معاونت پژوهش و فن آوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاي هيئت‌علمي‌واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي‌متعهد مي‌گرديم اصول زير را در انجام فعاليت‌هاي پژوهشيَ مد نظر قرار داده و از آن تخطي نکنيم:
1-اصل حقيقت‌جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
2-اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان، حيوان و نبات) و ساير صاحبان حق.
3- اصل مالکيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کليه همکاران پژوهش.
4- اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه کشور در کليه همکاران پژوهش.
5- اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هر گونه جانب‌داري غيرعلمي‌و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار.
6- اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان‌ها و کشور و کليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7- اصل احترام: تعهد به رعايت حريم‌ها و حرمت‌ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هر گونه حرمت‌شکني.
8- اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج آن به همکاران علمي‌و دانشجويان به غير از مواردي که منع قانوني دارد.
9- اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه‌اي و اعلام موضع نسبت به کساني که حوزه علم و پژوهش را به شائبه‌هاي غيرعلمي‌مي‌آلايند.
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات ايلام
تعهد‌نامه اصالت رساله يا پايان‌نامه
اينجانب مجتبي شاهي وند دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته در رشته روانشناسي عمومي‌که در تاريخ…………………… از پايان نامه خود تحت عنوان ” بررسي رابطه بين ادراک از خدا و هويت اجتماعي و تاثير آن بر سبک زندگي در دانشجويان وکارکنان دانشگاه آزاد اسلامي‌ واحد دره شهر” با کسب نمره ……….. و درجه ………. دفاع نموده‌ام بدينوسيله متعهد مي‌شوم:
1)اين پايان نامه / رساله حاصل تحقيق وپژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي ‌و پژوهشي ديگران(اعم ازپايان نامه،کتاب،مقاله و … )استفاده نموده ام،مطابق ضوابط ورويه موجود،نام منبع مورد استفاده وسايرمشخصات آن رادرفهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2)اين پايان نامه/ رساله قبلا ًبراي دريافت هيچ مدرك تحصيلي ( هم سطح،پائين تر يا بالاتر) درساير دانشگاه هاومؤسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3)چنانچه بعد از فراغت ازتحصيل،قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب،ثبت اختراع و … از اين پايان نامه داشته باشم،ازحوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4)چنان چه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود،عواقب ناشي ازآن را مي‌پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرك تحصيلي‌ام هيچ گونه ادعايي نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگي:
مجتبي شاهي وند
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات ايلام
پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد در رشته روان‌شناسي (M.A)
گرايش: عمومي
عنوان:
بررسي رابطه بين ادراک از خدا و هويت اجتماعي در سبک زندگي دانشجويان وکارکنان دانشگاه آزاد اسلامي‌ واحد دره شهر
استاد راهنما:
دکتر شهرام مامي
استاد مشاور:
دکتر جهانشا محمدزاده
نگارش:
مجتبي شاهي وند
بهار 1394
سپاسگزاري
شکر شايان نثار ايزد منان که توفيق را رفيق راهم ساخت تا اين پايان نامه را به پايان برسانم . از استاد فاضل و انديشمند جناب آقاي دكتر شهرام مامي به عنوان استاد راهنما و جناب آقاي دكتر جهانشا محمدزاده به عنوان استاد مشاور که همواره نگارنده را مورد لطف و محبت خود قرار داه اند ،کمال تشکر را دارم .
تقديم به
همسـرم،
اسطوره زندگيم، پناه خستگيم و اميد بودنم
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل اول: كليات تحقيق
1-1مقدمه3
1-2- بيان مسأله5
1-3- اهميت و ضرورت انجام تحقيق9
1-4- اهداف پژوهش12
1-4-1- اهدف کلي12
1-4-2- اهداف جزيي12
1-5- فرضيه‏هاي تحقيق13
1-6- تعاريف مفهومي‌ و عملياتي13
1-6-1- سبك زندگي13
1-6-2- هويت اجتماعي14
1-6-3- ادراك خدا14
فصل دوم: ادبيات تحقيق
2-1- ادبيات تحقيق16
2-1-1- سبک زندگي16
2-1-2- تغييرات سبک زندگي در فرايند توسعه ابزارهاي نوين ارتباطي20
2-1-3 – ارزيابي سبک زندگي بر اساس مدل اعتقاد بهداشتي23
2-2- ادراک از خدا25
2-2-1- ادراک از خدا از نظر علماي مسلمان26
2-2-2 – ادراک در لغت26
2-2-3- رابطه علم وادراک26
2-2-4- ادراک امور حسي26
2-2-5- ادراک به معناي رويت26
2-2-6- مدرک بودن خداوند27
2-2-7- آيا ادراك از جمله صفاتي است كه بتوان آن را به خدا نسبت داد؟27
2-2- 8- ادراک خدا از نظر فلاسفه28
2-2-9- ادراک از خدا از نظر روان تحليل گران30
2-2-10- رابطه دلبستگي شکل گرفته دوران کودکي با ادراک از خدا34
2-3- هويت37
2-3-1- واژه هويت37
2-3-2- هويت در نگاه ديگران38
2-3-3- هويت ونوجواني39
2-3-4- هويت وهويت يابي (نظريه ها وتعاريف )41
2-3-5- عوامل موثر بر شکل گيري هويت :44
2-3-6- تاثير هويت بر سبک زندگي47
2-4- مرور ادبيات و سوابق مربوطه49
فصل سوم: روش تحقيق
3-1-مقدمه53
3-2- روش تحقيق53
3-3- جامعه ي آماري 54
3-4- نمونه ي آماري و روش نمونه گيري54
3-5- نحوه اجراي پرسشنامه54
3-6- ابزار جمع آوري اطللاعات:55
3-6-1- پرسشنامه سبک زندگي lsq55
3-6-2- پرسشنامه هويت (isi- 6g)56
3-6-3- پرسشنامه اداراک از خدا56
3-7- روش تحليل آماري :58
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها
4-1- مقدمه60
4-2- تجزيه و تحليل يافته‌ها60
4-3- توصيف داده ها60
4-4- سنجش رابطه متغيرهاي تحقيق65
4-5- فرضيات تحقيق65
4-6- سنجش تفاوت متغيرهاي تحقيق74
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري
5-1 مقدمه78
5-2- اهميت ومزيتهاي پژوهش82
5-3- راهکارهاي پيشنهادي83
5- 4- محدوديت‌هاي تحقيق84
منابع و مآخذ85
پيوست‌ها92
چكيده انگليسي101
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 3-1 ضرايب پايايي آزمون57
جدول3-2 اعتبار آزمون تصور ازخدا58
جدول 4-1 توزيع فراواني پاسخگويان برحسب تحصيلات60
جدول 4-2 ميانگين و انحراف معيار سن پاسخگويان61
جدول 4-3 ميانگين و انحراف معيارمولفه‌هاي سبک زندگي62
جدول 4-4 ميانگين و انحراف متغيرهاي تحقيق64
جدول 4-5 ضريب همبستگي متغير سبک زندگي با هويت و ادراک از خدا65
جدول 4-6 ضريب همبستگي مولفه‌هاي مختلف سبک زندگي و هويت67
جدول 4-7 ضريب همبستگي مولفه‌هاي متغير سبک زندگي و ادراک از خدا70
جدول 4-8 ضريب همبستگي متغير هويت و ادراک از خدا73
جدول 4-9 مقايسه ميانگين مولفه‌هاي متغير سبک زندگي و هويت75
جدول 4-10 مقايسه ميانگين مولفه‌هاي متغير سبک زندگي و ادراک از خدا76
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1 توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان تحصيلات61
نمودار 4-2 ميانگين مولفه‌هاي سبک زندگي پاسخگويان63
نمودار 4-3 ميانگين متغيرهاي تحقيق64
نمودار 4-4-پراکنش داده‌هاي سبک زندگي ،هويت وادراک از خدا66
نمودار 4-5 پراکنش مولفههاي سبک زندگي و هويت69
نمودار 6-4 پراکنش مولفه‌هاي سبک زندگي وادراک از خدا72
نمودار 4-7 پراکنش هويت و ادراک از خدا73
چکيده
هدف اين تحقيق بررسي رابطه ادراک از خدا و هويت اجتماعي در سبک زندگي دانشجويان و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامي‌ شهرستان دره شهر بوده و تلاش مي‌ کند به اين پرسش پاسخ دهد که آيا بين مولفه‌هاي فوق الذکر رابطه وجود دارد يا نه ؟جامعه آماري شامل کليه دانشجويان وکارکنان دانشگاه آزاد دره شهر، روش تحقيق توصيفي زمينه يابي و ازآمار توصيفي و استنباطي ازجمله ضريب همبستگي پيرسون وآزمونt جهت تجزيه وتحليل داده‌هاي استفاده شده است ، ابزار جمع آوري اطلاعات از طريق سه نوع پرسشنامه شامل پرسشنامه‌هاي هنجاريابي شده سبک زندگي،هويت وادراک از خدا بوده است . شيوه نمونه گيري تصادفي ساده و حجم نمونه طبق جدول مورگان 120 نفر است. يافته‌هاي تحقيق نشان داد که با 95درصد اطمينان ميتوان گفت، متغير سبک زندگي و هويت اجتماعي داراي رابطه خطي معنادار و مثبت هستنددر حاليکه رابطه خطي متغيرهاي سبک زندگي و ادراک از خدا از نظر آماري معنادار نيست.همچنين بين هويت اجتماعي وادراک از خدا رابطه مثبت وجود دارد.
واِژگان کليدي: هويت اجتماعي، سبک زندگي، ادراک از خدا
فصل اول
كليات تحقيق
1-1مقدمه
پيشرفت روزافزون و سريع دنيا و به تبع آن جوامع و كشورها و همچنين تغيير آداب زندگي منجر به تعريف سبك و روش زندگي شده است. افراد بدون دانستن روش زندگي كردن دچار سردرگمي و درواقع بي هويتي به معناي كشف درست زندگي، هدف آن و نقش فرد براي دسترسي به آن مي شوند. نقش ادراك خدا در درست زندگي كردن و كشف شخصيت فردي و هويت افراد در جوامعي با منبع ديني بي نقصي مانند اسلام مي تواند چشمگير باشد. ادراک از خدا از ديدگاه روانشناسي يک الگوي شناختي- عاطفي است که ازطريق نخستين ارتباطات کودک باافرادمهم زندگي ومراقبينش شکل گرفته است ودر سرتاسر زندگي همگام با رشد بلوغ رواني فرد بارها وبارها تجديد مي‌ شود، اين الگو جهت گيري رفتار واحساس فرد در ارتباط با خدا را هدايت مي‌ کند .به همين خاطر ادراک از خدا مجموعه‌هاي منسجم از آخرين سطح ادراک فرد در مسائل انتزاعي وامور ماورايي است .همچنين در صورتي که صحبت از شناخت افراد در شخصيت ايشان به ميان باشد وبخواهيم سازه اي رواني انتخاب کنيم تا با بررسي آن به بسياري از ويژگي‌هاي رواني افراد پي ببريم آنگاه ادراک فرد از خدا وتصويري که وي به آن دست پيدا کرده است بسيار مهم است. (لاورنس،12010)رواج شيوه‌هاي جديد رفتار اجتماعي براي پرکردن فضاهاي زندگي (مثلآ:توجه به رسانه‌هاي مختلف مديريت بدن،تمرکز بر بدن،و…)فردي شدن،اهميت يافتن سياست‌هاي زندگي بر اساس ترجيحات سبک‌هاي زندگي متفاوت،از جمله زمينه‌هاي اصلي هستند که شرايط جديدي را پيش روي افراد قرار داده اند اين به بدان معناست که اين تحولات که در قالب جهاني شدن فرهنگي رخ مي‌ دهد علاوه بر تآثير بر ذوق،سليقه،گذراندن اوقات فراغت و در نهايت سبک زندگي افراد نگرش به خود و جامعه و ميزان هويت اجتماعي آنها تحت تآثير قرار داده است.(پرنيان، 1392) به عبارت ديگر در جامعه مدرن نوع و سبک رفتار و کنش‌هاي مصرفي يا سبک زندگي است که هويت‌هاي فردي و اجتماعي را شکل مي‌ دهد. (کفاشي و همکاران، 1389 ) به طور کلي در چنين فضاي اجتماعي علاوه بر سبک‌هاي متفاوت زندگي که توسط افراد انتخاب مي‌ شود فرايند جهاني شدن موجب تغيير در منابع هويتي و هويت گزيني افراد نيز شده است. (خواجه نوري و همکاران، 1389) اهميت اين امر زماني مشخص مي‌ شود که بدانيم بدون سبک زندگي و هويت اجتماعي يعني بدون چهارچوب‌هاي مشخصي که شباهت ها و تفاوت ها را آشکار مي‌ سازد افراد يک جامعه امکان برقراري ارتباطي معنا دار و پايدار ميان خود را نخواهند داشت. (کفاشي و همکاران، 1389) همچنين فهم چيستي و چگونگي خود در برابر ديگري که مشخصه هويت است، نه تنها در ساختار رواني افراد بلکه در تکاپوهاي جامعة انساني نيز اهميت زيادي دارد.(ذولفقاري و سلطاني، 1389)مسآله بودن اين موضوع از آنجا ناشي مي‌ شود که مسير تغيير سبک‌هاي زندگي و ورود سبک‌هاي جديد زندگي موجب تغيير و تهديد فرهنگي،فردي شدن و افزايش شکافهاي اجتماعي،رواج مصرف گرايي،از هم پاشيدگي شبکه‌هاي سنتي ودر نهايت بحران هويت فردي و اجتماعي افراد مي‌ شود در اين موضوع افراد هويت خود را به جاي منابع سنتي هويت،از خلال مصرف کالاها و سبک‌هاي گوناگون زندگي کسب مي‌ کنند.(رضايي، 1389)ايران نيز همچون بسياري از کشور ها در حال گذر تغييراتي يافته است اما از آنجايي که چنين تحولاتي (که در غرب با عنوان مدرنيته و جهاني شدن روي داده است)از طريق دنياي اطلاعات و ارتباطات و نه در بستر مناسب فرهنگي وارد نقاط مختلف جهان از جمله ايران شده است بحران هايي را در زندگي مردم به وجود آورده است (خواجه نوري،1389).
در اين بين فرهنگ جوانان ايراني متآثر از اين رقابت ها،منازعات و تبادل ها و تصورات فرهنگي بيش از بقيه گروه‌هاي جامعه متنوع شده است تا جايي که فرهنگ و هويت جوانان به يکي از دغدغه‌هاي کلان نظام تبديل شده است و سياست گذاران فرهنگي رواداشته است تا ميزان تآثير گذاري نهادها و سازمانهاي فرهنگي رسمي‌ را در اين زمينه افزايش دهند. (شالچي،1389) به عبارت ديگر چون جوانان در مقايسه با گروه ها و قشرهاي ديگر روابط اجتماعي گسترده تري دارند و با مظاهر و وسايل تجدد نو سازي جهاني شدن و همچنين انديشه ها و هويت‌هاي جديد آشنايي و برخورد بيشتري مي‌ يابند بيش از ديگران در معرض تغييرات هويت قرار مي‌ گيرند به علاوه با توجه به اينکه حدود 60 درصد از جمعيت جامعه ما را جوانان تشکيل مي‌ دهند. (کلانتري و حسني، 1387)و در مجموع کارکرد غير قابل انکار سياسي و اجتماعي و فرهنگي جوانان در روند تحولات عمومي‌ مطالعه پيرامون چگونگي تکوين هويت اجتماعي وتصور آنان بر خداوند وهم چنين تاثيرگذاري اين دو مفهوم بر سبک زندگي بسيار ضروري به نظر مي‌ رسد.(پاينده، 1389)
در جامعه پرزرق و برق و پيچيده امروزي مولفه‌هاي مختلفي مي‌ توانند بر کارکرد انسان تاثير بگذارد که متاسفانه از نظر عوام بيشتر پارامترهاي مادي و دنيوي مورد توجه قرار مي‌ گيرد ودر جامعه علمي‌ و دانشگاهي نيز بيشتر تحقيقات به صورت تک بعدي مورد بررسي قرار گرفته اند ولي با توجه به سرشت پيچيده انسان به نظر مي‌ رسد عوامل متعددي در شکل گيري رفتار هر فرد تاثير مي‌ گذارد. در اين تحقيق سعي شده که تاثير مولفه‌هاي مهمي‌ مانند هويت وادراک از خدا وشاخه‌هاي مرتبط با آن مورد بررسي قرار گيرد و تاثير آنها بر سبک زندگي نشان داده شود .
در اين نوشتار سعي شده است همين موضوع تبين وتحليل گردد که پرداختن به جوانب گوناگون اين موضوع از جنبه‌هاي برجسته اين تحقيق است .
1-2- بيان مسأله
آيا رابطه اي بين ادراك از خدا و هويت اجتماعي و مولفه سبك زندگي در دانشجويان وكاركنان دانشگاه آزاد اسلامي دره شهر وجود دارد ؟
تحقيق وپژوهش در مورد خصوصيات انسان مسئله پيچيده اي است زيرا بيان دقيق وتوضيح جنبه هاي مختلف انسان در قالب و بر اساس اطلاعات موجود و نظرات متعدد كار بسيار دشواري است .
در خصوص موضوعاتي چون هويت اجتماعي وادراك از خدا وسبك زندگي به صورت جداگانه تحقيقات ارزشمندي در داخل وخارج از كشور صورت گرفته است، اما بررسي نظري وتجربي هويت اجتماعي و ادراك از خدا بسيار اندك وبه تعداد انگشتان دست هم نمي رسد. همچنين در مورد سبك زندگي مطالعات انجام شده اغلب در حوزه هاي نظري بوده وكمتر به آزمون تجربي اين فرايند دست زده اند. در اين قسمت از مقاله به مرور تحقيقاتي مي پردازيم كه در گذشته در اين خصوص صورت گرفته است .
نظريه هويت اجتماعي با کار بر روي دسته بندي حوزهاي اجتماعي آغاز شد(بورکه وکلويس2،2007 ) اين نظريه تاکيد مي‌ کند که رفتار ، عناصرمشخصه‌هاي اجتماعي بزرگ تر افراد را منعکس مي‌ کند، اين بدان معناست که ساختارهاي اجتماعي فعال مانند گروهها ،سازمانها ،فرهنگ ها واز همه مهمتر افراد با اين عناصر جمعي هويت يابي مي‌ کنند. اين ديدگاه، اين ايده را تقويت مي‌ کند که شناخت اجتماعي افراد بر اساس گروه هايشان يا چهارچوب‌هاي جمعي فرد تفسير مي‌ شود ( پاديلا3و پرز،2010).
يکي از نظرياتي که به ارتباط دومتغير سبک زندگي وهويت پرداخته است نظريه تصديق مي‌ باشد. براساس اين نظريه تصاوير افراد از خودشان از واکنش ها دريافت شده از رفتار خودشان وهم چنين از ديگران شکل مي‌ گيرد .هويت اين تصاوير که به عنوان باز خورد از خود ديگران دريافت مي‌ کند رشد وتوسعه ميابد . اوقات فراغت (به عنوان سازنده سبک زندگي) زمينه اي را فراهم مي‌ کند که افراد قادر شوند از طريق آن هويتشان را تثبيت و نيز براي ديگران ابراز کنند ( غباري بناب،1388).
طبق نظريه مشارکت، اوقات فراغت علاوه بر آنکه هويت فرد تاثير مي‌ گذارد واز آن نيز تاثير مي‌ پزيرد. (کمپل42007) ماکس وبر که يکي از ديگر نظريه پردازان اين حوزه است برمبناي تعريف چند بعدي خود از قشر بندي اجتماعي وتاکيد بر منزلت به عنوان يکي از ابعا د ومولفه‌هاي قشر بندي اصلاح سبک زندگي را به کار مي‌ بندد وسبک زندگي از نظر وي شيوه‌هاي خاص از زندگي است وگروه‌هاي اجتماعي براي تمايز از ديگران وکسب منزلت (هويت اجتماعي ) به کار مي‌ گيرند (رباني وشيري، 1388).
از نظر تاميلسون نيز هويت بيشتر محصول جهاني شدن ( که سبک زندگي نيز يکي از ابعاد ومهم آن به حساب مي‌ آيد ) است تا قرباني آن، به عقيده اوهويت در قالب تصورات فرهنگي معاصر جاي گرفته است ويکي از ابعاد قابل توجه زندگي اجتماعي نهادينه شده در مدرنيته است (تاميلسون5، 1387).
فدرستون که يکي از نظريه پردازان موجود در اين حوزه مي‌ باشد، معتقد است که واژه سبک زندگي در دوره معاصر به نوعي فرديت ابراز وجود وخود آگاهي سبک گرايانه اشاره دارد به زعم وي بدن ،لباسها ،طرز بيان ،فراغت، ترجيهات خوردن ونوشيدن وانتخاب محلي براي تعطيلات به عنوان شاخصهاي سبک زندگي به حساب مي‌ آيد. (فدرستون6، 2009) ( رابرت7، 2011) در الگوي مفهومي مطالعه حاضر نيز نقش معنادار تصور از خدا بر تصور از خود معني دار شد، بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه چگونگي ادراك فرد از خدا در ادراك اواز خودش تاثير مي گذارد.(كربين8،2009)نيز در پژوهش خود به اين نتيجه رسيد كه بين ويژگي هاي شخصيتي منفي توام با عدم شايستگي فرد تصوير ذهني منفي از خداوند رابطه وجود دارد. انجمن مشاوره آمريكا9 (2007)نقل از زرين لك وطباطبايي (1391) نيز در پژوهشي نشان دادند يك رابطه ايمن با خدا همواره مي توان تحويل كننده حرمت خود پايين باشد.
ازآنجايي که سبک زندگي را بايد درارتباط با مدرنيته مورد بررسي قرار داد در اينجا جهت تبين ارتباط سبک زندگي وهويت اجتماعي از نظريه گيدنز استفاده مي‌ شود .
ايشان معتقد است که هويت شخصي برنامه مدرني است که افراد آن را بر حسب درکي که از روش‌هاي ابراز وجود و زندگي نامه شخصي خود دارند، مي‌ فهمند. ( گيدنز10، 1388) بنابراين در جهان مدرن نسبت ها وآن عناصري از زندگي انسان مدرن که سنتي به نظر آيد باز انديشي مي‌ شود ،در اين راستا بيشتر موقعيت‌هاي زندگي مدرن با دين به صورت حاکم برزندگي روزانه سازگاري ندارد بخشي از اين واقعيت به دانش باز انديشانه سازمان داده شده است وتحت تسلط مشاهده‌هاي تجربي وانديشه منطقي بر مي‌ گردد ،اين دانش مبتني بر رفتارهاي مادي واصول اجتماعي است .البته لازم به ذکر است که دنيوي شدن به نحو کامل به دين نمي‌ انجامد (گيدنز، 1388).
دين وسنت هميشه داراي پيوند نزديک با يکديگر بوده است وباز انديشي زندگي اجتماعي مدرن مغايرت مستقيم با سنت دارد ونسبت را بيشتر از دين تضعيف کرده است تفاوت اين دو نوع سبک زندگي در آن است که سبک زندگي مذهبي مبتني بر رفتارهاي مذهبي است در حاليکه سبک زندگي سنتي افراد از رفتارهاي مبتني بر سنت که در سطحي گسترده تر قرار دارد واز او تبعيت مي‌ کند ( پايبنده، 1389).
در جامعه ايران بنابر بافت وساخت مذهبي دين واعتقادات در اساس هويت افراد ريشه دارد اعتقادات و باورهاي ديني شاکله وهويت افراد را شکل مي‌ دهد و اين جهاني شدن است که به وسيله رفتارهاي نوين اطلاعات و ارتباطات باعث تغير نگرش وهويت اجتماعي افراد مي‌ شود (مقدس وخواجه نوري، 1388).
به باور گيدنز مذهب يکي از منابع اقتدار سنتي است واز اين طريق با سنت ارتباط پيدا مي‌ کند در نتيجه تجربه معنا وتفسير بر اساس آن صورت مي‌ گيرد وبه همين دليل اکثر کنش ها ي زندگي داراي دلايل ديني و مذهبي است . در نتيجه هويت مذهبي سازه اي اجتماعي مبتني بر مذهب است .نقش مهمي‌ ايفا مي‌ کند در واقع افراد با اتخاذ به رفتارهاي اجتماعي مبتني بر مذهب به نوعي متمايز خود را از ساير افراد نمايان نمي‌ کنند وبه تشخيص وفرديت دست مي‌ يابند اما در زمان حال تجدد مراجع زندگي بشري را متعدد کرده است مراجعي که همه مدعي صلاحيت هستند وسنت که مهمترين مرجع ماخذي بوده اند که بشر به آن رجوع کرده است اهميت کلي خود را از دست داده است ودر عرض مابقي مراجع موجود در جهان مدرن واقع شده است ودر واقع به طور کلي از لحاظ ساختاري منابع جهان مدرن متعدد تر از منابع سنتي هستند ودر بعضي موارد با آنها تفاوت دارند (گيدنز،1388).
بنابراين هويت برساخت عصر جديد زاده تجدد و نهادهاي امروزين است وهويت اجتماعي نيز همانند هويت شخصي با توجه به موقعيت ها واوضاع واحوال اجتماعي ونيز خود آگاهي شکل مي‌ گيرند به عبارت ديگر خود آگاهي بر خود هويت شخصي زمينه بروز هويت اجتماعي است. (ذوالفقاري وسلطاني، 1389 ) اين هويت‌هاي جديد به ميزان‌هاي مختلف با سنت داراي زاويه هستند بر اين اساس کساني که داراي سبک‌هاي سنتي تر هستند داراي هويت‌هاي سنتي تر خواهند بود وسبک‌هاي زندگي مدرن با هويت‌هاي
اجتماعي مدرن همخواني خواهند داشت .
هدف اين پژوهش شناخت معيارهاو متغيرهاي مختلف هويت اجتماعي و ادراک از خدا و ميزان تاثير آنها بر سبک زندگي که از نظر کارکنان اساتيد ودانشجويان مورد پرسش قرار گرفتند، مي‌ باشد .
دراين تحقيق پس از شناخت مولفه‌هاي مختلف سبک زندگي و ميزان اهميت وتاثير آنها برروي دومتغير هويت اجتماعي وادراک از خدا پرداخته خواهد شد تاميزان همبستگي متغيرهاي فوق برهمديگر مشخص گردد.
بررسي وشناخت اين معيارها علاوه بر اين که باعث خواهد شد تا بتوان نظر آزمودني ها رادر مورد مولفه‌هاي مورد مطالعه با هم مقايسه کرد، منجر به رسيدن به تعدادي شاخص و نقطه نظر در مورد سبک زندگي در حوزه مورد پژوهش خواهد شد وبا استفاده از آن مي‌ توان نماي کلي از وضعيت گرايشات فرهنگي در اين شهرستان بدست آورده ولي در نهايت هدف اصلي پژوهش رسيدن به اين پرسش است که به واقع تاثير هويت اجتماعي وادراک از خدا بر سبک زندگي دانشجويان وکارکنان دانشگاه آزاد دره شهر به چه ميزان بوده است.متاسفانه مطالعات در خصوص دگرگوني‌هاي فرهنگي – اجتماعي در اين شهرستان بسيار اندک است بدين جهت مطالعه برروي اين دانشگاه وساير واحدهاي آموزشي منطقه از باب تغييرات فرهنگي واجتماعي از اهميت بسيار ي برخوردار است .
1-3- اهميت و ضرورت انجام تحقيق
جهان به جاي ورود به دنياي پست مدرن به سوي دوره اي گام بر مي دارد كه در آن پيامدهاي مدرنيته ريشه‌اي تر و جهاني تر از پيش شده اند.( گيدنز11،2011) ترديدي نيست كه دنياي متجدد كنوني به ميزان گسترده اي فراسوي محيط فعاليت هاي انفرادي امتداد مي يابد و هيچ كس قادر نيست از تحولات ناشي از گسترش تجدد مصون بماند يا خلاف آن گزينشي به عمل بياورد؛ حتي مدرنيته ، مردمي را كه در سنتي ترين سكونتگاه هاي ممكن خارج از بخش پيشرفته جهان به سر مي برند، تحت تأثير قرار مي دهد. در دهه اخير، سازه هاي اجتماعي كه در بستر هويت معنا پيدا مي كنند مثل طبقه ( نظام توليد) از بين رفته است. جهت گيري نظريه هاي اجتماعي در دهه اخير به سمت پذيرش اهميت فزاينده سبك زندگي در شكل دادن به هويت شخصي و اجتماعي است و به عنوان موضوعي براي نظريه و پژوهش اجتماعي مطرح شده است (چاوشيان، 1389).
سبك زندگي شيوه اي نسبتا ثابت است كه فرد براي رسيدن به اهداف خود به كار مي برد. يعني راهي است براي رسيدن به اهداف زندگي. اين سبك حاصل دوران كودكي فرد است، به عبارت ديگر، سبك زندگي بعد عيني و كميت پذير شخصيت افراد است (سلطاني،1389). اولين بار (آلفرد آدلر12 ،1922) سبك زندگي را مطرح كرد و اين مفهوم را بعدا پيروان او گسترش دادند. او شناخت فرد را مستلزم شناخت سازمان ادراكي و شناخت سبك زندگي او مي دانست و معتقد بود سبك زندگي به ايمان و اعتقاداتي اطلاق مي شود كه فرد در روزهاي اوليه زندگي خود كسب مي كند و يك الگوي ادراكي جهت دار است. سبک زندگي، شيوه زندگي فرد است و عواملي همچون ويژگي هاي شخصيتي، تغذيه، ورزش، خواب، مقابله با استرس، حمايت اجتماعي، و استفاده از دارو را شامل مي‌ شود. با ارزيابي سبک زندگي افراد مي‌ توان ميزان موفقيت‌هاي فردي و اجتماعي آنان را در زندگي مورد ارزيابي و بررسي قرار داد (کوکرهام،13 2007 ). سازمان جهاني بهداشت14( 2012 ) سبک زندگي سالم را ، تلاش براي دستيابي به حالت رفاه کامل جسمي، رواني، و اجتماعي توصيف کرده است. سبک زندگي سالم شامل رفتارهايي است که سلامت جسمي‌ و رواني انسان را تضمين مي‌ کنند. به عبارت ديگر، سبک زندگي سالم دربردارندة ابعاد جسماني و رواني است. بعد جسماني شامل تغذيه، ورزش، و خواب است، و بعد رواني شامل ارتباطات اجتماعي، مقابله با استرس، روش هاي يادگيري و مطالعه، و معنويت است.
يکي از مؤلفه هاي مهم معنويت تصور از خداست. به اعتقاد بسياري از صاحب نظران، تصور از خدا يک الگوي دروني روانشناختي از تصورات فرد در مورد خداست. درواقع يک فرايند ترکيب محفوظات و تنظيم انبوه خاطراتي از منابع مختلف و در ارتباط با خدا، مي‌ باشد. (لاورنس15، 2013) ادراک از خدا يک مدل کارکردي درون رواني است که فرد خدا را بدان گونه و در قالب متصور مي‌ شود.ادراک از خدا نه فقط يک ساز رواني در ارتباط با هوش معنوي افراد است بلکه مي‌ تواند نشان دهندة درجه رشد يافتگي استدلال اخلاقي و ميزان بلوغ رواني و در نگاهي ژرفتر تماميت شخصيت فرد باشد.در حاليکه افکار وانديشه‌هاي افراد در مورد خدا که مستقيمآ از آموزه‌هاي مذهبي نشآت مي‌ گيرند و بيشتر با ادبيات و سنن ديني منتقل مي‌ شوند اغلب به راحتي توسط يک مصاحبه قابل دستيابي است اما دستيابي به سطح تصور و تصوير افراد از خدا يا همان ادراک فرد از خدا کاري دشوار است.(گاتيس ،162007 )ادراک از خدا از ديدگاه روانشناسي يک الگوي شناختي- عاطفي است که از طريق نخستين ارتباطات کودک با افراد مهم زندگي و مراقبينش شکل گرفته و در سرتاسر زندگي همگام با رشد و بلوغ رواني فرد بارها و بارها تجديد مي‌ شود اين الگو جهت گيري ،رفتار و احساس فرد در ارتباط با خدا را هدايت مي‌ کند به همين خاطر ادراک از خدا مجموعه اي مستقيم از آخرين سطح ادراکي فرد در مسائل انتزاعي و امور ماورايي است.همچنين در صورتيکه صحبت از شناخت افراد وشخصيت ايشان در ميان باشد و بخواهيم سازه اي رواني انتخاب کنيم تا با بررسي آن بر بسياري از خصايص رواني افراد پي ببريم آنگاه ادراک فرد از خدا و تصويري که وي بر آن دست يافته بسيار مهم است (گاتيس، 2007).
هويت اصطلاحآ مجموعه اي از علايم،آثار مادي،زيستي،فرهنگي و رواني است که موجب شناسايي فرد از فرد،گروه از گروه،اهليتي از اهليتي ديگر و فرهنگي از فرهنگ ديگر مي‌ شود که محتوا و مظروف اين ظرف به متقاضي هر جامعه و ملت متفاوت و بيانگر نوعي وحدت،اتحاد،هم شکلي،تداوم،استمرار،يکپارچگي و عدم تفرقه است.(محرمي،1383)مفهوم هويت مانند بساري از مفاهيم فلسفي،اجتماعي و انساني،انتزاعي،سهل و ممتنع مي‌ باشد و از سوي ديگر در حال دائمي‌ شدن است.لذا همواره بايد از طيفي ياد کرد که در يک سوي آن،هويت،صرف نظر از پسوند‌هاي که بدان افزوده مي‌ شود بر روي اين طيف معاني بي پايان هويت قرار دارد و تمامي‌ بحث‌هاي هويت صرف نظر از پسوند هايي که به آن افزوده مي‌ شود بر روي اين طيف قرار دارند (پيران، 1384).
مطالعه در زمين? علمي‌ اجتماعي هويت نشان داده است که افراد داراي هويت هاي گوناگون مذهبي، شغلي، قومي، اجتماعي، سياسي و جنسي مي‌ باشند. مذهب زمينه را براي کشف و تعهد هويت از طريق پيشنهاد کردن مفاهيم ايدئولوژيکي،اجتماعي ومعنوي فراهم مي‌ کند، به طوريکه نتايج نشان داده است که بين مذهب و هويت کسب شده رابط? مثبت وجود دارد (کينگ،172010).
با توجه به اينکه از ديرباز مساله درک وجود خداوند از مهمترين چالش‌هاي بشر بوده واز طرفي مساله هويت در عصر حاضر يکي از مهمترين دغدغه‌هاي متفکرين از جمله جامعه شناسان وروانشناسان و..بوده واز طرفي در دنيايي که اصطلاحا به عصر ارتباطات توصيف شده و بشر به صورت لحظه اي شاهد تغير وتحول و نوآوري مي‌ باشد وهر روز شاهد تغيير وکشف سبک‌هاي مختلف زندگي از طرق مختلف از جمله رسانه‌هاي تصويري، لازم است در زمينه‌هاي فوق تحقيقات گستردتر وعميقتري صورت گرفته تا تاثير اين مقوله ها بر روي همديگر مورد تحليل قرار گيرد در اين تحقيق محقق سعي نموده با مطالعه تحقيقات صورت گرفته وهمچنين انجام بررسي‌هاي ميداني گام کوچکي در اين زمينه بردارد.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- اهدف کلي
تعين رابطه بين ادراک از خدا و هويت اجتماعي در سبک زندگي دانشجويان و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان دره شهر
1-4-2- اهداف جزيي
تعين رابطه بين سبك زندگي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين مولفه هاي مختلف سبك زندگي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين سلامت جسماني و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين ورزش و تندرستي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين كنترل وزن و تغذيه و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين پيشگيري از بيماري ها و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين سلامت روانشناختي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين سلامت معنوي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين سلامت اجتماعي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين اجتناب از داروها و مواد مخدر و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين پيشگيري از حوادث و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين سلامت محيطي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا
تعين رابطه بين هويت اجتماعي و ادراك از خدا
1-5- فرضيه‏هاي تحقيق
بين سبك زندگي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا رابطه وجود دارد.
بين مولفه هاي مختلف سبك زندگي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا رابطه وجود دارد.
بين سلامت جسماني و هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
بين ورزش و تندرستي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
بين كنترل وزن و تغذيه و هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
بين پيشگيري از بيماري ها و هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
بين سلامت روانشناختي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
بين سلامت معنوي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
بين سلامت اجتماعي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
بين اجتناب از داروها و مواد مخدر و هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
بين پيشگيري از حوادث و هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
بين سلامت محيطي و هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
بين هويت اجتماعي و ادراك از خدا همبستگي و رابطه وجود دارد.
1-6- تعاريف مفهومي‌ و عملياتي
1-6-1- سبك زندگي
تعريف مفهومي: سازمان جهاني بهداشت ( 2010 ) سبک زندگي سالم را ، تلاش براي دستيابي به حالت رفاه کامل جسمي،رواني،واجتماعي توصيف کرده است. سبک زندگي سالم شامل رفتارهايي است که سلامت جسمي‌ و رواني انسان را تضمين مي‌ کنند. به عبارت ديگر، سبک زندگي سالم دربردارندة ابعاد جسماني و رواني است.
تعريف عملياتي: سبک زندگي در اين پژوهش عبارت است از هر آنچه از طريق پرسشنامه سبک زندگي بدست آورده شده است.
1-6-2- هويت اجتماعي
تعريف مفهومي:هويت اصطلاحآ مجموعه اي از علائم،آثار مادي ،زيستي فرهنگي و رواني است که موجب شناسايي فرد از فرد، گروه از گروه، اهليتي از اهليت ديگر و يا فرهنگي از فرهنگ ديگر متصور مي‌ شود که محتوا و مظروف اين ظرف به مقتضاي هر جامعه و ملت متفاوت و بيانگر نوعي وحدت،اتحاد و هم شکلي تداوم و استمرار يکپارچگي و عدم تفرقه است.(محرمي، 1389)
تعريف عملياتي: هويت اجتماعي در اين پژوهش عبارت است از هر آنچه از طريق پرسشنامه سبک هويت(ISI-6G) بدست آورده شده است.
1-6-3- ادراك خدا
تعريف مفهومي:”ادراک خدا” (تصوير خدا) يک مدل کارکرديِ درون رواني است که فرد، “خدا” را بدان گونه و در آن قالب متصور مي‌شود. (گاتيس18،2011). ادراک از خدا از ديدگاه روانشناسي يک الگوي شناختي – عاطفي است که از طريق نخستين ارتباطات کودک با افراد مهم زندگي ومراقبينش شکل گرفته است و در سرتاسر زندگي همگام با رشد بلوغ رواني فرد بارها وبارها تجديد مي‌ شود اين الگو جهت گيري رفتار واحساس فرد در ارتباط با خدا را هدايت مي‌ کند(لاورنس،192010)
تعريف عملياتي: ادراک از خدا در اين پژوهش عبارت است از هر آنچه از طريق پرسشنامه ادراک از خدا بدست آمده است.
فصل دوم
ادبيات تحقيق
2-1- ادبيات تحقيق
2-1-1- سبک زندگي
درعصر جديد که دوران ما بعد سنتي است در برابر شکل‌هاي نوين تجربه باواسطه ،هويت شخصي به صورت رفتارهايي جلوه گر مي‌ شود که به طور بازتابي بروز مي‌ کنند اين تصوير بازتابي از خويشتن بر روايت‌هاي زندگي ناهموار منسجم وهمواره قابل تجديد نظري استوار است که در تارو پود انتخاب‌هاي متعدد وبر آمده از نظام‌هاي مجرد جاي مي‌ گيرند، در زندگي اجتماعي امروزين مفهوم شيوه يا سبک زندگي معنايي خاص به خود مي‌ گيرد. هرچه نفوذ وکشش صنعت کمتر مي‌ شود وهر چه زندگي روزمره بيشتر بر حسب تاثيرات متقابل عوامل محلي وجهاني بازسازي مي‌ شود وافراد بيشتر ناچار مي‌ شوند سبک زندگي خود را از ميان گزينه‌هاي مختلف انتخاب نمايند .البته عوامل استاندارد کننده هم به ويژه از طريق کلايي کردن بيشتر توليدات اجتماعي نقش خاص خود را دارند ،چرا که فرايندهاي توليد وتوزيع سرمايه داري در واقع مولفه هايي هسته اي نهادهاي مدرنيته را تشکيل مي‌ دهند با اين وصف به دليل باز بودن زندگي اجتماعي امروزي وهمچنين به علت تکثر زمينه‌هاي عمل وتنوع مراجع انتخاب سبک زندگي پيش از پيش در ساخت هويت شخصي وفعاليت روزمره اهميت يافته اند (گيدنز،2011) سبک زندگي اصطلاحي است که در آن فرهنگ سنتي چندان کاربرد ندارد چون ملازم با نوعي انتخاب از ميان تعداد کثيري از امکانات موجود است و در عمل نه فقط از نسل گذشته تحويل گرفته نمي‌ شود بلکه پذيرفته مي‌ شود به نظر( ديويد چني) سبک‌هاي زندگي به مثابه گفتماني در دوره مدرنيسم محسوب مي‌ شوند . دوران مدرن براساس پيدايش ايدولوِِ‍ژي‌هاي غير ديني غالب مشخص مي‌ شود که بر حسب درجات وگونه‌هاي متفاوت آگاهي طبقاتي سازنده تضاد اجتماعي اند (چني20،2010).
دوره مدرن با آنچه( ليوتار )از آن تحت عنوان سلطه کلان به روايت ياد مي‌ کند، سلطه دولت ملي و شکل گيري حوزه عمومي‌ مبتني بر گفتمکان عقلاني غير شخصي مشخص مي‌ شود. (آندرسن21،2011) سبک زندگي سه ويژگي ياد شده مدرنيته را از پايه تضعيف مي‌ کند . در ارتباط با مورد نخست سبک‌هاي زندگي يا تعداد پشتيبانيشان در برابر ورود هرگونه کلان روايي که بخواهد مقتدرانه ساختار صورت‌هاي اجتماعي را توصيف کند ايستادگي ومقاومت کند . در ارتباط دولت ملي سازمان‌هاي توليد وتوزيع که ارائه دهنده خدمات سبک زندگي هستند، از مرزهاي ملي فرا مي‌ روند وهر تصويري از فرهنگ ملي را مخدوش کرده وبه ريشخند مي‌ گيرند اين سازمان ها با آنکه تجربه محلي را نابود مي‌ کنند اما آن رادر رابطه اي ضرورتا ديالتيکي (کنايي) با شبيه سازي دراماتيک جهاني قرار مي‌ دهند. نکته سوم که از همه مهمتر است اين است که سبک‌هاي زندگي در راستاي تار و مبهم کردن ونهايتا تغير دادن شکل تمايزات موجود بين حوزهاي عمومي‌ وخصوصي عمل مي‌ کند وبااين کار درجهت ساختن وشکل دادن ادراک‌هاي جديد از روابط شکل‌هاي موجوديت اجتماعي فردي وجمعي عمل مي‌ کند. (جمهري، 1391). در اين جهت چنين سبک‌هاي زندگي را که فرزند مدرنيته اند نيازمند بازشناسي به واسطه شکل‌هاي ساختاري نوظهوري مي‌ دانند که متعلق به دوران پست مدرن اند . بدين ترتيب ميتوان گفت که سبک زندگي عبارتست از طيف رفتاري که اصل انسجام سنجش بر آن حاکم است عرصه اي از زندگي را تحت پوشش دارد ودر ميان گروهي از افراد جامعه قابل مشاهده است که الزاما بر همگان قابل تشخيص نيست. (فاضلي، 1389) اين در حالي است که محقق اجتماعي ميان سبک‌هاي زندگي وبقيه طيف‌هاي رفتارهاي افراد جامعه تمايز قائل اند، البته سبک زندگي مي‌ تواند تشخيص پذير باشد يا اساسا به قصد ايجاد تشخيص سامان داده شود در نهايت مي‌ توان گفت که سبک زندگي زاييده انتخاب‌هاي مردم در ميان محدوديت‌هاي ساختاري است که آنها را فرا گرفته است با عنايت به تعريف بالا سبک زندگي بايد به اين نکته توجه داشت اولا تحليل سبک زندگي تنها به بررسي الگوهاي مصرف مادي محدود نمي‌ شود.(شبري، 1390) تحليل سبک زندگي پژوهشي است در باره زندگي اجتماعي آن چنان که در عمل تحقيق ميابد وزندگي عناصري پيش از مصرف نيز در بر دارد، ثانيا پژوهش در باره سبک زندگي به منزله مفهومي‌ که در حد وسط ساختار وانتخابگري عاملان منشاها و پيامدهاي خود ومصرف بقيه فرايندهاي دنياي جديد قرار گرفته است راهي را براي آزمون دنياي اجتماعي در ابعاد مختلف است پژوهش در مورد سبک زتدگي عرصه است براي دنبال کردن مباحثه در واقعيت آزموده شود وپيامد آنچه تحقيق يافته است براي خود فرد وجامعه ارزيابي شود از آنچه که پژوهش سبک زندگي درباره رفتارها وفعاليت‌هاي واقعي است اين امکان را فراهم ميآورد که تا تغييراتي که در تحقيق يافته است مطالعه کنيم وحتي به اين نکته بپردازيم که ميان آنچه ارزش‌هاي ما حکم ميکرده اند ونگرشهاي ما بدان تمايل داشته اند با آنچه تحقيق يافته است چقدر فاصله دارد (رياحي، 1388).
در دوره بندي حيات تمدني به گونه‌هاي سنتي مدرن وپست مدرن با توجه به ويژگي‌هاي ذاتي هر دوره به سختي مي‌ توان جايي دقيق ومتفق القول براي جامعه اي در حال گذار همانند ايران در نظر گرفت که گاه تئوري‌هاي موجود منطبق است وگاه در برخي موارد به آن معارض وناهمخوان است حکومتي شبه سنتي وبرخوردار از امکانات سخت افزاري مدرنيته وطيف جمعيتي که سبب مواجه ومشارکت ناگزيرا جريان جهاني شدن ماهيتي پست مدرن به وجود آورده است .موضوعي مبهم را تداعي مي‌ کند که در اجتماع آنها به سختي مي‌ توان تصويري دقيق از يک برهه تمدني مشخص را باز شناخت پرداختن به مساله سبک زندگي امري نيست که به گونه اي در خود قابل توجه باشد ما در دوره اي مختلف کسبه



قیمت: تومان


پاسخ دهید