دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ارسنجان
دانشكدهي ادبيات و علوم انساني
گروه تحصيلات تكميلي
رشته‌ي زبان و ادبيات فارسي
پايان نامه جهت اخذ درجهي كارشناسي ارشد ( M.A )
عنوان
بررسي محتوايي فردوس المرشديه
في اسرار الصمديه
استاد راهنما :
دكتر عباس مرادي
استاد مشاور :
دكتر خسرو محمودي
نگارش :
راضيه شيخعلي
زمستان 1392
سپاسگزاري
اكنون كه با عنايت خداوند اين رساله به پايان رسيده است ، بر خود لازم مي‌دانم كه از جناب آقاي دکتر عباس مرادي که در کمال سعه صدر، با حسن خلق و فروتني، از هيچ کمکي در اين عرصه بر من دريغ ننمودند و زحمت راهنمايي اين رساله را بر عهده گرفتند ؛ صميمانه سپاسگزاري نمايم .
هم چنين از استاد بزرگوار، جناب آقاي دکتر خسرو محمودي ، که زحمت مشاوره اين رساله را پذيرفتند و با راهنمايي‌هاي سودمند خود در تكميل اين پايان نامه كوشيدند ؛ تشكر و قدر داني مي‌نمايم . سربلندي و موفقيت اين عزيزان را از درگاه خداوند متعال خواستارم .

ماحصل آموخته هايم را تقديم مي کنم:
به آنان که مهر آسماني شان آرام بخش آلام زميني ام است ،
به استوارترين تکيه گاهم ، دستان پرمهر پدرم ،
به سبزترين نگاه زندگيم ، چشمان سبز مادرم ،
که هرچه آموختم در مکتب عشق شما آموختم و هرچه بکوشم قطره اي از درياي بي کران مهربانيتان را سپاس نتوانم بگويم.
امروز هستي‌ام به اميد شماست و فردا کليد باغ بهشتم رضاي شما
رها آوردي گران سنگ تر از اين ارزان نداشتم تا به خاک پايتان نثار کنم ، باشد که حاصل تلاشم نسيم گونه غبار خستگيتان را بزدايد .
بوسه بر دستان پرمهرتان.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………….2
پيشينه‌ي تحقيق………………………………………………………………………………………………………….3
اهداف تحقيق4
روش تحقيق4
فصل اول : شرح احوال و آثار محمود بن عثمان و شيخ ابواسحاق کازروني
1- 1- محمودبن عثمان6
1- 1- 1- آثار6
1- 2- شيخ ابواسحاق کازروني7
1- 2-1- تولد شيخ ابواسحاق8
1 – 2-2- تحصيلات و استادان شيخ9
1- 2-3- مريدان شيخ ابواسحاق9
1- 2 – 4- آثار ابواسحاق 11
1- 2 – 5 – طريقت شيخ ابواسحاق 11
1- 2- 6 – وفات شيخ ابواسحاق12

فصل دوم: معرفي کتاب فردوس المرشديه في اسرارالصمديه
2- معرفي کتاب فردوس المرشديه14
2- 1- موضوع کتاب 14
2- 1-1- مقدمه 14
2- 1-2- باب اول 15
2- 1-3- باب دوم 15
2- 1- 4- باب سوم 16
2-1-5- باب چهارم 16
2- 1 – 6 باب پنجم 17
2- 1 – 7 باب ششم 18
2 – 1 – 8 باب هفتم 18
2- 1 – 9 – باب هشتم 19
2- 1 – 10 – باب نهم19
2- 1 – 11 – باب دهم 20
2- 1 – 12 – باب يازدهم 20
2- 1 – 13 – باب دوازدهم……………………………………………………………………………………….20
2- 1- 14 – باب سيزدهم21
2- 1- 15 – باب چهاردهم 22
2- 1-16 – باب پانزدهم 22
2- 1-17- باب شانزدهم 23
2- 1-18- باب هفدهم 23
2- 1- 19- باب هيجدهم 24
2-1- 20- باب نوزدهم25
2- 1 – 21 – باب بيستم 25
2- 1 – 22 – باب بيست و يکم 26
2 – 1 – 23- باب بيست و دوم ……………………………………………………………………………….26
2- 1 -24- باب بيست و سوم 27
2- 1 – 25- باب بيست و چهارم……………………………………………………………………………….28
2- 1 – 26- باب بيست و پنجم 28
2- 1 – 27- باب بيست و ششم 29
2- 1 – 28- باب بيست و هفتم29
2- 1-29 – باب بيست و هشتم 29
2- 1-30- باب بيست و نهم 30
2- 1-31- باب سي ام30
2- 1- 32 – باب سي و يکم 31
2-1-33- باب سي و دوم 31
2- 1 – 34- باب سي و سوم 31
2- 1 – 35- باب سي و چهارم 32
2 – 1 – 36- باب سي و پنجم 32
2- 1 – 37- باب سي و ششم 33
2- 1 – 38- باب سي و هفتم34
2- 1 – 39- باب سي و هشتم 34
2- 1 – 40- باب سي و نهم 35
2- 1 – 41- باب چهلم36
2- 2- سبک نثر فردوس المرشديه36
2-2- 1- ويژگي هاي کلي نثر فردوس المرشديه 37
2-2- 2- پاره‌اي از ويژگي هاي سبکي فردوس المرشديه 38
2- 2 – 3 – وجود نثر مسجع و آهنگين 39
2- 2 – 4 – جملات زيبا و حکيمانه در متن 43
2- 2 – 5- ضرب المثل ها 40
2- 2 – 6 -وجود اشعار و جملاتي به لهجه‌ي کازروني41
فصل سوم : بررسي محتوايي فردوس المرشديه
3- بررسي محتوايي فردوس المرشديه 44
3-1- زندگي شيخ ابواسحاق در فردوس المرشديه 44
3-1-1- خانواده‌ي شيخ ، تولد و مرگ 44
3-1-2- اخلاق و منش شيخ مرشد 45
3-1 – 2- 1 – دستگيري از هم نوعان45
3- 1 – 2- 2 – اطعام درويشان 46
3- 1 – 2 – 3 – ترحم نسبت به حيوانات 47
3- 1 – 2 – 4 – مهمان نوازي47
3- 1 – 2 – 5 – نفرين نکردن در حق ديگران 47
3- 1 – 2 – 6 – مستجاب الدعوه بودن شيخ 48
3- 1 – 2 – 7 – شنيدن نداي غيبي 49
3- 1 – 2 – 8 – ديگر ويژگي هاي اخلاقي شيخ49
3- 1 – 3 – اعتقادات شيخ مرشد 50
3- 1 – 4 – آداب غذا خوردن شيخ 53
3- 1 – 5 – اقدامات شيخ مرشد 53
3- 1 – 5 – 1 – معاش بقعه ها 55
3 – 1 – 5 – 2 – بنا کردن تحت السراج 55
3- 1 – 6 – خلفا و اصحاب شيخ 56
3- 1-7- وصاياي شيخ مرشد56
3- 1 – 8- فضيلت بقعه شيخ 57
3- 2 – کرامات 68
3- 2 – 1 – تقسيم بندي کرامات60
3- 2- 1- 1- اشراف بر ضماير63
3-2-1-2-پيشگويي 64
3-2-1-3-تبديل مواد بي‌ارزش به مواد ارزشمند 65
3-2-1-4- تکلم جنين 66
3-2-1-5-خاموش کردن آتشکده‌هاي زرتشتيان 67
3-2-1-6- ديدار با ارواح 67
3-2-1-7-سخن گفتن با حيوانات و اعمال نفوذ بر آنها68
3-2-1-8-شفابخشي به بيماران در حيات و پس از مرگ 69
3-2-1-9-شکافتن اشيا 71
3-2-1-10-طي الارض 71
3-2-1-11- مبتلا کردن معارضان به بيماري 71
3-2-1-12-محفوظ ماندن جسد از پوسيدگي72
3-2-1-13- نزول باران 73
3-2-1-14- نزول طعام 73
3-2-1-15-ياري رساندن به جنگجويان74
3-2-1-16- يافتن چيزهاي گمشده 76
3-3- خواب و رؤيا 76
3-3-1- ديدن پيامبر ( ص ) در خواب76
3-3-2-ديدن شيخ کبير در خواب 80
3-3-3-خواب بقعه ديدن 80
3-3-4-ديدن ابوالازهر در خواب 81
3-3-5-ديدن شيخ علي ديلمي در خواب 81
3-3-6- ديدن ديگران در خواب 82
3-4- تفسير قرآن 82
3-5- نقل و تفسير حديث83
3-6- شرح اصطلاحات عرفاني 84
3-6- 6- ايمان 84
3-6-3- دل 84
3-6-1- غيرت 85
3-6-2- قبض و بسط87
3-6-4- وقت 88
3- 6- 5 – ولي 89
3- 7 – اطلاعات تاريخي و جغرافيايي منطقه‌ي کازرون 93
فصل چهارم: نتيجه گيري و پيشنهادها
4- نتيجه‌گيري و پيشنهادها96
4- 1- پيشنهادها97
فهرست منابع و مآخذ98
چکيده‌ي انگليسي100
چکيده
فردوس المرشديه في اسرارالصمديه ، تذکره‌اي است عرفاني در شرح حال شيخ ابواسحاق کازروني – عارف قرن پنجم – که محمود بن عثمان در سال 728 ه . ق آن را نگاشته‌است .
در ادبيات عرفاني تذکره‌ها و زندگي‌نامه‌ها ازمنابع ارزشمندي محسوب مي‌شوند که از خلال آن‌ها اطلاعات گران‌بهايي به دست مي‌آيد که کتاب يادشده نيز از اين امر مستثتي نيست .
فردوس المرشديه از يک مقدمه و چهل باب تشکيل شده است ؛ در اين تحقيق پس از معرفي کتاب و توضيح مختصر درباره‌ي باب‌هاي چهل گانه‌ي اين اثر ، به بررسي محتوايي آن پرداخته‌شده است .
موضوعات گوناگوني که در اين تحقيق از فردوس المرشديه استخراج شده و مورد بررسي قرار گرفته عبارتند از : زندگي‌نامه‌ي شيخ ابواسحاق کازروني و انواع کرامات منسوب به او ، تعدادي اصطلاح عرفاني ، تفسير آيات قرآن ، اطلاعات تاريخي و جغرافيايي و …
واژگان کليدي : فردوس المرشديه ، محمود بن عثمان ، بررسي محتوايي
مقدمه
نگارش زندگي نامه‌ها و تذکره‌هاي عرفاني ريشه در قرن‌هاي نخستين پس از اسلام دارد ، در ان هنگام مسلمانان به شرح احوال پيشوايان دين و ارباب حديث پرداختند و اين امر بعدها الهام‌بخش نويسندگاني شد که به شرح احوال عرفا و بزرگان تصوف روي آورند .
بر اهل تحقيق پوشيده نيست که آثار منظوم و منثور ادب عرفاني حوزه‌ي بسيار گسترده‌اي را در برمي‌گيرد . زندگي‌نامه‌ها و تذکره‌ها بخشي از اين درياي پهناور به حساب مي‌آيند اما آن گونه که شايسته است به آنها پرداخته نشده‌است . در زندگي‌نامه‌ها مطالب متنوع و گرانبهايي اعم از تفسير و تأويل آيات و احاديث ، مسائل اخلاقي ، آداب و رسوم مردمان آن زمان ، باورهاي عاميانه و … به چشم مي‌خورد .
فردوس المرشديه تذکره‌اي است عرفاني در شرح حال شيخ ابواسحاق کازروني – عارف قرن پنجم – که محمود بن عثمان در سال 728 ه . ق آن را نگاشته‌است . در اين اثر نيز مانند ساير تذکره‌هاي عرفاني ، علاوه بر شرح زندگي عارف مورد نظر در لابلاي مطالب آن موضوعاتي از قبيل انديشه‌هاي اخلاقي ، تفسير آيات ، مفاهيم عرفاني و … ديده مي‌شود .
اين تحقيق که به بررسي محتوايي کتاب فردوس المرشديه پرداخته است ، در چهار فصل تنظيم شده است :
فصل اول : به زندگي و شرح احوال محمود بن عثمان – نويسنده‌ي کتاب – و شيخ ابو اسحاق کازروني اختصاص دارد .
فصل دوم : به معرفي کتاب فردوس المرشديه اختصاص دارد که در ضمن معرفي ابواب کتاب ويژگي هاي سبکي اين اثر نيز بررسي شده است .
فصل سوم : در اين فصل که مفصل ترين بخش اين تحقيق است ، محتوا و درون مايه اين کتاب بررسي شده است .
فصل چهارم : به نتيجه‌گيري و حاصل تحقيق اختصاص دارد .
پيشينه تحقيق:
تا جايي که نگارنده تحقيق نمود ، هيچ تأليفي را نيافت که به بررسي محتوايي اين کتاب پرداخته باشد . اما در پيوند با اين کتاب دو مقاله يافته شد که عبارتند از :
1-مقاله ي “شناسايي آبادي هاي فارس در فردوس المرشديه” که احمد اقتداري آن را نوشته و در مجموعه ي هفتاد و دو مقاله در سال 1362 آن را به چاپ رسانده است. نويسنده در اين مقاله با کمک کتاب فردوس المرشديه تعدادي از مکان هاي جغرافيايي آن زمان را مشخص نموده است. نويسنده کوشيده است در اين مقاله، آبادي ها و شهر هايي را که در فردوس المرشديه از آن ها نام برده شده است، مکان نمايي نمايد تا مشخص شود که آيا از آن مکان اثري وجود دارد يا نه، يا اين که چه تغيير و تحولي در اين زمينه صورت گرفته است .
2-مقاله ي “سکه هاي ضرب کازرون و کتاب فردوس المرشديه” که به قلم عبدالله عقيلي نوشته شده و در سال 1381 در مجله ي آينده شماره ي 8 به چاپ رسيده است نويسنده در اين تحقيق با استناد به فردوس المرشديه مطالبي درباره ي ضرب سکه در آن زمان نوشته است. اين نوشته که با توجه به محتواي فردوس المرشديه به رشته ي تحرير در آمده است اطلاعات مفيدي درباره ي ضرب سکه و انواع آن در اختيار خواننده قرار مي دهد.
اهداف تحقيق :
الف ) اهداف علمي : تبيين جايگاه کتاب فردوس المرشديه در ميان آثار عرفاني
ب ) اهداف کاربردي : از اين تحقيق مي‌توان در حوزه‌هاي زير استفاده کرد :
1. در حوزه‌ي تذکره‌ها و زندگي‌نامه‌هاي عرفاني
2. در حوزه‌ي شرح و تفسير متون عرفاني
روش تحقيق :
اين تحقيق ، به روش تحقيقي – توصيفي انجام ‌گرفته و براي اجراي آن مراحل زير پيموده شده است :
1-ابتدا کتاب مورد نظر دقيق مطالعه شد و موضوعات عمده و قابل بحث استخراج و فيش برداري گرديد .
2- پس از فيش برداري محتوايي کتاب ، فيش هاي تحقيق طبقه‌بندي شد و موضوعات مشابه دسته‌بندي گرديد .
3- برخي از موضوعات که نياز به شرح داشتند ، با مراجعه به منابع معتبر شرح داده شدند .

فصل اول :
شرح احوال و آثار محمود بن عثمان
و شيخ ابو اسحاق کازروني
1-شرح احوال و آثار محمودبن عثمان و شيخ ابواسحاق کازروني
1-1-محمود بن عثمان
محمود بن عثمان از مولفان و نويسندگان قرن هشتم هجري است که متأسفانه اطلاعات اندکي درباره‌ي وي در دست است .
استاد ذبيح الله صفا ، در کتاب تاريخ ادبيات خود درباره‌ي محمود بن عثمان مي نويسد که مولدش به درستي معلوم نيست و بيشتر عمر خود را در کازرون گذرانده است و با امين الدين بلياني عارف و شاعر قرن هفتم و هشتم معاصر بوده و از مريدان عارف مذکور به شمار مي‌آمده و تا آخر عمر امين الدين در خدمت او بوده است ( صفا ، 1372 : 266 )
مرحوم ايرج افشار هم در مقدمه‌ي کتاب فردوس المرشديه با استناد به اين کتاب ، محل اقامت او را کازرون دانسته است ( محمود بن عثمان ، 1333 : 5 مقدمه ) و اشاره‌اي به سفرهاي او کرده است : ” وي به جز سفري به بغداد رفت ، يک بار هم پيش از سال 728 هجري از بصره از راه صحراي کنابه عبور کرد و به بغداد آمد و نيز يک بار عرفات را زيارت کرد . ” ( همان : 8 مقدمه )
درمورد ديگر وقايع زندگي ، تاريخ وفات و آرامگاه وي اطلاعاتي موجود نيست .
1- 1 – 1 – آثار
ذبيح الله صفا علاوه بر فردوس المرشديه ، دو اثر ديگر از محمودبن عثمان نام برده است يکي جواهر الامينيه در شرح مقامات امين الدين بلياني و ديگري مفتاح الهدايه و مصباح العنايه که تلخيص کتاب جواهرالامينيه است . ( صفا ، 1372 : 179 )
اما اثر معروف محمود بن عثمان کتاب فردوس المرشديه است که ترجمه واقتباسي است از يک اثر عرفاني : ” خطيب امام ابوبکر محمدبن عبدالکريم بن علي بن سعد ، ( احتمالاً متوفاي 502 ) سومين خليفه‌ي شيخ ابواسحاق کازروني ، کتابي داشته است به عربي در احوال ومقامات شيخ ابواسحاق ( 352 – 426 ه . ق ) .
وي کتاب خود را ظاهراً در بيست سال پاياني قرن پنجم تأليف کرده بوده است . اصل اين کتاب ، امروز در دست نيست اما عطار در قرن ششم آن را در دست داشته و از آن استفاده کرده است .
محمود بن عثمان فردوس المرشديه را به سال 728 در کازرون ، براساس اين کتاب پرداخته است . وي پاي بند متن اصلي بوده و هرجا مطلبي را به متن افزوده يا از آن کاسته بدان اشارت کرده است ، هم چنين براي نظم دادن به مطالب کتاب ، تقديم و تأخيرهايي در مطالب روا داشته است .
محمود بن عثمان فردوس المرشديه را به تقاضاي گروهي از دوستان خود تلخيص کرده و ان را انوارالمرشديه في اسرارالصمديه ناميده است . ” ( غلامرضايي ، 1388 : 217 )
” اين کتاب علاوه بر آگاهي هاي مفيدي که در باره ي احوال شيخ ابو اسحاق کازروني در بردارد از باب اطلا عات سودمند تاريخي و اجتماعي و نيز از بابت نمونه هايي که از لهجه ي قديم کازرون و شعر هاي هجايي ان به ما مي دهد خالي از فايده نيست .” (صفا، 1372: 267)
ما در فصل بعد به طور مبسوط اين کتاب را معرفي خواهيم نمود ، اما از آنجا که موضوع اين اثر شرح احوال شيخ ابواسحاق کازروني است لازم مي‌نمايد مختصري به زندگي او اشاره شود .
1- 2 – شيخ ابو اسحاق کازروني
ابواسحاق کازروني ، ابراهيم بن زادان فرخ بن خورشيد،معروف به شيخ مرشد (426-352ه ) عارف، شاعر ، مفسّر، محدّث و مؤسّس سلسله ي کازرونيه (يا اسحاقيه) است.محمود بن عثمان در باب اول کتاب فردوس المرشديه في اسرار الصمديه، شيخ اسحاق کازروني را اين گونه معرفي مي کند : ” آن سلطان اولياء ،آن افضل اتقيا ، آن مقتداي راه دين، آن پيشواي اهل يقين ،آن کاشف اسرار بي چوني ،… بزرگ و يگانه بود و محتشم زمانه و مجرد ظاهر و باطن ، و در تقوي و ورع بي نظير بود و در حقايق و دقايق بي همتا و در عبارات و اشارات بي بدل و به مجاهده و مشاهده بي مثل ، و معاملاتي شريف و کلماتي لطيف داشت و سخن او پيش همه مقبول بوده و به علوم ظاهر و باطن آراسته بود . و از همه مرادات خود به کلي برخواسته بود.” (محمود بن عثمان ، 1333 : 9 )
عطار نيشابوري نيز در تذکره الاولياء در باره ي وي اين گونه مي نويسد : ” آن متقي مشهور آن منتهي مذکور ،آن شيخ عالم اخلاص ،آن محرم حرم خاص ،آن مشتاق بي اختيار ابواسحاق شهريار رحمه الله عليه ؛ يگانه ي عهد بود و نفسي موثر داشت ، و سخني جانگير ، و صدقي به غايت ، و سوزي بي نهايت ، و در ورع کمالي داشت ، ودر طريقت دوربين و تيز فراست بود. ” (عطار ، 1384 : 740 )
1-2-1-تولد شيخ ابو اسحاق کازروني
شيخ اسحاق کازروني در شهر کازرون به سال 352 ه .ق متولد شده است : ” و از کازرون بود ، و صحبت مشايخ بسيار يافته بود ؛ وتربت شيخ را ترياک اکبر مي گويند از ان که هر چه از حضرت وي طلبند حق تعالي به فضل خود آن مقصود رواگرداند. “(همان :740)
“و مولود شيخ در شب دوشنبه بود ، نيمه‌ي ماه رمضان در سنه‌ي اثنين و خمسين و ثلثمائه.” (محمود بن عثمان ،1333: 12)
بنابراين ابواسحاق در کازرون متولد شده است .آن چنان که در فردوس المرشديه آمده و ايرج افشار در مقدمه ي کتاب نيز به آن اشاره کرده ، پدر و مادر وي از زرتشتياني بودند که پيش از ولادت او ، اسلام آورده بودند .اما نياي وي زادان فرح در کيش زرتشتي وفات يافت. ( همان : 18 مقدمه )
1-2- 2- تحصيلات و استادان شيخ
خانواده‌ي ابواسحاق بسيار تنگدست و فقير بودند ، بنابراين از همان کودکي از شيخ مي‌خواستند که به جاي به مکتب رفتن و درس خواندن ، پيشه اي بياموزد تا بتواند امرار معاش کند : ” و پدر وي را منع کردي از قرآن آموختن و گفتي اي روشنايي چشم پدر ، برو پيشه اي بياموز که معاش خود بدان به دست آوري که ما مردان درويشيم و درويش از پيشه آموختن ناگزيرست . ” (محمود بن عثمان ،1333 : 14)
اما شيخ از همان کودکي اشتياق فراواني به آموختن ، مخصوصا قرآن داشت و بنابراين در طلب آن به جد مي کوشيد : ” مقري بو علي در مسجد سروک کتاب نهاده بود و آن مسجدي بود در صحراي زير کازرون و جماعتي بسيار به خدمت استاد بو علي مي رفتند و قرآن مي خواندند و شيخ مرشد – قدس الله روحه العزيز – رفتي و از وي قرآن آموختي . ” (همان :14)
ابراهيم پس از تحصيل مقدماتي علوم و مصاحبت با برخي از مشايخ فارسي از جمله شيخ ابو الحسين عبد الله بن محمد بن عبدالله الخرجوشي ،شيخ ابو علي حسن بن احمد بن محمد صفار و شيخ ابو عبدالله محمد بن جعفر الابريشمي (همان:42) بر آن شد که طريقت يکي از سه شيخ بر آوازه ي آن عصر را بر گزيند و سر انجام پس از تفکر و استخاره از ميان حارث محاسبي ، ابن خفيف و ابو عمروبن علي به طريقت ابن خفيف روي آورد. (عطار،1384: 764)
و احتمالا پس از 371 ه .ق (سال وفات ابن خفيف ) از حسين اکار ، مريد ابن خفيف خرقه گرفت (محمود بن عثمان ،1333: 19) وي پيش از آن که به شيراز نزد حسين اکار برود، خود در کازرون شهرت و اعتباري يافته بود و چنان که از مندرجات فردوس المرشديه بر مي‌آيد (همان:20) سفر او به شيراز نيز در واقع به خواهش مريدانش بوده است . احتمالا همين آوازه و اعتبار او در ميان مردم کازرون ، موجب بيم و هراس بزرگان زرتشتي کازرون شده بود..
1-2- 3 -مريدان شيخ ابو اسحاق
شهرت و محبوبيت شيخ ابواسحاق کازروني در زمان حياتش در کازرون بسيار چشمگير بود . روايت محمود بن عثمان از مسلمان شدن 24000 نفر از مردم آن شهر به دست او (همان:299) اگر چه تا اندازه اي اغراق آميز به نظر مي رسد و شايد در باورها نگنجد ، اما همين مسأله حاکي از محبوبيت وي در ميان پيروان اديان ديگر است . در روزگاري که ابواسحاق مي زيست فرمانروايان آل بويه بر سرزمين فارس تسلط داشتند و در آن زمان زرتشتيان اندک نبودند و اکثريت با ايشان بود و حتي حاکم شهر مردي به نام خورشيد ، از زرتشتيان آنان بود .” و بعضي از اصحاب گفتند که چون شيخ مرشد قدس الله روحه العزيز اسلام ظاهر کرد و دين و کيش گبران بينداخت و آتش کده هاي ايشان خراب کرد گبران نزد خورشيد مجوسي رفتند که بزرگ ايشان بود و عامل کازرون بود و احوال خود بگفتند. ” (همان:143)
ابواسحاق مريدان زيادي در طول حياتش داشت که ارادت خاصي به او داشتند محمود بن عثمان فهرستي طولاني از اسامي مريدان وي را در صفحه ي 393 تا صفحه ي 401 کتاب فردوس المرشديه آورده است . “در ذکر مريدان شيخ مرشد قدس الله سره که از جمله سالکان و صادقان اين راه بودند و روز و شب در متابعت شيخ مشغول بودند و در کتابي از سيرت هاي شيخ يافته شد که اسم مريدان شيخ به ترتيب نبشته بود که از هر موضعي چند کس به موضع شيخ مرشد آمده بودند و صفت و سيرت ايشان چگونه بود و اگر ذکر آن در اين کتاب مي آورديم مطول مي شد ، اما از براي تبرک اسامي ايشان مفرد ياد کرده مي شود که صفت و سيرت ايشان اظهر من الشمس و ذکر قدما و خواص و خدام شيخ مرشد – قدس الله و روحه العزيز – چنانکه در سيرت عربي شيخ مرشد – قدس الله روحه العزيز – خطيب امام ابوبکر رحمه الله عليه آورده بود در ين کتاب به تمامي ياد کرده شد به خير . ” (همان :393 )
شيخ ابواسحاق در طول حياتش ، هرگز همسري انتخاب نکرد و از صحبت و همنشيني زنان به شدت پرهيز داشت : ” قاضي ابوالفوارس گفت در خاطر من بگذشت که خداي تعالي در اين کتاب فرموده است که نکاح بکنيد و شيخ نکاح نکرده است ، اين چگونه مي گويد . ” (همان :146)
با اين حال نام چند زن در ميان مريدان او به چشم مي‌خورد : “ديگر از ايشان چهار عابده ي عارفه ي صالحه بودند : اول والده‌ي محمد کازروني بود ، دوم ستي کارزياتي بود و او وليه‌ي بود و زر و مال و غلام داشت… دو تن ديگر از دشت بارين بودند : يکي بنت طيبه – رحمته الله عليها – و ديگر خديجه . ” (همان :401)
وي حتي در ميان وزيران و صاحب منصبان وقت نيز دوستداران و مريداني داشت که نسبت به او ارادت داشتند : ” در عهد شيخ مرشد – قدس الله روحه العزيز – مردي بود از توج و او را ابوسلمه گفتندي و او وزير هداب بن بيدوج بود و دوست و مريد شيخ بود و چندان که جهد مي کرد که شيخ – قدس الله روحه العزيز – چيزي از وي قبول کند ، نمي کرد . ” (همان :115) همچنين امير ديلمي از جمله ي ايشان بود و فخر الملک نيز که او را به شيراز فراخوانده بود ، خود براي ديدار و دلجويي از وي به کازرون مراجعت کرد و از بزرگان صوفيه نيز کساني چون ابوالحسن ابن سالبه (شيخ الشيوخ) با او مصاحبت داشته‌اند : ” ناگاه ديدم که شيخ الشيوخ ابو الحسن سالبه بيضايي – رحمه الله عليه – بربام رباط آمد و سلام کرد بر من و او را جواب دادم . پس مرا گفت اي شيخ شنيدم که تو را به شيراز خوانده اند ، مي خواستم که تو را ببينم و تجديد عهد کنم .” (همان : 110)
1-2-4- آثار ابواسحاق
“از ابواسحاق جز روايتي در باب “اعتقادات” و نيز وصيت‌گونه‌اي خطاب به ابوالفتح عبدالسلام بن احمد و اشعاري به لهج? کازروني چيزي بر جاي نمانده است. ” ( دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1377 )
1-2-5- طريقت شيخ ابو اسحاق
بنابر آنچه محمود بن عثمان در فردوس المرشديه عنوان کرده است شيخ مرشد از پانزده سالگي پاي در طريقت بزرگان گذاشته است ، اما او در ابتدا بر سر دو راهي قرار گرفته بود که کدام طريقت را انتخاب نمايد . در اين حال ، دو رکعت نماز به درگاه حق تعالي مي‌خواند و از خداوند ميخواهد که او را راهنمايي کند و سرانجام خداوند دعاي او را اجابت مي‌کند و راه را به او نشان مي‌دهد : ” حق تعالي دعاي من را اجابت کرد و راه شيخ کبير – قدس الله سره – مرا بنمود تا طريق وي اختيار کردم و به وي اقتدا کردم . ” ( محمود بن عثمان ، 1333 : 12 )
” طريقتي که ابواسحاق بنياد نهاد ، از يک سو تا هند و بلاد چين و از سوي ديگر تا آناتولي و بغداد گسترش يافت ، اين سلسله در آناتولي به اسحاقيه معروف شد و خانقاه کازرونيه نيز در آنجا به ابواسحاق خانه شهرت يافت . ” (دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1377 )
1-2- 6 -وفات شيخ ابواسحاق
ابواسحاق در پي بيماري سختي که چهار ماه ادامه يافت ، در نورد کازرون از دار دنيا رفت به وصيت او فهرستي از نام تمام کساني که به دست وي مسلمان شده بودند و نيز مسلماناني که نزد او توبه کرده و حتي کساني که به نزد وي آمده و از او طلب دعاي خير کرده بودند و همچنين تيري که شهروز زرتشتي به سوي او انداخته بود ، با خود او به خاک سپرده شد :
” نقل است که چون وفات شيخ نزديک رسيد اصحاب جمع شدند در خدمت شيخ ، و شيخ فرمود به زودي از دنيا رحلت خواهم کرد . اکنون چهار چيز وصيت مي کنم ، آن را قبول کنيد و به جاي آوريد که اول هر آن کس که به خلافت به جاي من بنشيند ، او را به وقار و تمکين داريد و فرمان او بريد و در بامداد مداومت درس قرآن کنيد ، و اگر غريبي و مسافري برسد جهد کنيد تا وي را به اعزاز و تمکين فرودآريد و رها مکنيد که به گوشه اي ديگر نشيند ؛ و دل با يکديگر راست کنيد . نقل است که جريده اي داشت که نام توبه کاران و مريدان و دوستان بر آن نوشته بود . وصيت کرد تا با شيخ در قبر نهادند. ” (عطار،1384 : 752)
فصل دوم
معرفي کتاب فردوس المرشديه
في اسرار الصمديه
2-معرفي کتاب فردوس المرشديه
2-1- موضوع کتاب فردوس المرشديه
موضوع اصلي اين کتاب شرح حال ،سيرت شيخ ابو اسحاق کازروني است که در قرن چهارم هجري قمري در کازرون مي زيسته است . اين کتاب در يک مقدمه و چهل باب نوشته‌شده است که در ادامه ابواب کتاب به اختصار معرفي خواهند شد .
2-1-1- مقدمه
کتاب فردوس المرشديه با مقدمه‌اي در بيان فضيلت احوال و مقامات طوايف صوفيه و طريقت ايشان شروع مي شود . نويسنده در مقدمه بيان مي دارد که مدت ها بود که پيوسته در سيرت‌هاي شيخ ابو اسحاق مطالعه مي‌کرده ، اما قصدي براي نگارش کتاب ديگري نداشته است ؛ چرا که توان لازم براي نگارش جديد را نداشته اما توفيق الهي سبب شده و هاتف غيب دايما در گوش او نجوا مي‌کند که :
“چنين دولتي که هنوز هيچ کس بر آن سبق نگرفته است چرا از آن تجاوز کني و لقمه‌ي ساخته پرداخته فرو گذاري . نه تصنعي است که از خود مي‌سازي که در آن فروماني يا ترسلي است که به سبب آن در غلط افتي. کتاب هاي ساخته و نقل‌هاي پرداخته که متفرق است جمع گردان و خود را بدين دولت و سعادت مشغول دار ، به آن نيت که حق تعالي و تقدس تو را از هر پريشاني محفوظ گرداند به سبب حرمت و عزت شيخ مرشد – قدس الله روحه العزيز – و در يوم الجمع در جمع خدام حضرت عاليه مرشديه قدس الله روحه جمع گرداند.” (محمود بن عثمان،1333: 4)
2-1-2- باب اول
محمود بن عثمان در باب اول فردوس المرشديه ، ضمن برشمردن صفات ، ويژگي‌ها و برخي از خلق و خوي شيخ اسحاق از ديانت و رابطه ي او با حق سخن گفته است . سپس او در فضيلت شيخ مرشد و مولد و منشا او نوشته است . از پدر و جدش سخن به ميان آمده آورده و دين پدر و اجداد او را عنوان کرده است . بنابراين نگارنده در اين باب شجره‌ي خانوادگي شيخ را به طور خلاصه براي خوانندگان بيان کرده تا مخاطبان با شيخ بيشتر آشنا شوند و بهتر با او و خانواده اش آشنا گردند : “و شهريار – عليه الرحمه و المغقره – پدر شيخ بوده است و زاد انفرخ بن خورشيد جد شيخ بوده است و به گبري از دنيا برفت . اما پدر شيخ مسلمان بود و مسلماني او را فرزندان به وجود آمد و او را سه پسر بود : اول محمد بن شهريار و او مردي حافظ قرآن بود ، پسر دوم شيخ مرشد بود و پسر سوم حسن بن شهريار بود . و ايشان را دو خواهر بود ، يکي نام او ميگون بود و ديگر خديجه و ايشان همه از يک پدر و مادر بوده‌اند و نام مادر شيخ بانويه بنت مهدي بود و او از قريه‌ي سفلي بود . “(محمد بن عثمان ، 1333 :12)
محمود بن عثمان مدت عمر شيخ را هفتاد و دو سال عنوان کرده و سال مرگ او را 426 هجري قمري وقت نماز عصر در هشتم ذي العقده ثبت کرده است.
2-1-3- باب دوم
باب دوم کتاب فردوس المرشديه در ذکر قرآن شيخ و استادان او در فراگيري قرآن است. بنا بر نوشته‌ي محمودبن عثمان ، شيخ ابواسحاق از دو استاد قرآن را آموخته است: ” يکي مقري ابن تمام گفتندي و او از بصره بود و ديگري مقري بو علي محمد بن اسحاق بن جعفر خوانندي و اصل او از شام بود . ” (همان:14)
از آن جا که خانواده ي شيخ مرشد تنگ دست و فقير بودند، پدر خانواده فرزند را از رفتن به مکتب و فراگيري قرآن منع کرده و به او توصيه مي نمود که بايد به دنبال پيشه اي برود ولي از آن جا که شوق آموختن کلام حق در جان او سرشته بود ضمن آموختن حرفه و پيشه هر روز صبح قبل از رفتن به کار نزد بوعلي در مسجد سروک قرآن مي آموخت. ( همان : 14 )
2-1-4- باب سوم
اين باب ، درباره‌ي شروع کار شيخ و نحوه خرقه پوشي و شجره‌ي خرقه‌ي اوست . در اين قسمت محمد بن عثمان عنوان مي کند که در پانزده سالگي بر خاطر شيخ مي گذرد که در آينده اي نزديک ، حق تعالي او را دين و دولتي دهد که در ميان مسلمانان صاحب عزت و کرامت شود . بنابراين او را به تفکر وا مي دارد که چه کسي را به مقتدايي برگزيند.
در همين احوال او خوابي مي بيند که نحوه‌ي دريافت خرقه از دست شيخ حسين اکار را نشان مي دهد. خرقه اي که تنها شايسته ي اوست. نويسنده در اين قسمت ، حکايت‌ها و روايت‌هايي را عنوان مي کند که هر کدام به نوعي بيان از اصل خرقه‌ي شيخ مرشد سخن مي‌گويد : ” و چنين يافته شد که خرقه اصل شيخ مرشد – قدس الله روحه العزيز آن بود که جبرئيل عليه السلام از حضرت عزت بياورد ، چنانکه دست هيچ آدمي زاد بدان نرسيده بود.” (محمود بن عثمان ، 1333 : 23 )
و در ادامه شجره ي خرقه ي شيخ مرشد را اينگونه عنوان مي کند: ” که شيخ مرشد قدس الله روحه العزيز خرقه از شيخ ابوعلي حسين اکار داشت و شيخ ابوعلي حسين اکار که صاحب شيخ کبير بود خرقه از شيخ کبير داشت و شيخ کبير از شيخ ابوجعفربن عبدالله داشت و شيخ ابوجعفر از شيخ ابوعمر و اصطخري داشت و شيخ ابوعمر و از شيخ ابوتراب نخشبي داشت و شيخ ابوتراب از شيخ شفيق بلخي داشت و شيخ شفيق از سلمان فارسي عليه السلام داشت و سلمان فارسي از موسي بن زيد داشت و موسي بن زيد از اويس قرني داشت – قدس الله ارواحهم – و اويس قرني از اميرالمومنين عمر و از اميرالمومنين علي رضي الله عنهما داشت و اميرالمومنين عمر و اميرالمومنين علي رضي الهه عنهما در خدمت و صحبت مصطفي صلي الله عليه و سلام بودند و خرقه از حضرت او گرفته اند . حضرت رسول الله صلي الله عليه و سلم از جبرئيل عليه السلام و جبرئيل عليه السلام از حضرت عزت آورده بود . ” (همان :24 )
2-1-5- باب چهارم
محمود بن عثمان در باب چهارم کتاب به ساخت مسجد جامع توسط شيخ مرشد و قوت يافتن دين اسلام به دست او اشاره مي کند.
بنا بر گفته وي ، در زماني که شيخ مي‌زيسته است گروه گبران و آتش پرستان در آن سرزمين غالب بودند و مسلمانان اندک ، با اين حال شيخ تصميم مي‌گيرد در آن ناحيه مسجدي بنا کند ، اما گبران مانع اين کار مي شدند و هر وقت که مسلمانان با کمک شيخ سنگ بناي مسجد را مي گذاشتند و شروع به ساختن آن مي گردند ، گبران سر مي رسيدند و آن بنا را خراب مي کردند.
سرانجام با سماجت و پافشاري شيخ مرشد و مسلمانان در آغاز مسجدي کوچک و بالاخره مسجدي عظيم در آن جا بنا مي شود و گبران جرات تخريب را نمي يابند . همچنين از برکت وجود شيخ مرشد ، تعداد مسلمانان هر روز رو به افزايش مي نهاد تا جايي که تعداد کثيري از گبران نيز به دين اسلام مشرف شدند : ” و آتش پرستان همه اسير و فرو مانده مي شدند ، هيچ چاره نداشتند به تدريج مي رفتند به خدمت شيخ مرشد و مسلمان مي شدند و همچنين شيخ مرشد – قدس الله روحه العزيز – در حال حيات بود که بيشتر گبران و آتش پرستان بر دست وي مسلمان شده بودند و در سيرت مسطور است که بيست و چهار هزار کس از گبران و آتش پرستان و جهودان بر دست مبارک شيخ مسلمان شده بودند و هدايت يافته بودند . ” ( محمودبن عثمان ، 1333 : 29 )
2-1-6- باب پنجم
نگارنده کتاب در اين باب در فضيلت بقعه‌ي شيخ مرشد و شرف و کرامت روضه‌ي مطهر و منوره وي سخن مي گويد . او از بقعه اي مي گويد که بنا بر مشاهده ي عيني خودش هر روز زيارتگاه هزاران زن و مرد مشتاق شيخ بوده است : ” و در ثنه‌ي ثمان و عشرين و سبعمائه که اين کتاب شريف ساخته مي شده بنده‌ي کمينه مشاهده مي افتاد در بقعه ي شريفه‌ي شيخ مرشد – قدس الله روحه العزيز – و هر بامداد قريب هزار کس از مرد و زن، کوچک و بزرگ و غريب و مقيم در سفره ي شيخ حاضر مي شدند و خادمان بقعه هر يکي کاسه‌ي از هريسه و روغن و نان در پيش ايشان مي نهادند و مي‌خوردند و مي رفتند و علما و سادات و مسافران و روندگان خود شب و روز در سفره مقيم بودند . ” (همان : 35 )
از آنجا که شيخ مرشد در زمان حيات صاحب کرامات فراوان بوده است لذا بعد از مرگش، خاک بقعه ، توتياي چشم مريدان و مشتاقان شيخ بوده است و حکايت هايي را از اصحاب و مريدان شيخ نقل مي شود که ديگران از بقعه‌ي ايشان حاجت روا شده اند.
2-1-7- باب ششم
باب ششم ، به روايت هاي احاديث پيامبر اسلام (ص) اختصاص داده شده است که شيخ مرشد آنها را از مشايخ کازرون روايت مي‌کند . شيخ مرشد در اين قسمت احاديث را با واسطه‌ي بزرگاني هم چون ابوهريره، انس بن مالک، عبدالله بن مسعود، شيخ حسن بصري، ابن مالک، عبدالله بن عباس و ابوذر غفاري به پيامبر اسلام نسبت مي دهد و آن را بيان مي دارد : ” شيخ مرشد – قدس الله روحه العزيز – هم بر اين اسناد صحيح روايت مي کند از شيخ حسن بصري رضي الله عنه که پيامبر(ص) گفت : رحمت خداي بر بنده‌اي باد که عيش دنيا براي عيش آخرت بگذارد و نان پاره‌ي خشک خورد و جامعه‌ي کهنه پوشد و بر زمين خفتد و در عبادت خداي تعالي جد و جهد نمايد و بر گناه خود مي گريد و



قیمت: تومان


پاسخ دهید