دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران جنوب

موضوع‌ :
” مطالعه تأثير تکنولوژي مدارس هوشمند بر توانمندسازي دانش آموزان شهر تهران (‌مطالعه موردي آموزش و پرورش منطقه 6 تهران)”

استاد راهنما:
جناب آقاي دکتر سبحاني

استاد مشاور:
جناب آقاي دکتر هاشم زاده

دانشجو:
سيد يعقوب جزدره

سال تحصيلي: 92-1391
سپاسگزاري:
منت خداي را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزيد نعمت. هر نفسي که فرو ميرود ممد حيات است و چون برميآيد مفرح ذات. پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شکري واجب. باران رحمت بينصيبش همه را رسيده و خوان نعمت بيدريغش همه جا کشيده.
اکنون که اين پژوهش به انجام رسيده از باب حديث “لم يشکر المخلوق لم يشکر الخالق”، بر خود لازم ميدانم از استاد راهنماي بزرگوارم دکتر سبحاني که زحمت راهنمايي اين پاياننامه را بر عهده گرفتند و با دقت و حوصله اينجانب را در تهيه و تدوين اين پژوهش ياري کرده و افقهاي جديدي در برابر ديدگانم گشودند، قدرداني کنم. همچنين تشکر خود را از استاد مشاور گراميام دکتر هاشم زاده به پاس همراهي بيدريغ و همفکريهاي سودمندشان در مشاوره پايان نامه، ابراز ميدارم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل اول: کليات تحقيق
1-1-مقدمه2
1-2-بيان مسئله4
1-3-ضرورت و اهميت پژوهش4
1-4-اهداف پژوهش4
1-5-سوالات پژوهش4
1-6-فرضيه هاي پژوهش5
1-7-متغيرهاي پژوهش6
1-8-تعريف مفهومي و عملياتي متغيرهاي پژوهش6
1-8-1-تعريف مفهومي6
1-8-2-تعريف عملياتي7
1-9-قلمرو تحقيق7
فصل دوم: ادبيات پژوهش
2-1-مقدمه9
2-2-مباني نظري مدرسه هوشمند11
2-2-1-مدرسه هوشمند14
2-2-2-مفهوم مدارس هوشمند15
2-2-3-تعريف جامع مدرسه هوشمند14
2-2-4-چارچوب مفهومي مدارس هوشمند15
2-2-5-مهمترين دلايل تأسيس مدارس هوشمند16
2-2-6-مراحل هوشمند سازي مدارس18
2-2-6-1-برنامه ريزي و هدف گذاري21
2-2-6-2-تجهيز و آماده سازي مدرسه18
2-2-6-3-آموزش و تجهيز نيروي انساني18
2-2-6-4-آماده سازي محتوا19
2-2-6-5-برگزاري كلاسهاي آموزشي مبتني بر محتواي چندرسانه اي19
2-2-6-6-ارزيابي و سنجش19
2-2-7-مهم ترين مشکل مديران در هوشمند سازي مدارس19
2-2-8-ضرورت ايجاد مدرسه هوشمند19
2-2-9-ضرورت تحوّل نظام آموزشي با استفاده از فناوري اطلاعات21
2-2-10-مدارس هوشمند راهي براي تحوّل آموزشي22
2-2-11-اهداف مدارس هوشمند24
2-2-12-بررسي چالش هاي توسعه ي مدارس هوشمند در کشور25
2-2-12-1-نبود قوانين و مقررات مورد نياز در وزارتخانه26
2-2-12-2-فراهم نبودن زير ساخت هاي مورد نياز26
2-2-13-عناصر اصلي مدارس هوشمند26
2-2-14-آمادگي الکترونيکي27
2-2-15-پيشينه هوشمند سازي مدارس30
2-2-15-1-پيشينه هوشمند سازي مدارس در جهان30
2-2-15-2-پيشينه ي هوشمند سازي مدارس در ايران31
2-2-16-شاخص هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات آموزشي363
2-3-مباني نظري توانمند سازي35
2-3-1-تعاريف و مفاهيم توانمند سازي35
2-3-2-اهداف توانمند سازي37
2-3-3-رويکرد هاي توانمند سازي38
2-3-4-مدل هاي توانمند سازي44
2-3-5-ابعاد و ويژگي هاي افراد توانمندي50
2-3-5-1-احساس شايستگي (خود اثر بخشي)50
2-3-5-2-احساس خود ساماني51
2-3-5-3-پذيرفتن شخصي نتيجه52
2-3-5-4-معني دار بودن53
2-3-5-5-اعتماد54
2-3-6-عوامل مؤثر بر احساس توانمندي افراد55
2-4-پيشينه تجربي تحقيق57
2-4-1-پيشينه داخلي تحقيق57
2-4-2-پيشينه خارجي تحقيق59
فصل سوم: روش شناسي پژوهش
3-1-مقدمه61
3-2-روش تحقيق62
3-3-روش و ابزار گرد آوري اطلاعات62
3-4-مدل مفهومي تحقيق64
3-5-روايي وپايايي پرسشنامه تحقيق64
3-6-مقياس اندازه گيري66
3-7-جامعه و نمونه آماري تحقيق66
3-8-روش‌هاي تجزيه و تحليل اطلاعات67
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها
4-1-مقدمه70
4-2- بخش تحليل استنباطي تحقيق .70
4-3- اولويت بندي تأثير تکنولوژي مدارس هوشمند بر ابعاد توانمندسازي دانش آموزان 71

فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات
5-1-مقدمه79
5-2-نتايج تحقيق79
5-3-پيشنهادات تحقيق82
5-3-1-پيشنهادات اجرايي82
5-3-2-پيشنهادات پژهشي تحقيقي83
5-4-محدوديت‏هاي تحقيق84
فهرست منابع و مأخذ85
منابع فارسي85
منابع انگليسي86
پيوست ها و ضمائم90
چکيده انگليسي91

چکيده
منشأ اصلي مزيت رقابتي در فناوري نهفته نيست، بلكه در فداكاري، كيفيت، تعهد و توانايي نيروي كار ريشه دارد که اين مهم وابسته با داشتن برنامه هايي راهبردي در راه ارتقاء توانمندي هاي اين افراد دارد که نظام آموزشي نيز در اين راستا قدم بر مي دارد. از مهمترين منابع هر جامعه اي مي توان به نتايج حاصل از تحرك و خلاقيت تحصيل کرده هاي آن اشاره كرد و داشتن برنامه عمل مناسب محرک توانمندي اين افراد است و بنابراين بايد در مورد آن دقت داشت.
هدف از اين تحقيق مطالعه تأثير تکنولوژي مدارس هوشمند بر توانمندسازي دانش آموزان شهر تهران بوده است که بدين منظور 670 نفر (335 نفر از دانش آموزان مدارش هوشمند و 335 نفر از دانش آموزان مدارس غيرهوشمند) از دانش آموزان مدارس شهر تهران به روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي انتخاب و به پرسشنامه محقق ساخته تحقيق پاسخ گفتند. در پايان نتايج به دست آمده از پرسشنامه هاي تحقيق به کمک آزمون تي مستقل مورد تحليل قرار گرفته و نتايج نشان داد که تکنولوژي مدارس هوشمند بر توانمندسازي و ابعاد آن در بين دانش آموزان شهر تهران تأثير معناداري (P<0/01) دارد.
کليدواژه‏ها: تکنولوژي، مدارس هوشمند، توانمندسازي، دانش آموزان شهر تهران.
1-1- مقدمه
قرن?? به سمتي مي‌رود كه اكثر مشاغل به دانش و مهارتهاي رايانه‌اى نياز خواهند داشت. ورود به اين عرصه به نوع جديدي از آموزش نياز دارد كه با آموزش سنتي كنوني بخصوص آنچه هم اكنون در مدارس ايران در جريان است همخواني ندارد. مدتي است برخي كشورهاي جهان به تاسيس مدارس الكترونيكى يا آنچه در کشور ما مصطلح شده مدارس هوشمند دست زده اند. در مدارس هوشمند رايانه در نحوه تدريس و ارزشيابي تاثير مي‌گذارد و برنامه‌هاي درسي را تا حدودي تغيير مي‌دهد ولي در عين حال كاركردهاي اجتماعي مدارس بر جاي خود باقي مي‌ماند چون در روابط اجتماعي به دانش‌آموزان ياري مي‌رساند. در اين مدارس دانش‌آموزان مي‌آموزند انبوهي از اطلاعات را پردازش كنند و از اين اطلاعات در جهت يادگيري بيشتر استفاده كنند؛ دانش‌آموزان حتي مي‌توانند با منابع علمي جهان و معلمان و بچه‌هاي مدارس ديگر ارتباط برقرار كنند(رحيمي نيا، 1388: 49). همچنين مدارس هوشمند اين قابليت را دارد که سيستم آموزشى را به شكل سيستم مشاركتي، مبتني بر آموزش توانايى‌هاى پژوهش، جمع‌بندى، تحليل و نتيجه‌گيري دانش‌آموزان تبديل كنند. فرايند كار در مدرسه هوشمند روش آموزش را تغيير مي دهد. تنوع دانش آموزان نه تنها عامل محدود كننده در تدريس نيست بلكه به عنوان يك نقطه قوت مورد توجه قرار مي گيرد. نيازها، استعدادها، تفاوتهاي فردي وسبك يادگيري دانش آموزان در ابتداي كار تشخيص داده مي شود تا معلمان را قادر به برنامه ريزي برنامه درسي اثر بخش بنمايد لذا يادگيري براي هر دانش آموز بهينه مي شود. مدرسه هوشمند متعهد است كه فرصتهاي آموزشي برابري را براي همه دانش آموزان با انواع استعدادها ونيازها فراهم كند. اين تعهد به همه افراد دست اندركار تعليم وتربيت مربوط مي شوداين افراد عبارتند از معلمان، مديران مدارس، كاركنان پشتيباني، اولياء ، جامعه . همه اين افراد بايد بتوانند وآماده كمك به دانش آموزان در مدارس هوشمند باشند (محمودي و همکاران، 1387: 62).
در اين فصل به بررسي كليات تحقيق پرداخته شده است. ابتدا مساله اصلي تحقيق بيان مي گردد و سپس اهميت و ضرورت تحقيق مورد بررسي قرار مي گيرد و در ادامه به اهداف اساسي تحقيق، فرضيات و سؤالات تحقيق و قلمرو تحقيق پرداخته شده و در انتها نيز تعريف مفهومي و عملياتي متغيرهاي پژوهش تعريف مي شود.
1-2- بيان مسئله
بكارگيري گسترده‌ي فاوا در فرايند آموزش و پرورش، همزمان با تحوّل در رويكردهاي آموزشي درجهان، زمينه‌‌ي شكل‌گيري مدارس هوشمند را فراهم آورده است. براساس تعريف استانداردي كه وزارت آموزش و پرورش با مشورت كارشناسان مركز آمار ايران ارائه كرده، مدرسه هوشمند مدرسه‌اي است كه در آن به منظور ارتقاي كيفي فرآيند تعليم و تربيت با بهره‌گيري هوشمندانه از نهاد رسانه روند اجراي تمام فرآيندها، مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات طراحي شده است. تأسيس مدارس هوشمند يكي از راهكارهاي اتخاذ شده، در پاسخگويي به نيازهاي نوين امروزي مي‌باشد. مالزي اولين كشور در حال توسعه اسلامي است كه در سال 1996موفق به پايه‌گذاري اين سيستم در چارچوب آموزشي خود شده است و با به كارگيري فاوا در شيوه تدريس، يادگيري و مديريت به بهبود كيفيت نظام آموزشي كشور خود اقدام نموده است (زماني و همکاران، 1388: 45).
از طرفي ديگر، بررسي هاي انجام شده در خصوص دانش آموزان حاكي از آن است كه بين 20 تا 30 درصد از دانش آموزان دچار افت تحصيلي و انواع مشكلات رواني – رفتاري مي باشند. بررسي گزارش هاي آماري مراجعان به مراكز مشاوره و خدمات روان شناختي و هسته هاي مشاوره نيز مؤيّد اين مسئله است. ايجاد شرايط مناسب جهت ارتقاء بهداشت روان و توانمندسازي دانش آموزان در برابر مشكلات مذكور از رسالت هاي آموزش و پرورش محسوب مي شود. براساس اين رويكرد ، مدارس بهترين و مناسب ترين مكان براي اجراي برنامه هاي پيشگيرانه به شمار مي رود و طرح مدارس هوشمند مي تواند يکي از اقدامات جدي در زمينه مصون سازي و توانمندسازي آنها در برابر مشكلات باشد. لذا ضروري به نظر مي رسد که درباره ي تأثير تکنولوژي مدارس هوشمند بر توانمندسازي دانش آموزان کار و پژوهش صورت گيرد.
1-3- ضرورت و اهميت پژوهش
آموزش مهارت و پرورش انسان خلاق و نوآور در توليد علم و فناوري و ارتقاي کارآفريني از جمله گزاره هايي است که در سند تحول بنيادين به صورت ويژه به آنها پرداخته شده است.
در اين سند به تعامل اثربخش مدارس و مراکز کارآفريني هم راستا با اسناد بالادستي مانند نقشه جامع علمي کشور، برنامه پنجم توسعه و چشم انداز بيست ساله کشور اشاره شده است.
با اصلاح فرآيند هدايت تحصيلي مي توان زمينه اي ايجاد کرد تا دانش آموزان متناسب با علاقه خود، جذب هنرستان ها شده و به عنوان يک شهروند متخصص در مديريت جامعه نقش آفريني کنند.
از آنجا که همواره در استفاده و عدم استفاده از فناوري هاي نوين عوامل متعددي دخيل مي باشند که يکي از ملاک هاي مورد نظر براي استفاده از اين فناوري ها، اثر بخشي اين عوامل در افزايش کارايي افراد مي باشد. اين تحقيق بر اين خواهد بود که به بررسي تأثير گذاري تکنولوژي مدارس هوشمند بر توانمندسازي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) بپردازد که با توجه به نتايج اين تحقيق مي توان اطلاعات و شناخت دقيقي را نسبت به اثر بخشي تکنولوژي مدارس هوشمند به دست آورد و اين اطلاعات را پايه‌اي براي برنامه ريزي هاي آتي نظام آموزشي قرار داد.
1-4- اهداف پژوهش
هدف تحقيق حاضر مطالعه تأثير تکنولوژي مدارس هوشمند بر توانمندسازي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) مي باشد.
1-5- سوالات پژوهش
الف)سوال اصلي
* آيا تکنولوژي مدارس هوشمند بر توانمندسازي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد؟
ب)سوالات فرعي
1. آيا تکنولوژي مدارس هوشمند بر احساس معني داري دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد؟
2. آيا تکنولوژي مدارس هوشمند بر احساس خود اثربخشي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد؟
3. آيا تکنولوژي مدارس هوشمند بر احساس شايستگي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد؟
4. آيا تکنولوژي مدارس هوشمند بر احساس خود تعييني دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد؟
5. آيا تکنولوژي مدارس هوشمند بر مهارتهاي زندگي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد؟
6. آيا تکنولوژي مدارس هوشمند بر مهارتهاي حرفه اي و کارآفريني دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد؟
7. آيا تکنولوژي مدارس هوشمند بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد؟
1-6- فرضيه هاي پژوهش
الف)فرضيه اصلي
* تکنولوژي مدارس هوشمند بر توانمندسازي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد.
ب) فرضيه هاي فرعي
1. تکنولوژي مدارس هوشمند بر احساس معني داري دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد.
2. تکنولوژي مدارس هوشمند بر احساس خود اثربخشي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد.
3. تکنولوژي مدارس هوشمند بر احساس شايستگي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد.
4. تکنولوژي مدارس هوشمند بر احساس خود تعييني دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد.
5. تکنولوژي مدارس هوشمند بر مهارتهاي زندگي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد.
6. تکنولوژي مدارس هوشمند بر مهارتهاي حرفه اي و کارآفريني دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد.
7. تکنولوژي مدارس هوشمند بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان شهر تهران ( منطقه 6 تهران) تأثير معناداري دارد.
1-7- متغيرهاي پژوهش
متغير شامل هر چيزي است كه بتواند ارزشهاي گوناگون و متفاوت بپذيرد اين ارزشها مي تواند در زمانهاي مختلف براي يك شخص يا يك چيز متفاوت باشد يا اينكه در زمان براي اشخاص يا چيزهاي مختلف تفاوت داشته باشد (سكاران، 1384: 29).
مهمترين و مفيدترين راه براي طبقه بندي متغيرها و نقشي كه پژوهش به عهده دارند تقسيم آنها به دو نوع مستقل و وابسته است، متغير مستقل توسط پژوهشگر اندازه گيري، دستكاري يا انتخاب مي شود تا تاثير يا رابطه آن با متغير ديگري (وابسته) اندازه گيري شود.
الف. متغيرهاي مستقل پژوهش
تکنولوژي مدارس هوشمند
ب. متغير وابسته پژوهش
توانمند سازي دانش آموزان.
1-8- تعريف مفهومي و عملياتي متغيرهاي پژوهش
1-8-1- تعريف مفهومي
تکنولوژي
تعريف جامع تکنولوژي عبارت است از “مجموعه اي متشکل از اطلاعات، ابزارها و تکنيک هايي که از علم و تجربه عملي نشأت گرفته اند و در توسعه، طراحي، توليد و به کارگيري محصولات، فرايندها، سيستم ها و خدمات مورد استفاده قرار مي گيرند ” (ابتي1، 1989: 103).
معني داري
معني داري به معني ارتباط اهداف و وظايف کاري با ايده ها و استانداردهاي فردي مي باشد. به سخن ديگر معني دار بودن به معني تناسب بين وظيفه يا شغل فرد با ارزشها، عقايد و رفتار اوست (آگبرو و بنگ2، 2000: 249).
احساس شايستگي
احساس شايستگي به اعتقاد فرد به تواناييهايش براي انجام يا مهارت فعاليت هايش اطلاق مي شود. افراد داراي حس شايستگي احساس مي کنند که مي توانند وظايفشان را با مهارت بالا انجام دهند (سينگلر و پيرسون3، 2000: 28).
احساس خود اثربخشي
خود اثربخشي بر اين نگرش تأکيد داد که فرد توانايي دارد کارها را به نحوي توانمندانه، ماهرانه، مؤثر و کارا به انجام برساند (بريدينگ4، 2008: 98).
احساس خودتعييني
خودتعييني به احساس انتخاب در اجرا و نظم بخشيدن به فعاليتها اطلاق مي شود. خودتعييني به درگيرشدن در کار به صورت فعالانه و اعتقاد به اينکه عملکرد فردي به موفقيت فردي آنها مي انجامد بستگي دارد (برينگ، 2008: 98).
مهارت‌هاي زندگي
مهارت‌هاي زندگي توانايي‌هايي هستند که با تمرين مداوم پرورش مي‌يابند و شخص را براي روبه‌رو شدن با مسايل روزانه زندگي، افزايش توانايي‌هاي رواني، اجتماعي و بهداشتي آماده مي‌کنند (عبادي، 1384: 12).
مهارت‌هاي حرفه اي
مهارتهاي حرفه اي به مهارتهايي گفته مي شود که باعث بهبود عملکرد فرد شده و مي تواند در ارتقاء توانايي هاي وي نقش تعيين کننده اي برجاي گذارد که هرچه ميزان آن ارتقا يابد دانش آموزان موفق تر خواهند بود (گريسون و همکاران، 1383: 9).
توانمندسازي
توانمند سازي يعني قبل از آنكه به كاركنان بگوييد چه كار كنند مي‌توانند به خوبي وظايفشان را انجام دهند. كاركنان توانمند قادرند راه‌حلهاي مناسب براي حل مشكلات پيدا كنند (آقايار، 1382: 67)
1-8-2- تعريف عملياتي
تکنولوژي:
منظور از تکنولوژي همان تکنولوژي هاي بکار رفته در مدارس هوشمند نظير ويديو پروژکتور و . . . مي باشد، که جهت سنجش آن از يک پرسشنامه محقق ساخته خواهد شد.
توانمندسازي
توانمند سازي دانش آموزان در اين تحقيق به کمک پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از مقاله اسپريتز (1996) که داراي ابعادِ: احساس معني داري دانش آموزان، احساس خود اثربخشي دانش آموزان، احساس شايستگي دانش آموزان، احساس خود تعييني دانش آموزان، مهارتهاي زندگي دانش آموزان و مهارتهاي حرفه اي و کارآفريني دانش آموزان بوده است مورد مطالعه قرار گرفته است.
معني داري
متغير احساس معني داري در اين تحقيق به کمک سؤالات 1 تا 3 پرسشنامه محقق ساخته مورد مطالعه قرار گرفت.
احساس خود اثربخشي
متغير احساس خود اثربخشي در اين تحقيق به کمک سؤالات 4 تا 7 پرسشنامه محقق ساخته مورد مطالعه قرار گرفت.
احساس شايستگي
متغير احساس شايستگي در اين تحقيق به کمک سؤالات 8 تا 11 پرسشنامه محقق ساخته مورد مطالعه قرار گرفت.
احساس خودتعييني
متغير احساس خودتعييني در اين تحقيق به کمک سؤالات 12 تا 15 پرسشنامه محقق ساخته مورد مطالعه قرار گرفت.
مهارت‌هاي زندگي
متغير مهارت‌هاي زندگي در اين تحقيق به کمک سؤالات 16 تا 19 پرسشنامه محقق ساخته مورد مطالعه قرار گرفت.
مهارت‌هاي حرفه اي
متغير مهارت‌هاي حرفه اي در اين تحقيق به کمک سؤالات 20 تا 23 پرسشنامه محقق ساخته مورد مطالعه قرار گرفت.
1-9- قلمرو تحقيق
الف) قلمرو موضوعي:
اين تحقيق از لحاظ قلمرو موضوعي از مباحث مديريت آموزشي است.
ب) قلمرو مکاني:
قلمرو مكاني تحقيق حاضر، شهر تهران ( منطقه 6 تهران) ميباشد.
ج) قلمرو زماني:
پژوهش حاضر از نظر قلمرو زماني، در سال1392 صورت خواهد پذيرفت.
2-1- مقدمه
تأثير توسع? فناوري اطلاعات و ارتباطات بر سيستم هاي مختلف جوامع، كه همواره با گذشت زمان آشکارتر مي شود، تحولاتي اساسي در عرصه هاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و همچنين آموزشي ايجاد كرده است. ظهور افق هاي تازه در عرص? رقابت در سطح بين المللي، تأثير فناوري هاي نوين در هم? جنبه هاي زندگي بشري، جهاني شدن و اهميت فزايند? سرمايه هاي انساني در عصر دانش و تحول، حاكي از آن است كه الزامات تعليم و تربيت امروز، از نوعِ گذشته نيست. از آنجا كه ويژگي عصر حاضر، اطلاعات و اطلاعات محوري است، اقتصاد آن نيز مبتني بر دانش و اطلاعات قرار مي گيرد، لذا توسع? سرماي? انساني از طريق سرمايه گذاري آموزش درست و متناسب با عصر دانايي، مي تواند به صورت رشد اقتصادي نتيجه دهد. امروزه هر كشوري كه خواهان توسع? اجتماعي و اقتصادي است، بايد پايه هاي دانش و مهارت ها را از طريق يک “سيستمِ ارائه” براي رسيدن به فرصت هاي مناسب بسازد. تأثيرگذاري اين تغيير و تحولات بر نظامهاي آموزشي هم? كشورها امري انکارناپذير است، لذا جوامعي كه خواهان توسعه و ورود به جهان رقابتي كنوني هستند، بايد با شناخت صحيح نيازهاي خود و توسع? فناوري اطلاعات به تربيت نيروي انساني متخصص بپردازند و شرايط تأثيرگذاري بر ساير رقباي خود را فراهم كنند. پيشرفت فناوري اطلاعات و ارتباطات و تأثير آن بر علوم ياددهي و يادگيري، فرصت هايي را براي خلق محيط هاي يادگيري با طراحي خوب، يادگيرنده محور، جالب توجه، تعاملي، كارا، انعطاف پذير، معني دار و تسهيل شده فراهم آورده است (مصداق، 1388: 54). با تحول فناوري اطلاعات، تنها دسترسي به اطلاعات و دانش و مصرف آن را نمي توان و نبايد غايت در نظر گرفت، بلکه هدف غايي مشاركت در ساختن دانش توسط كاربران است (مشايخ، 1389: 94).
از آنجا كه مدارس كنوني، توانايي ايجاد بهبود يادگيري و كمک به دانش آموزان را، كه نقش مفيد تر و توليدي بيشتري در جامعه داشته باشد ندارند، براي تربيت دانش آموزان آماده تر براي زندگي شغلي، نياز به تغيير دارند. مدارس بايد شرايطي را كه بچه ها در آن زندگي مي كنند و مشغول به كار مي شوند، در نظر بگيرند و آموزش هاي خود را متناسب با نيازهاي جامعه عرضه كنند(مركز هدايت آموزشي5، 1992: 52). به کار گيري ابزار فناوري اطلاعات و ارتباطات، راهکارهاي نويني را در بهبود و توسعه نظام آموزشي ارائه نموده كه استقرار مدارس هوشمند از نتايج آن است. طرح مدارس هوشمند كمک مي كند تا با تغيير سنت هاي قديمي با استفاده از فناوري هاي نوين، به اهداف عالي آموزش و پرورش در راستاي پژوه محوري دست يابيم. مدرسه هوشمند شامل اجزاي در هم تنيده اي است كه به منظور برانگيختن حس كنجکاوي دانش آموزان و مشاركت فعال آنها طراحي شده تا با هماهنگ نمودن تلاش دانش آموزان، معلمان و مديران، در محيطي جامع و تلفيقي، نسبت به برآورده نمودن تمامي نيازهاي آموزشي افراد اقدام نمايد (عبادي، 1384: 44). مدرس? هوشمند عبارت است از يک سازمان يادگيري كه با هدف آماده سازي دانش آموزان به منظور زيستن در عصر دانايي، به طور سيستماتيک در فعاليت هاي ياددهي- يادگيري و مديريت مدرسه، طراحي شده است. در اين مدارس با استفاده از يادگيري الکترونيکي به صورت حضوري، و با حفظ فضاي فيزيکي مدرسه، معلم و دانش آموز، با برخورداري از نظام آموزشي هوشمند و با رويکرد تلفيقي و جامع نسبت به ارائه خدمات آموزشي و پرورشي به دانش آموزان تلاش مي شود (گريسون و اندرسون، 1383: 23). مطالعات زيادي تأكيد كرده اند كه موفقيت استقرار دوره هاي آموزش الکترونيکي در گرو ارزيابي آمادگي سازماني براي آموزش الکترونيکي است (سو و سوئاتمن6، 2006: 72). آمادگي آموزش الکترونيکي براي اجراي موفق برنامه هاي آموزش از دور، به طوري كه از منابع فناوري اطلاعات و ارتباطات براي اهداف اجرايي و علمي استفاده كند، مهم است. ارزيابي آمادگي الکترونيکي و تأثيرات آن، اجازه مي دهد كه مدارس هوشمند راهبردهاي يادگيري الکترونيکي جامعي طراحي كنند و اهداف فناوري اطلاعات و ارتباطات را به كار گيرند (عباس و همکاران7، 2004: 39). از سال 1383 طرح مدرسه هوشمند، به عنوان طرح آزمايشي در ايران مورد توجه قرار گرفته و به تدريج در هم? استان ها فراگير شده است؛ چنانچه وزير آموزش و پرورش نيز اعلام كرده است كه همه مدارس ايران به مدارس هوشمند تبديل خواهند شد.
2-2- مباني نظري مدرسه هوشمند
2-2-1- مدرسه هوشمند
تا چند سال قبل، آموزش رايج در مدارس کشور، يک آموزش سنتي و يا به عبارت ديگر آموزش فقط شنيداري بود. حداکثر اقدام تصويري در خصوص موضوعات مورد آموزش، نصب بعضي پوسترهاي رنگي بر روي تخته سياه کلاس بود. در روش ديداري- شنيداري سعي مي شود آموزش به کمک فيلم ، انيميشن، نماهنگ و … ارائه گردد. در اين روش ماندگاري مطلب بيشتر است . در ضمن در روش ديداري- شنيداري مطالب علمي در محيطي جذابتر و در مدت زمان کمتر قابل انتقال است (شفيع پورمطلق و همکاران، 1390: 21).
در مدارس معمولي، طرح درس معلم شامل مجموعه اي از دستورالعمل ها، برنامه هاي درسي، سئوالات و تمرينات اضافه، امتحانات کلاس و … مي شود. اما در مدارس چندرسانه اي علاوه بر اين موارد، معلم از مواد آموزشي چندرسانه اي شامل فيلم، عکس، صدا، اسلايد و … استفاده مي کند تا کيفيت و ماندگاري آموزش را ارتقا بخشد. اين قدم اول در راه حرکت به سمت مدارس هوشمند است.
درباره ي تأثير فناوري اطلاعات و ارتباطات بر نظام آموزشي (و به طور خاص مدارس) دو رويکرد متفاوت وجود دارد. برخي معتقدند، اثر فناوري هاي جديد تدريجي است و صرفاً انتقال برنامه ي درسي سنتي را کارآمدتر مي سازد و در واقع، دسترسي به اطلاعات سريع تر مي شود. رويکردي ديگر معتقد است ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به مدرسه ها، هدف ها و ابزارهاي تعليم و تربيت را به طور اساسي تغيير مي دهد. از اين ديدگاه فناوري اطلاعات بر مرزهاي ساختاري نظام آموزش سنتي فايق مي آيد.با اين که موارد بالا از دستاوردهاي استفاده از فناوري اطلاعات است، با اين حال ساده لوحانه است اگر تصور کنيم ورود فناوري اطلاعات (در جلوه هاي متفاوت آن : اينترنت ، رايانه ، چند رسانه اي و …) به تنهايي باعث انقلاب آموزشي شود. اگر فرهنگ ياد دهي- يادگيري در نظام آموزشي تحول نپذيرد، ورود فناوري هاي اطلاعاتي نه تنها تحولي ايجاد نخواهد کرد ، بلکه به تقويت سنت هاي محافظه کارانه ي آموزشي منجر خواهد شد. لذا تغيير در مدرسه سنتي به سوي مدرسه هوشمند نيازمند تغيير در نظام آموزش و پرورش کشور مي باشد و هيچگاه راه اندازي مدارس هوشمند ميسر نخواهد شد مگر ساختار نظام آموزش و پرورش تغيير يابد . اين امر نيازمند برنامه ريزي حداقل بيست ساله مي باشد. اين تغيير مي بايست قدم به قدم و با درايت و تفکر باشد.
2-2-2- مفهوم مدارس هوشمند
در سال 1984، ديويد پرکينز و همکارانش در دانشگاه هاروارد، طرح مدارس هوشمند را به عنوان تجربه اي نوين در برنامه هاي آموزش و پرورش، با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات ارائه نمودند. اين طرح به تدريج در چند مدرسه اجرا گشت و بعدها تا حدودي توسعه يافت، به طوريکه امروزه برخي از کشورهاي توسعه يافته در امر فناوري اطلاعات، همچون مالزي، از اين مدارس جهت تربيت نيروي انساني در برنامه هاي توسعه خود استفاده مي کنند. در تعريف اين نوع مدارس گفته شده است که مدرسه هوشمند يک مدرسه و محيط آموزشي فيزيکي است که کنترل و مديريت آن مبتني بر فناوري رايانه و شبکه مي باشد و محتواي اکثر دروس الکترونيکي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن نيز هوشمند است و در فرايند آموزش به تفاوت استعداد وتوانايي دانش آموز توجه مي شود . بنابراين مهمترين ويژگيها و خصوصيات اين مدارس عبارتند از :
الف) در مدارس هوشمند معلمان مي توانند با استفاده از بانکهاي اطلاعاتي و برنامه هاي نرم افزاري و غيره دروس جديدي را با توجه به نيازها و علائق دانش آموزان طراحي نمايند و يا اينکه دروس موجود را تغيير داده و اصلاح نمايند بنابراين محتواي آموزشي دروس در اين مدارس تا حدودي متفاوت با مدارس ديگر خواهد بود (عبدالوهابي و همکارن، 1391: 5).
‌ب) دانش آموزان اين مدارس، خود سرعت يادگيري خود را تعيين مي نمايند. همچنين در اين مدارس، ساعات يادگيري محدود به ساعات مدرسه نيست و دانش آموزان در هر لحظه که اراده کنند کلاسهاي دلخواهشان را از طريق برنامه هاي رايانه اي يا ارتباط از راه دور در اختيار خواهند داشت.
‌ج) نقش معلمان در اين مدارس تا حدود زيادي از آموزش و ارزشيابي دانش آموزان به پيگيري آموزش شخصي آنان تغيير مي يابد و در نتيجه فرصت و فراغت بيشتري براي پرداختن به برنامه هاي رشد و بالندگي حرفه اي خود (مطالعه، برقراري ارتباطات و تعاملات سازنده و مؤثر با همکاران، ارتقاء سطح علمي و بهبود مهارتهاي تدريس و … ) خواهند يافت.
‌د) در اين نوع مدارس دانش آموزان اغلب بجاي کيفهاي مملو از کتب حجيم، با کامپيوترهاي کيفي
(lab top) در سر کلاس درس حاضر مي شوند. به عبارت ديگر در اين مدارس علاوه بر مواد آموزشي رايج و کتابهاي درسي، انواع نرم افزارها و درس افزارهاي چند رسانه اي نظير CD و… مورد استفاده قرار مي گيرد.
‌ه) ارزشيابي از دانش آموزان در مدارس هوشمند به جاي اينکه در مقاطع و نوبتهاي فاصله دار (در پايان هر فصل يا هر ترم و …) صورت پذيرد، همه روزه و به طور مداوم انجام مي گيرد و تعدادي از اين آزمونها هم به صورت on line واز راه دور مي باشند.
‌و) در اين مدارس دانش آموزان هنگام ورود و خروج از مدرسه، با کارت ديجيتالي که در اختيار دارند، والدين خود را از ساعت آمد و رفت خود مطلع مي سازند(ارسال SMS ازطريق سيستم اتوماسيون مدرسه). والدين دانش آموزان نيز مي توانند با يک آموزش ساده به سيستم ارزشيابي مدرسه متصل شده و به اين وسيله از وضعيت و روند پيشرفت تحصيلي فرزند خود آگاهي يابند. معمولاً در اين مدارس روزانه در پايان ساعات کلاسي يک E-Mail از طرف مدرسه جهت آگاهي والدين از وضع تحصيلي فرزندانشان در آن روز، به آنها ارسال مي گردد.
‌ز) از آنجايي که پاره اي از فعاليتهاي مرسوم در مدارس ديگر، در اين مدارس به کمک فناوري اطلاعات کاهش مي يابد، کميت و کيفيت تعاملات بين دانش آموزان، معلمان و والدين ارتقاء مي يابد و در نتيجه هم افزايي يا سينرژي حاصل از تعاملات اين سه گروه، امکان ايجاد شرايط يادگيري بهتر براي دانش آموزان فراهم مي گردد (مركز آمار فناوري اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش و پرورش، 1390: 1).
علاوه بر موارد فوق نکته اي که درباره مدارس هوشمند حتماً بايستي مورد توجه قرار گيرد توجه به اين مطلب است که فناوري اطلاعات در واقع به معناي فن بهره برداري از انديشه‌هاي انساني است که با سپردن امور شناخته شده، تکراري و غيرخلاق به ماشين از طريق خودکارسازي عمليات، انديشه هاي انساني را در جهت مکاشفه در ناشناخته ها آزاد مي سازد. بنابراين نبايد به اشتباه اينگونه تلقي گردد که در مدارس هوشمند، تکنولوژي جاي افراد و اشخاص را مي گيرد بلکه همچنانکه پيتردراکر8 نيز گفته است “کار يدي جاي خود را به کار دانشي مي دهد، اما نقش تعيين کننده انسان به عنوان حاکم سازماني همچنان برقرار و مستدام خواهد ماند” و بنابراين استفاده از تکنولوژيهاي مذکور تنها به عنوان ابزاري در جهت رسيدن به هدف آموزش و تعليم و تربيت کارآمدتر و متناسب با آهنگ فزاينده ي تغييرات در دنياي حاضر مي باشد.
مدرسه هوشمند در واقع مرحله برتري در كاربري فناوري اطلاعات در نظام آموزش كشور است . مدرسه هوشمند ، مدرسه اي است كه مديريت و كنترل آن مبتني بر فناوري شبكه و رايانه است و محتواي بيشتر درسهاي آن الكترونيكي است ، و نظام ارزشيابي و نظارت آن نيز هوشمنداست (عبادي، 1384: 45).
2-2-3- تعريف جامع مدرسه هوشمند
در مورد مدارس هوشمند تعاريف و توصيفات متنوعي وجود دارد که در بالا بدان اشاره شد. اما تعريف جامعي که از مدرسه هوشمند به نظر مي رسد چنين است:مدرسه هوشمند، مدرسه اي است که در آن روند اجراي کليه فرايندها اعم از مديريت، نظارت، کنترل، ياددهي- يادگيري9، منابع آموزشي و کمک آموزشي، ارزشيابي، اسناد و امور دفتري، ارتباطات و مباني توسعه ي آنها مبتني بر فاوا و در جهت بهبود نظام آموزشي و تربيتي پژوهش محور طراحي شده است (محمودي و همکاران، 1387: 68).
مدارس هوشمند، مؤسسات آموزشي هستند كه با اعمال تغييراتي در نحو? آموزش و مديريت خود، به صورت نظام مند، دانش آموزان را براي زندگي در عصر حاضر آماده مي كنند از مهم ترين اهداف مدارس هوشمند مي توان به موارد زير اشاره كرد:
رشد همه جانب? دانش آموزان (ذهني، جسمي، عاطفي و رواني)، ارتقاء تواناييها و قابليتهاي فردي، تربيت نيروي انساني متفکر (سند راهبردي)، آماده كردن دانش آموزان براي زندگي شغلي، بهبود يادگيري، مشاركت دانش آموزان در توليد دانش، توسع? مهارت هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در فعاليتهاي ياددهي-يادگيري دانش آموزان و معلمان، تبديل انتقال اطلاعات به يادگيري مادام العمر، آماده كردن دانش آموزان براي زندگي در عصر اطلاعات، تسهيل دسترسي دانش آموزان به منابع متعدد اطلاعاتي، ايجاد فرصتهاي يادگيري مشاركتي و يادگيري اكتشافي، ايجاد فضاي مناسب براي افزايش خلاقيت دانش آموزان، برقراري فضاي آزادي انديشه، و احترام متقابل در تنوع و تفاوتهاي زباني، مذهبي، فرهنگي، اقتصادي، و اجتماعي، افزايش درک درست دانش آموزان از نقش خود در جامع? جهاني، درک مسئوليت خود نسبت به ديگران، دستيابي به بهترين نتايج علمي ممکن و … (يعقوب و همکاران10، 2005: 43).
مدرسه هوشمند به عنوان يکي از مهمترين مؤلّفه هاي اين نظام، يک سازمان آموزشي و پرورشي پويا و يادگيرنده است که در جهت فرايند يادگيري و بهبود مديريت به صورتي نظام يافته بازسازي شده است تا دانش آموزانِ سطوحِ مختلف را براي زندگي در عصر اطلاعات و ارتباطات آماده نمايد. يک مدرسه ي هوشمند، به عنوان يک سازمان يادگيرنده، در طول زمان تکامل يافته، و بطور مستمر، کارکنان حرفه اي خود، منابع آموزشي و توانايي هاي اجرايي اش را توسعه مي دهد. اين موضوع به مدرسه اجازه مي دهد همانگونه که به طور مستمر دانش آموزان را براي زندگي در عصر اطلاعات آماده مي کند، خود را نيز با شرايط متغير سازگار نمايد. براي داشتن عملکردي مؤثّر، مدرسه ي هوشمند به کارکناني متخصّص نياز داشته و بايد از فرايندهاي برنامه ريزي شده ي مناسب و با پشتيباني قوي استفاده نمايد (عبادي، 1384: 46).
در يک مدرسه ي هوشمند، يادگيري نتيجه تفکّر است و يک تفکّر خوب توسط همه ي دانش آموزان قابل يادگيري است و همانگونه که مدارس جايي براي رشد دانش آموزان مي باشند، مدارس هوشمند، لازم است جايي براي رشد کارکنان، مديريت و معلمين نيز باشد. در واقع مدرسه ي هوشمند محلي است که در آن علاقمندي هاي فکري و ذهني و نيز همکاريهاي حرفه اي، مورد تشويق قرار گفته و پشتيباني مي شوند. علاوه بر اين، يک سازمان يادگيرنده ي موفّق، طوري ساختار دهي و سازماندهي مي شود که تمام اعضاي جامعه ي مدرسه، قادر به همکاري در فرايندهاي تعيين خط مشي، جهت گيري، خودآگاهي، خود بازبيني و ايجاد يک سيستم پويا هستند که با تغيير نيازها و چشم انداز جامعه، تغيير مي نمايد (محمودي و همکاران، 1387: 69).
2-2-4- چارچوب مفهومي مدارس هوشمند
براي تبيين بهتر مفهوم مدرسه ي هوشمند چارچوب مفهومي مدارس هوشمند با بهره گيري از تجارب سايرکشورها و اقدامات داخلي، مشتمل بر 5 رکن اصلي تهيه شده است:
1- زير ساخت توسعه يافته فناوري اطلاعات
2- محيط ياددهي و يادگيري مبتني بر محتواي يکپارچه ي رايانه
3- مديريت مدرسه توسط سيستم يکپارچه ي رايانه
4- توانمند سازي معلمان در حوزه ي فناوري اطلاعات
5- برقراري ارتباط يکپارچه رايانه اي با مدارس ديگر.

شکل2-1): چارچوب مفهومي مدارس هوشمند (عبدالوهابي و همکاران، 1391: 86)
در مدرسه ي هوشمند سخت افزار، نرم افزار، ارتباطات و تجهيزات کمک آموزشي از جمله الزامات اصلي است و در ساخت مدرسه ي هوشمند بايد براساس نيازمندي ها و احتياجات فرايند ياددهي – يادگيري توسعه يابد. در مدارس هوشمند حداکثر استفاده از زير ساخت و تجهيزات موجود بايد صورت گيرد و وجود سخت افزار و نرم افزار به خودي خود، به معني هوشمند شدن مدرسه نيست. در مدارس هوشمند، زير ساختي حائز اهميت است که در ارتقاي ياددهي-يادگيري مؤثر باشد (عبدالوهابي و همکاران، 1391: 86).
2-2-5- مهمترين دلايل تأسيس مدارس هوشمند
مهمترين دلايل تأسيس مدارس هوشمند عبارتند از :
الف) امروزه به علت رشد فناوريهاي رايانه اي، سرعت نقل و انتقالات اطلاعات و مسئله ي انفجار دانش، اطلاعات و دانش به سهولت و سرعت مي تواند در اختيار همگان قرار گيرد و ديگر مانند گذشته مدرسه تنها چهار چوبي نيست که معلم بخواهد دانش، مهارت و ارزشها را در آن به دانش آموزان منتقل کند بلکه چهارچوبهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و وسايل ارتباط جمعي در شکل پذيري پنداره هاي دانش آموزان نقشي تعيين کننده دارند. يکي از تبعات اين امر بالا رفتن سطح دانش متعارف دانش آموزان است که هماهنگي با دوره هاي آموزشي را بر هم مي زند. در چنين شرايطي استفاده از فناوري هاي اطلاعاتي و انفورماتيکي در مدارس هوشمند، امکان به روز نمودن اطلاعات علمي معلمان و ارتقاء مهارتهاي تدريس ايشان را فراهم مي آورد به طوريکه آنها مي توانند با استفاده از امکانات موجود در اين مدارس برآورد صحيح تر و دقيقتري از دانش متعارف دانش آموزان کسب نموده و دوره هاي آموزشي و مطالب درسي را با دانش متعارف دانش آموزان شان هماهنگ سازند.
ب) از سوي ديگر برنامه هاي آموزشي در مدارس سنتي، اکثراً به صورت معلم محور بوده و با استعدادها، تواناييها، نيازها و شيوه هاي يادگيري دانش آموزان که هر يک آهنگ مخصوص خود را دارد، متناسب نيستند. مدارس هوشمند به دليل برنامه هاي درسي انعطاف پذير، امکان تدريس با شيوه هاي نوين، داشتن طيف وسيعي از برنامه ها و روشهاي آموزشي و محوريت بخشيدن به نقش دانش آموز (با در نظر گرفتن تفاوتهاي فردي و توجه بيشتر به نيازها، علائق و استعدادهاي آنان) مي‌توانند در جهت از بين بردن و يا کاهش دادن اين شکاف آموزشي مؤثر و مفيد فايده باشند ودرواقع هر دانش آموز بسته به استعداد خود مي تواند آموزش ببيند و يا به عبارت ديگر سيستم آموزش نسبت به استعداد دانش آموزان متغير است .
ج) جامعه اطلاعاتي آينده نيازمند افرادي است که بتوانند فناوري اطلاعات را خلاقانه در جهت رشد و توسعه به کار برند، در اين عصر بي بهره ماندن از دانش، بينش و مهارتهاي روز، به بيکاري، نابرابريهاي اجتماعي و در نتيجه پيدايش نارضايتي و تنش مي انجامد و مدارس هوشمند نيز عمدتاً در جهت تأمين اين نيازها برنامه ريزي شده اند چرا که در اين مدارس دانش آموزان مي‌آموزند که چگونه اطلاعات مورد نياز خود را از طريق شبکه هاي اطلاعاتي استخراج نمايند، چگونه در مورد آنها بينديشند و چگونه حاصل يافته هاي خود را در جهت حل مسائل و مشکلات خود و توسعه و پيشرفت جوامع شان به کار گيرند. نظام آموزش و پرورش نيز به نوبه خود با وارد كردن فناوري هاي ارتباطي در اين عرصه تلاش كرده تا حداكثر بهره برداري را از اين دستاورد بشري داشته باشد. مدارس هوشمند در دنيا حاصل به كارگيري از اين امكانات است. كشور مالزي در سال 1998 براي اولين بار به عنوان نخستين كشوري بود كه مدارس هوشمند را در نظام آموزش و پرورش راه اندازي كرد و با ارايه الگوي موفق توانست تجربه خود را به ساير كشورها نيز منتقل كند و امروزه علاوه بر مالزي ديگر كشورها نيز براي هوشمند كردن مدارس خود اقدام كرده اند كه بطور مثال مي توان از فرانسه به عنوان كشوري موفق در اين عرصه نام برد (آموزش و پرورش شهر تهران، 1389: 2).
فرهنگ جامعه و ديدگاه جامعه نسبت به فناوري اطلاعات مي تواند يكي از مسائل تأثير گذار و مهم در توسعه ي مدارس هوشمند به شمار رود.با توجه به اينكه درك روشني از كاركردهاي فناوري اطلاعات در آموزش و نحوه ي تأثير آن در افزايش سطح يادگيري دانش آموزان وجود ندارد، نمي توان انتظار داشت تا پشتيباني مناسبي از مفهوم مدرسه هوشمند از سوي جامعه صورت گيرد.دسترسي به اينترنت و آشنايي با فضاي پيشرفتهاي نوين در حوزه فناوري از جمله ي مسائلي است كه مي تواند بستر مناسبي براي نشر و توسعه ي مفهوم مدرسه هوشمند درجامعه فراهم كند. هر چه كه مردم و جامعه با كاربردهاي فناوري و اطلاعات در زندگي و بالاخص در آموزش آشنا باشند ، ميتوان اميدوار بود كه استقبال بيشتري نيز از مدارس هوشمند صورت بگيرد و مردم بتوانند اهميت توسعه مدارس هوشمند را درك كرده و براي توسعه اين مدارس كمك نموده و در سرمايه گذاري ها با دولت و مديران مدارس شريك شوند. سطح سواد ديجيتالي و دسترسي مردم به فناوري روز مانند اينترنت مي تواند در ميزان استقبال ايشان از مدارس هوشمند تأثير گذار باشد.
2-2-6- مراحل هوشمند سازي مدارس
2-2-6-1- برنامه ريزي و هدف گذاري
– سنجش وضعيت موجود
– هدف گذاري
– تعيين اقدامات
2-2-6-2- تجهيز و آماده سازي مدرسه
– آماده سازي سايت رايانه اي مدرسه
– برآورد، خريد و نصب تجهيزات و سخت افزار
– آماده سازي کلاس ها
– راه انداري پورتال مدرسه
2-2-6-3- آموزش و تجهيز نيروي انساني
– به كارگيري نيروي فني
– آموزش معلمان
– آموزش دانش



قیمت: تومان


پاسخ دهید