-3-5-2- رويکرد رشدي34
2-3-5-3- رويکرد ذاتي بودن پرخاشگري35
2-3-5-4 تعليم شيوه هاي پرخاشگرانه رفتار:36
2-3-5-5- رويکرد انگيزشي36
2-3-5-6- رويکرد موقعيتي 37
فصل سوم: روش پژوهش38
مقدمه39
3-1- نوع تحقيق41
3-2- انواع متغيرها41
3-2-1- متغيرپيش بين41
3-2-2- متغيرهاي ملاک41
3-2-3- متغيرهاي تعديلگر41
3-3- داده هاي مورد نياز41
3-4- شيوه جمع آوري اطلاعات41
3-5- ابزارهاي تحقيق42
3- 5-1- پرسشنامه احقاق حق جنسي هالبرت42
3-5-2- پرسشنامه رضايتمندي زناشويي انريچ42
3-5-3- پرسشنامه پرخاشگري پاس و پري (پ پ)43
3-6- جامعه آماري43
3-7- حجم نمونه و روش نمونه گيري44
3-8- روشهاي تجزيه و تحليل آماري44
3-8-1- روشهاي آماري توصيفي44
3-8-2- روشهاي آماري استنباطي44
فصل چهارم : نتايج (يافته ها )44
4-1- توصيف ويژگي هاي دموگرافيک46
4-1-1- وضعيت ميزان تحصيلات همسر:46
4-1-2: وضعيت شغل همسر:47
4-2- بررسي فرضيات تحقيق48
4-3- بررسي سوالات تحقيق69
فصل پنجم : بحث در نتايج ( نتيجه گيري )
5-1- نتايج و بحث و بررسي سوالات85
5-1-1- فرضيات تحقيق85
5- 1- 2-بررسي سوالات پژوهش90
5-2-:پيشنهادات94
5- 2- 1: پيشنهادات کاربردي94
5-2- 2:پيشنهادات پژوهشي95
5-3- محدوديتهاي تحقيق95
منابع فارسي:96
منابع لاتين:101
پيوست103
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1-1: توزيع فراواني وضعيت ميزان تحصيلات همسر45
جدول 4-1-2: توزيع فراواني وضعيت شغل همسر46
جدول 4-2-1: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين احقاق حق جنسي با رضايتمندي زناشويي47
جدول 4-2-2: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري زنان49
جدول 4-2-3: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين رضايتمندي زناشويي با پرخاشگري زنان51
جدول 4-2-4: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين ابراز عواطف و احساسات جنسي با رضايتمندي زناشويي53
جدول 4-2-5: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين روابط جنسي با رضايتمندي زناشويي55
جدول 4-2-6: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين ابراز عواطف و احساسات جنسي با پرخاشگري زنان57
جدول 4-2-7: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين روابط جنسي با پرخاشگري زنان59
جدول 4-2-8: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري فيزيکي زنان61
جدول 4-2-9: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري کلامي زنان63
جدول 4-2-10: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين احقاق حق جنسي با خشم زنان65
جدول 4-2-11: آماره هاي آزمون همبستگي پيرسون و اسپيرمن مربوط به رابطه بين احقاق حق جنسي با خصومت زنان67
جدول 4-3-1: توزيع فراواني، آماره‌هاي توصيفي متغير احقاق حق جنسي زنان69
جدول 4-3-2: توزيع فراواني، آماره‌هاي توصيفي متغير رضايتمندي زناشويي زنان71
جدول 4-3-3: توزيع فراواني، آماره‌هاي توصيفي متغير پرخاشگري زنان73
جدول 4-3-4: توزيع فراواني و آماره کاي دو شغل همسر و احقاق حق جنسي زنان75
جدول 4-3-5: توزيع فراواني و آماره کاي دو شغل همسر و رضايتمندي زناشويي77
جدول 4-3-6: توزيع فراواني و آماره کاي دو شغل همسر و پرخاشگري زنان79
جدول 4-3-7: توزيع فراواني و آماره کاي دو ميزان تحصيلات همسر و احقاق حق جنسي زنان81
جدول 4-3-8: توزيع فراواني و آماره کاي دو ميزان تحصيلات همسر و رضايتمندي زناشويي83
جدول 4-3-9: توزيع فراواني و آماره کاي دو ميزان تحصيلات همسر و پرخاشگري زنان85
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1-1: درصد فراواني وضعيت ميزان تحصيلات همسر45
نمودار 4-1-2: درصد فراواني وضعيت شغل همسر46
نمودار 4-2-1- نمودار پراکنش رابطه بين احقاق حق جنسي با رضايتمندي زناشويي48
نمودار 4-2-2- نمودار پراکنش رابطه بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري زنان50
نمودار 4-2-3- نمودار پراکنش رابطه بين رضايتمندي زناشويي با پرخاشگري زنان52
نمودار 4-2-4- نمودار پراکنش رابطه بين ابراز عواطف و احساسات جنسي با رضايتمندي زناشويي54
نمودار 4-2-5- نمودار پراکنش رابطه بين روابط جنسي با رضايتمندي زناشويي56
نمودار 4-2-6- نمودار پراکنش رابطه بين ابراز عواطف و احساسات جنسي با پرخاشگري زنان58
نمودار 4-2-7- نمودار پراکنش رابطه بين روابط جنسي با پرخاشگري زنان60
نمودار 4-2-8- نمودار پراکنش رابطه بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري فيزيکي زنان62
نمودار 4-2-9- نمودار پراکنش رابطه بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري کلامي زنان64
نمودار 4-2-10- نمودار پراکنش رابطه بين احقاق حق جنسي با خشم زنان66
نمودار 4-2-11- نمودار پراکنش رابطه بين احقاق حق جنسي با خصومت زنان68
نمودار 4-3-1-2: آماره‌هاي توصيفي وضعيت احقاق حق جنسي زنان…………………………………………………………………….70
نمودار 4-3-2-1: درصد فراواني وضعيت رضايتمندي زناشويي زنان70
نمودار 4-3-2-2: آماره‌هاي توصيفي وضعيت رضايتمندي زناشويي زنان72
نمودار 4-3-3-1: درصد فراواني وضعيت پرخاشگري زنان74
نمودار 4-3-3-2: آماره‌هاي توصيفي وضعيت پرخاشگري زنان74
نمودار 4-3-4: درصد فراواني وضعيت شغل همسر و احقاق حق جنسي زنان76
نمودار 4-3-5: درصد فراواني وضعيت شغل همسر و رضايتمندي زناشويي78
نمودار 4-3-6: درصد فراواني وضعيت شغل همسر و پرخاشگري زنان 80
نمودار 4-3-7: درصد فراواني وضعيت ميزان تحصيلات همسر و احقاق حق جنسي زنان82
نمودار 4-3-8: درصد فراواني وضعيت ميزان تحصيلات همسر و رضايتمندي زناشويي84
نمودار 4-3-9: درصد فراواني وضعيت ميزان تحصيلات همسر و پرخاشگري زنان……………………………………………………..86
چکيده:
رضايت زناشوئي يکي از عوامل موثر در ثبات خانواده ها ودر عين حال بهداشت رواني همسران و فرزندان است. مهمترين عامل در رضايت زناشوئي، روابط زناشويي است. هدف اين تحقيق مشخص کردن رابطه بين احقاق حق جنسي با رضايتمندي زناشويي و پرخاشگري در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتي درماني شهرستان منوجان بوده است. روش مورد استفاده در اين پژوهش، توصيفي به شيوه همبستگي و نمونه مورد بررسي 300 نفر مي باشد. نمونه گيري به شيوه در دسترس از 7 مرکز بهداشتي درماني انتخاب گرديد. براي گردآوري اطلاعات از پرسشنامه 25 سوالي هالبرت براي سنجش احقاق حق جنسي، پرسشنامه 23 ماده اي انريچ براي سنجش رضايت زناشويي و پرسشنامه 29 ماده اي پاس و پري براي سنجش پرخاشگري استفاده شد. يافته ها نشان داد که بين احقاق حق جنسي با رضايتمندي زناشويي رابطه مستقيم و معني داري وجود دارد و بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري زنان و همچنين بين رضايتمندي زناشويي و پرخاشگري رابطه معکوس و معني داري وجود دارد. بين شغل همسر با احقاق حق جنسي و رضايتمندي زناشويي رابطه معني داري وجود دارد، ولي بين ميزان تحصيلات همسر با احقاق حق جنسي و رضايتمندي زناشويي و پرخاشگري در زنان رابطه معني داري وجود ندارد.
واژه ها کليدي: احقاق حق جنسي، رضايتمندي زناشويي، پرخاشگري
1-1-مقدمه:
خانواده اصلي ترين عنصر هر جامعه و کانون حفظ سلامت و بهداشت رواني است و نقش مهمي در شکل گيري شخصيت فرزندان يعني پدران و مادران اينده دارد و هيچ نهاد و مرجعي نمي تواند جايگزين خانواده به ويژه عنصر اصلي آن يعني مادر شود. جامعه اي سالمتر و پوياتر است که مادران و پدراني با الگوي شخصيتي سالمتر داشته باشد
رضايت زناشوئي يکي از عوامل موثر در ثبات خانواده ها و در عين حال بهداشت رواني همسران و فرزندان است.اما در روابط زناشوئي عوامل متعددي باعث رضايت همسران از يکديگر مي شود .
حيدري نسب (1383) مهمترين عوامل موفقيت در زندگي زناشوئي را رشد عاطفي و فکري تشابه علائق و طرز فکر،تشابه مذهبي، تشابه تحصيلي و طبقاتي ،نسبت امور جنسي تشابه و سرعت عمل در کارها و بالاخره رابطه با خانواده زن و شوهر مي داند.
سلامت فيزيکي و عاطفي و بهداشت رواني افراد در جامعه در گرو سلامت روابط زناشوئي و تداوم و بقاي ازدواج مي باشد. رضايت يک فرد از زندگي زناشوئي به منزله رضايت وي از خانواده محسوب مي شود و رضايت از خانواده به مفهوم رضايت از زندگي بوده و در نتيجه باعث تسهيل درامر رشد و تعالي و پيشرفت مادي و معنوي جامعه خواهد شد. بنابراين با توجه به اهميتي که روان شناسان و حتي همه مذاهب به خانواده وارتباط زناشوئي موثر مي دهند و اينکه به نظر مي رسد تشکيل خانواده جايگاهي براي رضايتمندي است و بلکه اساسا کانون التيام و شفابخشي است. کانوني است که بايد فشارهاي رواني وارد شده براعضا خود را تخفيف دهد و راه رشد و شکوفايي آنها را هموار کند. اگر خانواده محيط سازنده اي براي اعضاي خود داشته باشد و نياز هاي جسماني و رواني آنها را برآورده کند کمتر ممکن است به نهاد هاي درماني خارج از خانواده نياز پيدا کند ( ثنايي، 1375 ) .
از جمله عوامل موثر بر رضايت زناشويي احقاق حق جنسي است. به اعتقاد تراويس و وايت(2000)، احقاق مستلزم تلاش فرد در تامين حقوق خود در محدوده ي زماني مشخص يا تحقق بخشيدن به انتظارات دروني شده از خود از طريق تعامل با ديگران است.(تراويس و وايت،2000 ،ص 307).
بنابراين هر هويت جنسي در تعامل با ديگران براي دست يابي به اختيار و مشروعيت قانوني خود، خواستار احقاق حق خويش است. در مطالعات متعدد و مقايسه اي روشن شده است که فرهنگ جوامع مختلف با نگرش از موضوع غالب و قدرت، زنان را در بند الگوهاي تعريف شده و کليشه اي رفتار جنسي قرار داده است. تصوري خارج از چارچوب نقش تابع در شور جنسي زنان براي مردان و زنان غير قابل درک، زشت و نامطلوب جلوه مي کند. به تبع پذيرش چنين نقشي، زنان قدرت احقاق حق جنسي خود را نيز از دست داده اند، چرا که کسب چنين قدرتي از سوي فرهنگ غالب جوامع به معناي کسب مفاهيم هرزه نمائي، عدم عصمت و شرم است. ترس از قرار گرفتن در محدوده چنين الفاظ توهين آميز، زنان را وادار به تسليم و پذيرش در برابر نقش زنانگي نموده است.
بنابراين يکي از عوامل موثر در برقراري ثبات خانواده احقاق حق جنسي است، که بدنبال آن رضايتمندي زناشويي زنان را فراهم مي کند و زنان به جاي پرخاشگري عشق و محبت را به همراه خود هديه مي کنند.
1-2- بيان مساله
ازدواج اصلي ترين و مهم ترين زمينه اي است که جمعيت و روابط اجتماعي رشد يافته در آن تجلي مي يابد. يکي از اهداف اساسي هر ازدواجي رضايتمندي زناشويي است .اين رضايتمندي متاثر از عوامل مختلفي است که از ميان آنها مي توان به عوامل اقتصادي ،اعتقادات مذهبي ، اداب و سنن اجتماعي ، عوانل جسماني ، تفاهم فکري ، ارضاي عاطفي وارضاي جنسي اشاره کرد (موسوي ،1382)
استي (1989)، رضايت زناشويي را اينگونه تعريف کرده، انطباق بين انتظاراتي که فرد از زندگي زناشويي دارد وآنچه که در زندگي تجربه مي کند مي باشد(به نقل از تبريزي، 1382).
اليس( 1989) در کتاب خود تحت عنوان زوج درماني رضايت زناشويي را احساس خوشايندي، رضايت و لذت تجربه شده توسط زن وشوهر به هنگامي که تمام جنبه هاي ازدواجشان را مورد توجه قرار مي دهند تعريف کرده است (به نقل از بهرامي،1385). هاکينز وينچ وهمکارانش معتقدند که، رضايت زناشويي در واقع نگرش مثبت و لذت بخشي است که زن وشوهر از جنبه هاي مختلف روابط زناشويي خود دارند.
احدي( 1382) با مطالعه بيش از 50 پژوهش داخلي و خارجي، عوامل مختلفي را که بر رضايت زناشويي تاثير مي گذارند استخراج کرده و در بين عوامل ذکر شده علايق جنسي-نگرش مثبت به مسائل جنسي- ميزان عشق بين زوجين و کيفيت رابطه جنسي نيز به عنوان عوامل تاثير گذار شناسايي شده اند.
رابطه جنسي به منزله مينياتور رابطه عمومي است. عدم رابطه جنسي سبب جو دائمي خشم و عصبانيت بين زوجين شده و فرصتهاي شيرين و رمانتيک را از بين مي برد (نقدي، 1386). اگر چه يک رابطه جنسي ناخوشنود کننده در زن مي تواند به سرباز زدن از آن منجر شود و به تبع پرخاشگري را در روابط بين زن و شوهر تسهيل کند.
تحقيق در مورد امور جنسي مورد انتقاد بعضي از محققين از جمله فقير پور(1383) واقع شده است .اين انتقادها عموماً روي دو بعد متمرکزند: فقدان مفاهيم و نظريه هائي که بتوانند پديده هاي جنسي را توضيح دهند و پيش بيني کنند و همچنين مسائل مربوط به سنجش واندازه گيري آنها.
تحقيقات بر 4 ديدگاه در امور جنسي تاکيد مي کند 1) داشتن طرح يا نگرش مثبتي از امور جنسي در ذهن 2) دارا بودن طرح يا نگرش منفي از آن در ذهن 3) فقدان طرح و نگرش در ذهن 4) دارا بودن طرح و نگرش مثبت و منفي از آن به صورت توام در ذهن (عطاري،1385). اما همه اين ديدگاهها متفق القول هستند که با داشتن هر نگرش در امور جنسي اعم از مثبت يا منفي يا هر دو و يا هيچکدام لازم است که انچه فرد به آن تن مي دهد از انجام آن رضايت پيدا کند و به اصطلاح حقوق خود را در اين مورد به دست آورد. بهترين مويد اين امر آموزشهاي مذهبي و علمي است که هر دو صراحتاً به هدفمندي در آن اشاره مي نمايند و معتقدند که مردان در کسب رضايت زنان در روابط زناشويي داراي ساختار، بايد تلاش بيشتري نمايند.در اديان مقدس آسماني نيز توجه به رضايت زنان در برقراري روابط سالم زناشويي که پايه گذار ازدواج ها و زندگي هاي موفق است تاکيد شده است .
بنابراين هر هويت جنسي در تعامل با ديگران براي دستيابي به اختيار و مشروعيت قانوني خود خواستار احقاق حق جنسي خويش است. در مطالعات متعدد و مقايسه اي روشن شده است که فرهنگ جوامع مختلف با نگرش سوء گيرانه از موضع غالب وقدرت ، از اينکه زنان را در بند الگوهاي تعريف شده و کليشه اي رفتار جنسي قرار داده است ،تصوري خارج از چارچوب نقش تابع، در شور جنسي زنان دارد ، که براي مردان وزنان غير قابل درک ،زشت و نامطلوب جلوه مي کند. به تبع پذيرش چنين نقشي ، زنان قدرت احقاق حق جنسي خود را نيز از دست داده اند، چرا که کسب چنين قدرتي از سوي فرهنگ غالب جوامع به معناي کسب مفاهيم هرزه نمايي ، عدم عصمت وشرم است .ترس از قدرت گرفتن در محدوده ي چنين الفاظ توهين آميزي زنان را وادار به تسليم و پذيرش در برابر نقش تابع زنانگي نموده است (هالبرت،1991) .
خودآگاهي و ناخودآگاهي زنان نسبت به اين مساله که آنان در احقاق حق جنسي و در نتيجه در عملکرد جنسي خود در به دست آوردن ارگاسمي کامل ناتوانند موجب تضعيف تعامل جنسي وعاطفي زوجين ، سست شدن مفاهيم ارزشهاي خانواده، تمايل به برقراري رابطه جنسي غير از زناشويي ،رويداد طلاق، بروز ازدواجهاي مجدد، ايجاد تنش وبحران ،پرخاشگري در جو خانواده و پيدايش مشکلات رواني يا روان تني در فرزندان و زوجين مي گردد.
برخي از نظريه پردازان معتقدند که ارگاسم در زنان امري آموختني است در حالي که بسياري از محققان شور جنسي معتقدند که ارگاسم پايين زنان هنگام برقراري رابطه جنسي به دليل ممانت هاي فرهنگي ازشور جنسي آنان است. در بسياري از فرهنگ هاي غربي زنان از تجربه جنسي منع شده اند و صرفاً به آنان آموزش داده شده است تا از لحاظ جنسي منفعل باشند و بر ارضاي جنسي مردان تمرکز يابند. اين زنان از ميان نيازهاي جنسي خويش به همسران خود منع شده اند ( هالبرت ، 1991 ) .
تحقيق هالبرت و همکارانش (1993) نشان مي دهد که، حفظ و برقراري ارتباط نزديک و صميمي مي تواند در پيش بيني روابط جنسي موثر باشد . بنابراين احقاق حق جنسي با رضايت زناشويي و پرخاشگري ارتباط تنگاتنگي با يکديگر دارند بدين صورت که، ناکامي از شريک زندگي در مسائل جنسي منجر به پرخاشگري ميگردد و اين پرخاشگري ممکن است به صورت کلامي ، جسماني ، خصومت و غيره ظاهر شود و زوجين را به بن بسته هاي ارتباطي و کلامي و عاطفي بکشاند و علاوه بر اين تحقيقات نسبتاً محدود در بررسي رابطه مولفه هاي احقاق حق جنسي با رضايت زناشويي و پرخاشگري وجود دارد. در اين پژوهش مولفه هاي احقاق حق جنسي و رضايت زناشويي زنان با پرخاشگري مورد بررسي قرار مي گردد، بنابراين مساله پژوهشي اين است که آيا بين احقاق حق جنسي با فرآيند زناشويي رضايتمندانه و پرخاشگري در زنان رابطه اي وجود دارد؟ اگر چنين رابطه اي وجود دارد ميزان آن چقدر است؟ و کدام يک از مولفه هاي رضايت زناشويي با احقاق حق جنسي رابطه بيشتري داشته و ضمناً مولفه پرخاشگري در اين مورد چه نقشي دارد؟ پاسخ دادن به چنين سوالاتي مي تواند نارسايي هاي موجود در اين مورد را تا حدود زيادي مورد شناسايي قرار داده و اين امر به تحکيم ارتباط زناشويي کمک موثري نمايد و بخصوص محققين و متخصصين زناشويي را راهنمايي نموده و به تصميم گيرهاي درماني آنها در اين زمينه پوشش دهد.
1-3- اهميت وضرورت تحقيق:
امروزه زنان زمان کمتري را صرف مسائل جنسي خود مي کنند زيرا غافل از اين هستند که رابطه جنسي منظم وارضاء کننده در سلامت جنسي ورواني آنها تاثير دارد. حدود 68% مشکلات زناشويي در اثر مسائل جنسي بيان شده است .زنان بيشترين احساس نارضايتي از زندگي خود را در رختخواب و در رابطه جنسي با همسرشان بيان مي کنند. آنها در روابط جنسي فقط به خواسته هاي همسرشان توجه دارند و خود از روابط جنسي لذت نمي برند و همچنين ناتواني مردان در تشخيص و ابراز دقيق عواطف زنان علت نارضايتي زنان از زندگي مشترک است. اين نارضايتي با علائمي از قبيل گوشه گيري يا انزواي هيجاني و بي علاقگي زن نسبت به مسائل زناشويي است .ادامه اين احساس در زنان باعث بروز عزت نفس پايين و خود تحقيري و در نتيجه همانند سازي فرزندان دختر با الگوي تابعه مادران خود مي گردد و به نوعي نفرتي پنهان واحتمالي را از مرد درون خود مي پروراند(زاهدي فر، 1375).
تغيير باورهاي کليشه ايي جامعه در مورد تمايل و هويت واحقاق حق جنسي زنان که خواسته الهي انساني و مشروع است مستلزم تغيير چنين باورهاي کليشه اي جوامع در مورد تمايل واحقاق حق جنسي صحيح زنان است. لذا احقاق حق جنسي ضعيف زنان مي تواند ساختار خانواده را به عنوان خواستگاه رشد ساير افراد جامعه مورد تهديد جدي قرار دهد. ميزان احقاق حق جنسي صحيح زنان به ميزان درک و مفهومي صحيح و تعريف نشده ولي دروني شده اي از شور جنسي آنان وابسته است .
تا زماني که جامعه به تحميل مفهومي تحريف شده از شور جنسي زنان بپردازد زنان همچنان از احقاق حق جنسي صحيح خود ناتوانند. نتايج پژوهشها از همبستگي خيلي بالا بين رضايت جنسي و رضايت زناشويي حمايت مي کند ،ولي پژوهشهاي ناچيزي در حوزه احقاق حق جنسي و رضايتمندي زناشويي و رابطه آن با پرخاشگري انجام گرفته است. در ايران هنوز پژوهشي که به بررسي اين مقولات بپردازد انجام نگرفته است، بررسي اين مقولات مي تواند راهکارها والگوهايي را جهت بهبود کيفيت زندگي وافزايش مهارتهايي در زمينه مسائل جنسي و رضايتمندي زناشويي و کنترل خشم در زنان که نقش مهم تربيتي فرزندان را به عهده دارند فراهم آورد و به تبع آن سبب انجام برنامه هاي بهداشتي واقدامات پيشگيرانه در مراکز بهداشتي درماني شود.
از اين رو ضرورت واهميت انجام پژوهشهايي براي شناخت عوامل رضايتمندي زناشويي با امکان بقاء وآرامش خانواده محرز است و شناخت اين عوامل اثرگذار در رضايتمندي زناشويي براي مداخله و خدماتي که در مشاوره ازدواج و درمان گري زناشويي و خانواده براي افراد و زوج ها طراحي و فراهم مي شود همواره مفيد و موثر خواهد بود.
1-4- اهداف تحقيق
1-4-1- هدف کلي :
تعيين نمودن رابطه بين احقاق حق جنسي با رضايتمندي زناشويي وپرخاشگري در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتي درماني شهرستان منوجان است.
1-4-2- اهداف ويژه:
1- تعيين رابطه بين احقاق حق جنسي با رضايتمندي زناشويي در زنان
2- تعيين رابطه بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري در زنان
3- تعيين رابطه بين رضايتمندي زناشويي وپرخاشگري در زنان
4- تعيين رابطه بين ابراز عواطف و احساسات جنسي با رضايتمندي زناشويي
5- تعيين رابطه بين روابط جنسي با رضايتمندي زناشويي
6- تعيين رابطه بين ابراز عواطف و احساسات جنسي با پرخاشگري زنان
7- تعيين رابطه بين روابط جنسي با پرخاشگري زنان
8- تعيين رابطه بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري فيزيکي
9- تعيين رابطه بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري کلامي
10- تعيين رابطه بين احقاق حق جنسي با خشم
11- تعيين رابطه بين احقاق حق جنسي با خصومت
1-4-3- اهداف کاربردي
با توجه به اين احقاق حق جنسي باعث رضايتمندي از زندگي ونتيجه آن شادکامي وآرامش وکنترل خشم مي شود لذا چنين تحقيقي جهت پيشگيري از طلاق وقابل استفاده در خدمات مشاوره اي -مراکز بهداشتي درماني-نهادهاي اجتماعي از قبيل دفتر امور زنان-بهزيستي- کميته امداد-مراکز مطالعات زنان-دانشگاههاي وموسسات آموزش عالي- آموزش وپرورش وغيره مي باشد.
1-5- فرضيه هاي تحقيق:
1-5-1- فرضيه اصلي :
بين احقاق حق جنسي و رضايتمندي زناشويي با پرخاشگري در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتي درماني شهرستان منوجان رابطه وجود دارد
1-5-2- فرضيه هاي اختصاصي تحقيق:
1- بين احقاق حق جنسي با رضايتمندي زناشويي در زنان رابطه وجود دارد.
2- بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري در زنان رابطه وجود دارد.
3- بين رضايتمندي زناشويي وپرخاشگري در زنان رابطه وجود دارد.
4- بين ابراز عواطف و احساسات جنسي با رضايتمندي زناشويي رابطه وجود دارد
5- بين روابط جنسي با رضايتمندي زناشويي رابطه وجود دارد
6- بين ابراز عواطف و احساسات جنسي با پرخاشگري زنان رابطه وجود دارد
7- بين روابط جنسي با پرخاشگري زنان رابطه وجود دارد
8- بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري فيزيکي رابطه وجود دارد
9- بين احقاق حق جنسي با پرخاشگري کلامي رابطه وجود دارد
10- بين احقاق حق جنسي با خشم رابطه وجود دارد
11- بين احقاق حق جنسي با خصومت رابطه وجود دارد
1-6- سوالات تحقيق:
1- وضعيت احقاق حق جنسي زنان چگونه است؟
2- وضعيت رضايتمندي زناشويي زنان چگونه است؟
3- وضعيت پرخاشگري زنان چگونه است؟
4- آيا بين شغل همسر و احقاق حق جنسي زنان رابطه وجود دارد؟
5- آيا بين شغل همسر و رضايتمندي زناشويي رابطه وجود دارد؟
6- آيا بين شغل همسر و پرخاشگري زنان رابطه وجود دارد؟
7- آيا بين ميزان تحصيلات همسر و احقاق حق جنسي زنان رابطه وجود دارد؟
8- آيا بين ميزان تحصيلات همسر و رضايتمندي زناشويي رابطه وجود دارد؟
9- آيا بين ميزان تحصيلات همسر و پرخاشگري زنان رابطه وجود دارد؟
1-7- تعاريف مفاهيم
1-7-1- تعاريف نظري:
رضايتمندي زناشويي: احساس ذهني از خوشنودي ،رضايت ولذت تجربه شده زناشويي است، هنگامي که همه جنبه هاي ازدواجشان را مد نظر مي گيرند(اميني، ترجمه سليمانيان، 1373).
پرخاشگري: پرخاشگري را کوشش درجهت وارد کردن آسيب بدني به ديگران مي داند (بارون،1977).
احقاق حق جنسي: تلاش فرد در تامين حقوق خود در محدوده زماني مشخص يا تحقيق بخشيدن به انتظارات دروني شده از خود از طريق تعامل با ديگران(تراويس و وايت، 2000).
1-7-2- تعاريف عملياتي:
رضايت زناشويي: نمره اي است که از پرسشنامه رضايت زناشويي انريچ1 براي هريک از زوجين به دست
مي آيد.
پرخاشگري: نمره اي است که هر آزمودني در پرسشنامه پرخاشگريAO..(پ پ)2 کسب مي کند.
احقاق حق جنسي: نمره اي است که فرد از پرسشنامه احقاق جنسي هالبرت3 کسب مي کند.
2-1-احقاق حق جنسي
خود آگاهي يا ناخودآگاهي زنان نسبت به اين مسئله که آنان دراحقاق جنسي و در نتيجه در عملکرد جنسي خود در به دست آوردن ارگاسمي کامل ناتوانند موجب تضعيف تعامل جنسي و عاطفي زوجين ،سست شدن مفاهيم ارزشهاي خانواده، تمايل به برقراري رابطه جنسي غيراززناشوئي ، رويدادن طلاق ، بروز ازدواج هاي مجدد ، ايجاد تنش و بحران درجو خانواده و پيدايش مشکلات رواني يا روان تني درفرزندان و زوجين مي گردد (تراويس و وايت ، 2000).ادامه ي اين احساس در زنان باعث بروز عزت نفس پائين وخود تحقيري و درنتيجه همانندسازي فرزندان دختر با الگوي تابع مادران خو د مي گردد .
تغيير باورهاي کليشه اي جامعه درمورد تمايل و هويت واحقاق حق جنسي زنان که خواسته اي الهي ، انساني ومشروع است ، مستلزم تغيير چنين باورهاي کليشه اي جوامع در مورد تمايل و احقاق حق جنسي صحيح زنان است . لذا احقاق حق جنسي ضعيف زنان مي تواند ساختار خانواده را به عنوان خواستگاه و رشد ساير افراد جامعه مورد تهديد جدي قراردهد. ديدگاه بنيادگرا ، معتقد است که زنان به شيوه ي ويژه اي صحبت مي کنند، زيرا آنان زن هستند . نوع بيان و گفتمان زنان فاقد احقاق حق جنسي ودر جهت ياري وافزايش صميميت است (آنگر، 2001) .
فقير پور(1383) معتقدند که، نحوه ي تکلم قلمرو بنياديني است که جنسيت را درزمينه ي فرايندهاي اجتماعي ، تاريخي شکل مي دهد . دي بوآ (1970) بيان مي دارد که کسي زن زاده نمي شود، بلکه به تدريج يک زن مي شود (به نقل از آنگر،2001).
اما واقعاً درک اين مسئله چندان هم ساده نيست. ميزان احقاق جنسي زنان به ميزان درک و مفهومي صحيح و تعريف نشده ولي دروني شده اي از شور جنسي آنان وابسته است ، معهذا ، تا زماني که جامعه به تحميل مفهومي تحريف شده از شور جنسي زنان بپردازد ، زنان در احقاق جنسي صحيحي از خود ناتوان خواهند ماند (تراويس و وايت ، 2000).
مورکوف وهمکاران نيز (1999)، احقاق حق جنسي را بر يک مفهومي کلي از احقاق بر پايه حقوق انسانها در خود مختاري مفهوم سازي کرده اند ، افراد بر بدن و شور جسمي خود داراي حق هستند و هرگز تحت اجبارهاي اجتماعي به خود و ديگري اجازه نمي دهند تا به لحاظ جنسي بدن انها يا ديگري لمس شود به استثناي دست دادن درموقعيت هاي اجتماعي.
همچنين تراويس و وايت ( 2000) در پژوهشهاي خود روشن کرده اند که زنان با رد فعاليت هاي جنسي ناخواسته ، حفظ خود از بارداري ناخواسته و يا بيماريهاي جنسي مسري به نوعي احقاق حق جنسي را مدنظر دارند .
گنيزبرگ و همکاران (1972 )، دريافتند که آموزش احقاق حق جنسي به زنان به دليل افزايش درخواستهاي جنسي آنان ، مردان را به ناتوان جنسي مبدل مي سازد . در مقابل ، مطالعات سرکين و موسهر( 1999 )، نشان مي دهد که مردان از خيال پردازي به اين که زنان آغازگر رابطه جنسي باشند در مقايسه با مرداني که از نقشهاي سنتي مردانگي تبعيت مي کنند ، لذت بيشتري مي برند .
اکثر مطالعات مقايسه اي از اين دست روشن ساخته اند که فعاليت مثبت زنان در زمينه روابط جنسي و زناشويي به معناي واقعي کلمه بر تثبيت روابط زناشوئي و خانوادگي تأکيد مي کنند ، که به ميزان زياد به مسائلي همچون رضايتمندي از رابطه زناشوئي وابسته است.
آيت و هالبرت (1993 )، در مطالعه اي ديگر به بررسي رابطه بين تمايل جنسي زنان و فراواني فعاليتهاي جنسي آنان پرداختند . زناني که در رابطه ي جنسي از لحاظ فيزيکي مورد سوء استفاده قرار مي گرفتند ، اگر چه به شدت در صدد بودند تا از هر گونه فعاليت جنسي بپرهيزند ، ليکن در مقايسه با زناني که فيزيک آنها در رابطه ي جنسي از سوي همسرانشان مورد سوء استفاده قرار نمي گرفتند فراواني بالايي را در برقراري رابطه ي جنسي و فعاليتهاي جنسي گزارش کردند . بدين ترتيب ، به اعتقاد اين محققان سلطه و کنترل فعال مردان در تعيين رابطه ي بين تمايل جنسي و فراواني فعاليتهاي جنسي زنان عاملي موثر است. تمايل جنسي پايين يا تمايل جنسي بازداري شده ، 63 درصد از سوء عملکردهاي جنسي را تشکيل مي دهد که از اين ميزان 70 درصد آن در زنان تشخيص داده شده است.
گاتمن ( 1376 )، معتقدند که تمايل جنسي در مردان فرآيندي مداوم و تغيير ناپذير است ، در حاليکه زنان تمايل جنسي خود را در نوسان زياد و به صورت ادواري تجربه مي کنند ( به نقل از هالبرت ، 1993 ) .
اگر چه تحقيقات نشان داده است که عوامل ارتباطي و تعاملي بر عملکرد يا به عبارتي بهتر بر تمايل جنسي زنان تأثير گذار است ( هالبرت، 1993 ) ، وليکن تحقيقات ديگري نيز نشان داده است که تمايل جنسي پايين زنان تا حدودي با اُرگاسم متقاطع و ادواري آنها وابسته است .
کينزي و ديگران ( 1953 ) نشان دادند که از هر 10 زني که در 100 تجربه جماع قرار مي گيرند ، تنها 40 درصد از آنها به اُرگاسم مي رسند . تحقيقات جديدتر نيز بين 80-40 درصد تجربه اُرگاسم را در زنان گزارش نموده اند ( هالبرت ، 1993 ) .
تمايل جنسي پايين زنان مي تواند به دلايل ذيل باشد :
1 ) تمايل جنسي پايين در معيارهاي تشخيصي همچون DSM-III-R
2 ) وابستگي به الکل يا مواد مخدر يا وجود ناتواني ذهني
3 ) استفاده از داروهاي جديدي که بر تمايل جنسي تأثير گذارند
4 ) روان تکانش جنسي يا سوء استفاده جنسي
5 ) رابطه ي جنسي دردناک يا وجود يک بيماري فيزيکي که منجر به فقدان تمايل جنسي گردد ( هالبرت ، 1993 ) .
هالبرت با مطالعه آزمايشي بر 55 زن متأهل 38-28 ساله که داراي تمايل جنسي پايين بودند ، از دو شيوه درماني استاندارد ( ازدواج درماني و سکس درماني ) و آموزش ثبات اُرگاسم استفاده نمود . محقق با استفاده از انتخاب تصادفي ، 29 نفر را تحت درمان استاندارد و 26 نفر را تحت درمان استاندارد به همراه آموزش ثبات اُرگاسم قرار داد . پس از انتخاب تصادفي ، 16 نفر از شوهران از درمان کنار رفتند و بدين ترتيب ، گروه درمان استاندارد با 28 نفر و گروه درمان با شيوه استاندارد به همراه آموزش ثبات اُرگاسم با 11 نفر زن به کار خود ادامه داد . در نتيجه ، تحليل تفاوت معناداري را از پيش آزمون به پس آزمون در دو گروه گزارش نکرد . در هر دو گروه ، زنان شاهد تحريک و تمايل و احقاق جنسي بيشتري بودند ، در حالي که در رضايت و احقاق جنسي آنها تفاوت معناداري پديد نيامد . پس از گذشت 3 ماه ، زناني که تحت درمان هر دو شيوه بودند در مقايسه با گروه ديگر تحريک ، تمايل و احقاق جنسي بيشتري گزارش کردند . پس از گذشت 6 ماه ، زناني که از شيوه آموزش ثبات اُرگاسم نيز در کنار درمان استاندارد بهره بردند در مقايسه با گروه ديگر ، شاهد افزايش قابل ملاحظه اي در تحريک ، تمايل ، احقاق و رضايت جنسي خود بودند ، بدين ترتيب ، فرضيات هالبرت در استفاده موثر از شيوه آموزش ثبات اُرگاسم بر تمايل جنسي پايين زنان مورد تأييد قرار گرفت ( هالبرت ، 1993)
بر پايه تحقيق نلسون و مقايسه زنان با توانايي اُرگاسم بالا و پايين ، زنان يا اُرگاسم بالا در بيان نيازها و تمايلات جنسي به همسر خود توانا هستند . اين زنان قادرند تا رابطه ي جنسي به همسر خود توانا هستند . اين زنان قادرند تا رابطه ي جنسي را آغاز نمايند و فعاليتهاي جنسي را در کسب آنچه که مي خواهند ، هدايت نمايند . در حاليکه زنان با اُرگاسم پايين نه تنها از چنين توانايي هايي برخوردار نمي باشند ، که بيشتر بر ارضاء جنسي زوج خود تأکيد مي ورزند . بنابراين بخشي از مشکل اُرگاسم زنان ، به دليل احقاق جنسي پايين آنان در بيان تمايلات جنسي است.
اوليري (1384 )، معتقدند که تمايل جنسي پايين به دليل نقص يا فقدان تمايل جنسي است که منجر به تنش يا مشکلات بين شخصي براي فرد مي گردد . اين اختلال به دليل عوامل بيولوژيکي يا رواني متعددي چون اختلال هورموني ، تأثيرات جانبي دارو ، اضطراب ، افسردگي و مشکلات ارتباطي است .
کاتز و جاردين با بررسي رابطه بين نگراني ، تنفر جنسي و تمايل جنسي پايين در بين 138 دانشجوي دوره ليسانس ( 56 درصد زن و 44 درصد مرد ) يا دامنه سني 22-19 سال علي رغم پيش بيني خود به اين نتيجه دست يافتند که نگراني بيش از آنکه با تنفر جنسي در ارتباط باشد ، با تمايل جنسي پايين مرتبط است . اگر چه تمايل جنسي پايين به جاي اضطراب درباره ي فعاليت جنسي با عدم رغبت به فعاليت جنسي تعريف شده است . از نتايج ديگر تحقيق ، وجود تمايل جنسي قوي تر در مردان در مقايسه با زنان بود . اين يافته خود با کليشه هاي نقش جنسي مردان که به لحاظ جنسي متهاجم تر هستند ، هماهنگ مي باشد ( زيلبرگلد ، 1992 ) .
نيکولز (1988 ) و وايت ( 1990 ) معتقدند که زنان در روابط



قیمت: تومان


پاسخ دهید