دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات
دانشکده علوم انساني
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A )
رشته علم اطلاعات و دانش شناسي
عنوان :
تحليل محتواي برنامههاي راديويي شبکه فرهنگ صداي جمهوري اسلامي ايران در سال 1391 پيرامون موضوع کتاب و کتابخواني
استاد راهنما :
دکتر فاطمه نوشين فرد
استاد مشاور :
دکترنجلا حريري
دانشجو :
اکرم امامي
زمستان 1392
تقديم به :
روح پدر و مادر عزيزم
که هيچ يک از موفقيتهاي زندگي مرا نديدهاند .
اي کاش بودند …
تشکر و قدرداني :

خداي را سپاس که توفيقي عطا فرمود تا بياموزم و فرصتي را تا ياد کنم از محبتهاي بي دريغي که در انجام اين پژوهش به من ارزاني شد. بر خود لازم مي‌دانم از همه عزيزاني مرا در انجام اين پژوهش ياري رساندند،‌ تقدير و تشکر کنم؛
صميمانه و خالصانه از استاد راهنما سرکار خانم دکتر نوشين فرد و استاد مشاور گرانقدر سرکار خانم دکتر حريري و همچنين از مدير گروه کتابداري سرکار خانم دکتر باب الحوائجي و راهنماييهاي ارزشمندشان سپاسگزارم.
از سرکار خانم دکتر مومني که زحمت داوري اين پژوهش را پذيرفتند قدرداني و سپاسگزاري ميکنم.
همچنين، از پدر همسر محترم آقاي باقر پناهي و از همسر مهربانم ، صبور و گراميم پيمان پناهي و از فرزندان باهوش و زيبايم پرهام و پرداد(پولاد)عزيز که در طول تدوين پايان نامه همراه من بودند تشکر و سپاس ويژه دارم.
تعهد نامه اصالت پايان نامه کارشناسي ارشد
اينجانب اکرم امامي دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته به شماره دانشجويي در رشته علم اطلاعات و دانش شناسي که در تاريخ 27/11/92
از پايان نامه خود تحت عنوان : تحليل محتواي برنامههاي راديويي شبکه فرهنگ صداي جمهوري اسلامي ايران در سال 1391 پيرامون موضوع کتاب و کتابخواني
با کسب نمره و درجه دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي شوم:
1- اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه ،کتاب ،مقاله و…) استفاده نموده ام ، مطابق ضوابط و رويه هاي موجود ، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کرده ام.
2- اين پايان نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي (هم سطح ،پايين تر يا بالاتر )در ساير دانشگاهها و موسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3- چنانچه بعد از فراغت ازتحصيل ، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب،
ثبت اختراع و …. از اين پايان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4- چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود ، عواقب ناشي از آن را بپذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي :
تاريخ و امضاء
بسمه تعالي
در تاريخ :
دانشجوي کارشناسي ارشد آقاي/خانم از پايان نامه خود دفاع نموده و با نمره بحروف و با درجه
مورد تصويب قرار گرفت .
امضاء استاد راهنما :
بسمه تعالي
دانشكده اقتصاد و حسابداري
(اين چكيده به منظور چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه تهيه شده است”
نام واحد دانشگاهي: علوم و تحقيقات کد واحد: كد شناسايي پايان‌نامه: عنوان پايان‌نامه: تحليل محتواي برنامههاي راديويي شبکه فرهنگ صداي جمهوري اسلامي ايران در سال 1391 پيرامون موضوع کتاب و کتاب¬خوانينام و نام خانوادگي دانشجو: اکرم امامي
شماره دانشجوئي: 900750921
رشته تحصيلي: علم اطلاعات و دانش شناسيتاريخ شروع پايان‌نامه:
تاريخ اتمام پايان‌نامه: استاد / استادان راهنما: دکتر فاطمه نوشين فرد
استاد/استادان مشاور: دکترنجلا حريريآدرس و شماره تلفن : : اتوبان نيايش خيابان کبيري طامه- کوچه پويا – پلاک 1 واحد22- 09121793455چکيده پايان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش هاي اجرا و نتايج به دست آمده):

مناسب است
نظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه تاريخ و امضاء:
مناسب نيست

فهرست مندرجات
عنوان صفحه
چكيده:1
فصل اول: كليات پژوهش1
1-1 مقدمه2
1-2 بيان مساله8
1- 3 اهميت و ضرورت پژوهش9
1-4 اهداف پژوهش12
1-4-1 هدف کلي12
1-4-2 اهداف فرعي12
1-5 پرسشهاي پژوهش13
6-1 فرضيههاي پژوهش14
1-7 تعاريف مفهومي و عملياتي مفاهيم پژوهش:14
فصل دوم: پيشينه پژوهش17
2-1 مباني نظري18
2-2 کتاب و کتابخواني از منظر قرآن20
2-2-1 معاني اصطلاحي کتاب از ديدگاه قرآن20
2-2-2 اهميت کتاب و کتابخواني از ديدگاه قرآن21
2-3 اهميت کتاب و کتابخواني دررشد جوامع23
2-4 تعريف رسانه24
2-5 ويژگي رسانه ها24
2-6 نقش رسانه ها در آموزش25
2-7 انواع تبليغات رسانه اي25
2-8 ارتباط جمعي26
2-8-1 تعريف وسايل ارتباط جمعي26
2-8-2 وسايل ارتباط جمعي27
3-8-2 اهميت وسايل ارتباط جمعي27
2-9 راديو28
2-10 هويت راديو29
2-11 ويژگي هاي راديو32
2-11-1 شاخصترين ويژگي راديو32
2-11-2 تخيل آميز بودن راديو32
2-11-3 همراه بودن راديو33
2-11-4 عدم تداوم پيام در راديو34
2-11-5 انعطاف پذيري راديو34
2-11-6 شخصي بودن راديو34
2-11-7 وابستگي راديو به زبان35
2-11-8 راديو و ارسال پيام هاي فرعي35
2-12 قابليت هاي رسانه اي راديو35
2-12-1 سرعت:36
2-12-2 دسترسي:36
2-12-3 غلبه بر زمان و مکان:36
2-12-4 بهره گيري آسان:36
2-12-5 ارزاني:36
2-12-6 صدا:37
2-12-7 سکوت:37
2-12-8 موسيقي:37
2-12-9 کلمه ها:38
2-13 انواع برنامههاي راديويي38
2-13-2 برنامه‌هاي زنده:39
2-13-3 برنامه‌هاي توليدي:39
2-14 جمع بندي40
2-15 مروري بر مطالعات پيشين41
2-15-1 پژوهشهاي انجام شده در داخل کشور42
2-15-2 پژوهشهاي انجام شده در خارج از کشور44
2-15-3 جمع بندي پيشينه پژوهش45
فصل سوم: روش شناسي پژوهش47
3-1 مقدمه48
3-2 نوع و روش پژوهش48
3-3 جامعه پژوهش50
3-4 ابزار و روش گردآوري پژوهشها52
3-5 شيوه تجزيه و تحليل داده ها54
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها55
4-1 مقدمه56
4-2 مشخصات برنامهها56
4-3 وضعيت توليد پخش در هفته65
4-4 وضعيت توليد پخش در سال65
4-5 ساختار برنامه‌ها66
4-6 روزهاي پخش برنامه‌ها67
4-7 مدت پخش برنامه‌ها68
4-8 ساعت پخش برنامه‌ها68
4-9 دسته‌بندي برنامهها از جهت گروه69
4-10 بازنمايي كتاب و كتابخواني در برنامههاي راديويي69
4-11 وضعيت برنامهها از جهت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني70
4-12 وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك نوع برنامه71
4-13 وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك توليد پخش در هفته72
4-15 وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك توليد پخش در سال73
4-16 وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك ساختار برنامه75
4-17 وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك روزهاي پخش76
4-18 وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك مدت برنامه77
4-19 وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك زمان پخش برنامه78
4-20 وضعيت برنامه ها از جهت پرداختن به موضوع نقد كتاب79
4-21 وضعيت برنامه ها از جهت پرداختن به موضوع معرفي كتاب80
4-22 وضعيت برنامه ها از جهت پرداختن به موضوع قصه گويي80
4-23 وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك جنسيت توليدکنندگان برنامه82
4-24 پاسخ به پرسشهاي پژوهش83
4-25 آزمون فرضيه‌ها86
4-25-1 فرضيه اول: ” بيش از 40% برنامه هاي راديويي به مفاهيم کتاب، کتابخواني و ترويج کتابخواني اشاره نشده است”.86
4-25-2 فرضيه دوم: “بين جنسيت سازندگان برنامه ها از جهت ميزان پرداختن به موضوع کتاب و کتابخواني تفاوت معنيداري وجود دارد”.87
فصل پنجم: بحث، نتيجه‌گيري و پيشنهادها88
5-1 مقدمه89
5-2 تحليل پرسشهاي پژوهش89
5-3 نتايج حاصل از فرضيه هاي پژوهش94
5-4. پيشنهادهاي پژوهش95
5-4-1 پيشنهادهاي بر آمده از پژوهش95
5-4-2 پيشنهاد هايي براي پژوهش هاي آينده96
پيوست 197
پيوست 2104
منابع فارسي :108

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 4-1: مشخصات برنامه‌هاي مورد بررسي از جهت نام، زمان و دسته‌بندي موضوعي56
جدول 4-2: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391 برحسب وضعيت توليد پخش در هفته65
جدول 4-3: توزيع فراواني برنامههاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب وضعيت توليد پخش در سال65
جدول 4-4: توزيع فراواني برنامه‌ها برحسب ساختار برنامهها66
جدول 4-5: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب روزهاي پخش برنامه‌ها67
جدول 4-6: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391 برحسب مدت پخش برنامه‌ها68
جدول 4-7: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391 برحسب ساعت پخش برنامه‌ها68
جدول 4-8:توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب دسته‌بندي برنامه‌ها از جهت گروه69
جدول 4-9: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب از جهت پرداختن به موضوع70
جدول 4-10: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك نام برنامه71
جدول 4-11: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك توليد پخش در هفته72
جدول 4-12: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك توليد پخش در سال73
جدول 4-13: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك ساختار برنامه75
جدول 4-14: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك روزهاي پخش76
جدول 4-15: توزيع فراواني برنامه‌هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك مدت برنامه77
جدول 4-16: توزيع فراواني برنامه هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك زمان پخش برنامه78
جدول 4-17: توزيع فراواني برنامه هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب از جهت پرداختن به موضوع نقد كتاب79
جدول 4-18: توزيع فراواني برنامه هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب از جهت پرداختن به موضوع معرفي كتاب80
جدول 4-19: توزيع فراواني برنامههاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب از جهت پرداختن به موضوع قصه گويي80
جدول 4-20: توزيع فراواني برنامه هاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391برحسب وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك جنسيت توليدکنندگان برنامه82
جدول 4-21. نتايج آزمون دوجمله اي براي فرضيه اول پژوهش86
جدول 4-22. نتايج آزمون تحليل واريانس يکطرفه براي فرضيه دوم پژوهش87
فهرست نمودار
عنوان صفحه
نمودار 4-1: وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك توليد پخش در هفته73
نمودار 4-2: وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك توليد پخش در سال74
نمودار 4-3: وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك مدت برنامه78
نمودار 4-4:توزيع فراواني برحسب وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك زمان پخش برنامه79
نمودار 4-5: وضعيت پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني به تفكيك جنسيت توليدکنندگان برنامه82

چكيده:
پژوهش حاضر با هدف شناسايي مفاهيم کتاب، کتابخواني در برنامههايي راديويي شبکه فرهنگ صداي جمهوري اسلامي ايران در سال 1391 انجام شده است. اين پژوهش با استفاده از روش تحليل محتوا انجام گرفته است. جامعه پژوهش شامل 74 (6875برنامه) عنوان برنامه راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391 بوده است. در ابتدا يک سياهه وارسي از مفاهيم کتاب و کتابخواني و مفاهيم مرتبط با آن تهيه شد و به تاييد اساتيد راهنما، مشاور و صاحبنظران حوزه علم اطلاعات و دانش شناسي رسيد. گردآوري داده ها با شنيدن محتواي برنامهها صورت گرفت و اطلاعات هر برنامه در کاربرگ هاي طراحي شده وارد گرديد. دادههاي استخراج شده با استفاده از نرم افزار آماري اس پي اس اس مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت است.
يافته ها نشان داد از تعداد 74 عنوان (6875 برنامه) برنامههاي راديويي شبکه فرهنگ در سال 1391، در مجموع تکرار واژه هاي مرتبط با کتاب و کتابخواني 716313 و جمع واژه‌ها نسبت به هر بار توليد 62857 بوده است. يافته ها همچنين نشان داد بيشترين ميزان استفاده از واژههاي مرتبط با كتاب و كتابخواني مربوط به برنامههايي با ساختار كلامي پيامي(22229 مرتبه)، مسابقه(17770 مرتبه)، روايي آوايي(15360 مرتبه) و پيامي(11547 مرتبه) بوده است و 7/29 درصد از برنامههاي در گروه فرهنگ و دانش، 7/25 درصد در گروه مطالعات فرهنگي، 23 درصد در گروه فرهنگ و ادب، 5/9 درصد در گروه فرهنگ و هنر، 5.4 درصد در گروه فرهنگ و جامعه، 1/4درصد گروه فرهنگ و انديشه، 4/1 درصد در گروه اداره كل نمايش، 4/1 درصد در گروه پخش قرار داشتند. يافته ها نشان داد که در مجموع 17984 برنامه را زنان 7131 برنامه را مردان و 5105 برنامه به صورت مشترک تهيه شده است. آزمون فرضيه اول پژوهش مورد تاييد قرار نگرفت و نشان داد در بيش از 40% از برنامههاي راديويي به مفاهيم کتاب، کتابخواني و ترويج کتابخواني اشاره شده است. بين جنسيت سازندگان برنامهها از جهت ميزان پرداختن به موضوع کتاب و کتابخواني تفاوت معنيداري وجود نداشت.
کليدواژهها: کتاب، کتابخواني، مطالعه، راديو، شبکه فرهنگ، رسانه

فصل اول:
كليات پژوهش

1-1 مقدمه
“و نزلنا عليک الکتاب تبياناً لکل شي ء و هدي و رحمة و بشري للمسلمين.” ) نحل/89(
واژه کتاب در قرآن کريم 230 بار به کار رفته است که 49 بار، مراد قرآن است و در مواردي هم تورات، انجيل، نامه عمل، لوح محفوظ و … منظور مي باشد.
در روايات، از قرآن به عنوان “کتاب” و “الکتاب” فراوان ياد شده و ابعاد آموزشي و هدايتي و حق گستري آن بيان شده است. مشهورترين اين روايات، حديث شکوهمند “ثقلين” است.
کتاب ميراثي ماندگار، پديدهاي شکوهمند و با ارزش و عنصري رشد آفرين و روشنگر در پهنه زندگاني بشر است. پيشينه فرهنگي ما و شمار کتابها و کتابخانهها در عصر شکوفايي تمدن اسلامي و اهتمام دانشمندان اسلامي و ايراني در پديد آوردن آثار ارزشمند و جهاني، همه و همه ناظر بر اهميت کتاب و کتابخواني است. اما عليرغم سهم سترگي که از اين ديدگاه در تاريخ و فرهنگ و تمدن جهان داريم، جامعه امروزين ما هنوز بر پديده کتاب و کتابخواني، به ديده يک نياز مطرح دايمي نميانديشد. به همين دليل، وظيفه افراد فرهيخته و نهادهاي فرهنگي است که در اشاعه، گسترش و تقويت هر چه بيشتر مسأله کتاب و کتابخواني اهتمام ورزند. بخش فرهنگي و اجتماعي هرجامعه از بخشهاي بنياني به شمار مي‏آيد.
از سوي ديگر، توسعه فرهنگي به مفهوم لغوي، وسعت بخشيدن به فرهنگ و در معناي گسترده‏ و کاربردي، مهيا کردن تمامي شرايط براي همگامي با علوم روز با مشارکت کليه‏ طبقات فرهنگي و اجتماعي است. در زمينه تعالي اين نوع توسعه شاخصهاي متعددي ايفاي نقش مي‏کنند که‏ سطح دانش و آگاهيهاي عمومي و تخصصي افراد جامعه بيش از هرعاملي اهميت‏ دارد. در اين ميان، سطح آگاهيهاي عمومي افراد جامعه با عنايت به ارزشمندي آن‏ در بهبود و اصلاح امور فردي، اجتماعي و حتي بطور غيرمستقيم در فعاليتهاي‏ اقتصادي و سياسي، از جايگاه ويژه‏اي برخوردار است.
در اين راستا، مطالعه و کتابخواني ابزار اصلي افزايش سطح آگاهي و دانش تک‏ تک افراد جامعه است. در ايران بروز موانع عديده‏اي برسر راه رشد و نهادينه شدن فرهنگ عادت به مطالعه، مسير رشد و توسعه سريع کشور را با مشکلاتي مواجه ساخته است که در دراز مدت نتايج نامطلوبي به بار ميآورد.
همچنين، افزايش کميت و ارتقاي کيفيت زندگي از اهداف اصلي‏ توسعه جامعه بشري است. بطوريقين بستر مناسب اين رشد و توسعه، کتابخواني است. مطالعه تازه‏ترين‏ پيام‌ها و مقالات موجود در مجلات، روزنامه‏ها و کتب، نقشي مهم در به روزماندن‏ توان فکري و عملي اعضاي جامعه ايفاء مي‏کنند و براي تحقق توسعه پايدار به‏ عنوان يک رهيافت دورانديشانه ضروري است. گسترش مطالعه و کتابخواني به توسعه منابع انساني و افزايش قابليتهاي‏ اعضاي جامعه انجاميده و در نتيجه کارايي بالاي افراد جامعه و بهره‏وري بالاي‏ فعاليت‌ها را به دنبال خواهد داشت.
مطالعه و کسب علم و دانش زير بنا و زمينه ساز توسعه و پيشرفت کشور و راهگشاي بهروزي، سعادتمندي و فرزانگي جامعه و انسانهاست. مطالعه داراي دو جنبه کمّي و کيفي مي باشد. مطالعه کمي شامل مدت زمان مطالعه و مقدار مطالعه انجام شده در زمان مشخص است و مطالعه کيفي شامل مقدار يادگيري ، بخاطر سپاري ، تجزيه و تحليل ، بسط معنايي و کاربرد مطالب مي باشد.اگر کتاب را دريچه اي به سوي جهان علم و معرفت بدانيم مطالعه راهي است براي پرورش استعدادهاي خدادادانساني که او را در مسير رشد و تکامل راهنمايي ميکند.
در مجموع، کتابخواني به معني عمل خواندن کتاب مي‌باشد (انوري،1381) و منظور از ترويج کتابخواني هر مفهومي که به کتابخواني، مطالعه و ترويج آن پرداخته باشد (باب‌الحوائجي و يزديان راد، 1389: 35). براي ترويج فرهنگ مطالعه در افراد جامعه عوامل متعددي از جمله خانواده، مهد کودک، مدرسه، دانشگاه، کتابخانههاي عمومي، تلويزيون و ديگر رسانههاي گروهي، به علاوه ايجاد عادت به مطالعه نقش دارند و گرايش مردم به مطالعه بستگي به موارد متعددي دارد که اهم آن‌ها عبارتند از: سطح سواد و آموزش، توسعه اقتصادي، آداب و سنن خانوادگي و فرهنگي، نظام آموزشي، ادراک و ديد سياسي، نظام کتابخانه‌ها و نوع و الگوي انتشارات مي‌باشد (اصغرنژاد،1380).
اهميت کتاب و کتابخواني اين است که با نهادينه کردن عادت به مطالعه در همه تفکرات و انديشه‌ها و دل‌ها اقدام تا با همگاني کردن شور، شوق و عشق به کتاب وکتابخواني که آن در جامعه استمرار داشته باشد. اما جاي تأسف دارد که عادت به مطالعه جايگاهي در رشد همه جانبه در کليه سطوح اجتماع ما پيدا نکرده است و مي‌بايست در پيشگيري از توسعه و گسترش بيشتر آفت عدم مطالعه به منظور رشد و اعتلاي فرهنگ عمومي کوشش و تلاش زيادي نمود و اين معضل بزرگ را با جديت و سخت کوشي هر چه تمامتر از جامعه دور کرد. اکنون زمان آن فرارسيده است که همه انگيزه‌ها و موانعي را که به هر دليل در زمينه کتاب و کتابخواني ايجاد شده است، کنار رانده و با ياري، کمک، مردانگي و اراده قاطع تصميم شکست ‌ناپذيري گرفته و نسبت به احياي کتاب و کتابخواني اقدام کني.
اهميت کتاب هنگامي است که روح به معني اينکه در پيکره هنر دميده گردد و معنويت به شکل هنري ارائه ‌شود درجه تاثيرگذاري و ماندگاري آن به شدت روبه فزوني مي‌رود. پرداختن به اصولي از مسايل فرهنگي کشور از جمله مسئله کتابخواني و راه حل‌ها جهت رفع معضلات، تنگناها و مشکلات آن، اگرچه اموري است که نيازمند همت همگاني مي‌باشد ولي بخش‌هاي دولتي مسئول آن هستند و مي‌بايست در راه آن سرمايه‌گذاري نموده و با بصيرت و قدرت نظارت لازم بر مسايل فرهنگي داشته باشند و آن را سر و سامان دهند. دستگاه‌هاي دولتي اداره‌کننده‌ي کشور مي‌بايست با پيشتازي کساني را که داراي تفکر و اهل قلم هستند ترغيب نمايند تا به مطالعه و تحقيق دست زده و حاصل و نتيجه تلاش‌هايشان را در معرض استفاده همگان بگذارند و از اين طريق مي‌توان فرهنگ جامعه را به پويايي و بالندگي رساند.
موضوع کتاب و کتابت در رشد حيات اجتماعي تأثير بسزايي دارد. روح يک جامعه در پرتو اين مهم بارور ميشود و به همين دليل ميراث فرهنگي و تمدن اسلامي هميشه مملو از کتابهاي بزرگاني است که افتخار جامعه بشري بوده و همه همت اولياي دين اسلام بر اين بوده است که بندگان خدا را به سوي روشنايي کتاب رهنمون شوند. چنانکه کلام الهي با توجه به قلم آغاز شده: (علم بالقلم) و در جايي ديگر مي فرمايد: (ن و القلم و ما يسطرون).
حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: “کسي که با کتابها آرامش مي يابد هرگز آسايش از او سلب نمي شود.”
کتاب از ديرباز، حافظ و احيا کننده تفکر و انديشه هاي والا و منبع عظيمي بوده است که طالبان علم، انديشه و حقيقت را سيراب نموده، ارزيابي شرايط و امکانات موجود فرهنگي مبين اين نکته است که امروزه کتاب ميتواند به عنوان يک وسيله مطمئن و کار آمد در بهينه سازي فضاي فرهنگي جامعه مورد استفاده قرار گيرد.
اهميت کتاب و فرهنگ کتابخواني و جايگاه والاي کتاب بر کسي پوشيده نيست، کتاب از دير باز يکي از مهمترين ابزارهاي آگاهي و بصيرت به شمار آمده است.
يکي از معيارهاي سنجش رشد فرهنگي و فکري هر ملت و کشوري در تعداد کتابخانه ها، کتاب فروشي ها، کتاب چاپ شده و کتابخوان هاي آن جامعه است. کتابخواني و بالا بودن ميزان مطالعه در جهان يکي از شاخص هاي توسعه يافتگي و رشد شناخته شده است.(آفتابيآراني و بتولي، 1386)
روح انسان با مفاهيمي چون جستجوگري، کنکاش، پرسشگري و… الفتي عميق دارد. علاوه بر آنکه انسان ذاتاً جستجوگر بوده و به دنبال پاسخ دادن به مجهولات است، مکتب اسلام که بر مبناي رشد و تعالي انسانها در مسير حق بنا نهاده شده است نيز تأکيد بسياري بر نيروي تعقل و تفکر دارد.
اسلام ديني است که با کتاب و کتابت عجين شده است و معجزه‌ي آن، امالکتاب يعني قرآن کريم بوده و بسيار در تشويق و ترغيب به امر کتابخواني و گسترش و توسعه کتابخانه سفارش نموده است.
پيامبر اسلام(ص) فرموده اند: “علم بجوييد که علم يار مؤمن است و بردباري وزير اوست و عقل دليل اوست و عمل سرپرست اوست”
رشد انديشه و فرهنگ يک جامعه نيز پيرو رشد و تعالي نخبگان جامعه است و نخبگان جامعه از تأثيرگذارترين افراد بر حکومت و خط دهي مسير تعقلي و انديشه ورزي جامعه محسوب مي شوند.
دانشجويان به عنوان نخبگان جامعه ما، نقش مهمي در راه رشد فکري و تعقلي افراد دارند و اين نقش حساس بدون مرارت مطالعه و تفکر و تعقل ادا نخواهد شد؛ از سوي ديگر، لازمه کار فرهنگي و سياسي در دانشگاهها منوط به گسترش مطالعه کتاب و کتابخواني و تفکر بين دانشجويان است(مروتي،1390).
رهبر معظم انقلاب اسلامي براي کتابخواني جايگاه والايي قائل هستند و در اين باره مي فرمايند: “کتاب دروازه اي به سوي جهان گستردهي دانش و معرفت است و کتاب خوب يکي از ابزارهاي کمال بشري است. براي يک ملت خسارتي بزرگ است که با کتاب سروکار نداشته باشد وبراي يک فرد توفيقي عظيم است که با کتاب مانوس وهمواره در حال بهرهگيري از آن يعني، آموختن چيزهاي تازه باشد.”( بيانات در ديدار با دست اندرکاران برگزاري هفته کتاب)
امروزه کتاب و کتابخواني به يک وظيفه تبديل شده است و همهي مردم براي رشد فکري خود و داشت يک زندگي مطلوب در اجتماع ميبايست به مطالعه اهميت بدهند و از کتابهاي مفيد بهره بگيرند. از کتاب به عنوان عاليترين ابزار حفظ و انتقال دانش بشري در طول تاريخ ياد کرده اند در عين حال فراگيرترين و پرطرفدارترين مقوله فرهنگي در ميان کودک، نوجوانان، ميانسال و بزرگسالان تا امروز بوده است.
تأكيدات دين مبين اسلام و دستاوردهايي كه فرهنگ كتاب‌خواني براي جامعة اسلامي داشته است، همگان را ملزم مي‌سازد كه در راه اعتلاي آن در جامعه قدم‌هاي جدي و مؤثر بردارند. كتاب، ابزار انتقال پيام، فرهنگ و تمدن از نسلي به نسل ديگر است. كتاب را مي‌توان، ابزار كمال و ابزار تفكر به حساب آورد. به همين علت است كه فرانسيس بيكن – فيلسوف انگليسي – طي مقاله‌اي بيان مي‌كند”مطالعه ذات آدمي را به كمال مي‌رساند و خود، با تمرين و تجربه كمال مي‌پذيرد. استعدادهاي ذاتي، مثل گياهان خودرو هستند و مطالعه براي‌ آن‌ها، در حكم پيراستن شاخ و برگ است. مطالعه به خودي خود بيش از آنچه لازم است راه‌هاي گوناگوني در برابر آدمي قرار مي‌دهد كه براي محدود كردن اين راه‌ها، تجربه ضرورت دارد. مردم نيرنگ باز مطالعه را حقير مي‌شمرند، ساده‌دلان آن را مي‌ستايند و تنها خردمندان مطالعات خود را به كار مي‌بندند، هرگز كتابي را به آن قصد مخوان كه بخواهي آن را نقض كني و نيز به آن قصد كه آن را بپذيري و مسلم شماري يا براي آنكه مايه‌اي براي سخن گفتن پيدا كني، بلكه خواندن تو فقط بايد براي سنجش، تأمل و انديشيدن باشد 15 كتاب در واقع شاهراه توسعة همه جانبه در جامعه است. توسعه را مي‌توان تغيير و تحول وضعيت ابتدايي و تجلي توانايي‌ها و استعدادهاي نهفته در مسير پيشرفت همه جانبة جامعه تلقي كرد. توسعه به دست انسان و براي انسان صورت مي‌گيرد و مشخصاً پاية اين تغيير و تحول، تغيير در رفتار فردي و اجتماعي تك تك افراد جامعه به سوي كسب دانش، مهارت و بينش سازگار با علم روز در جهت شناخت و به عمل درآوردن روزافزون پديده‌ها و ناشناخته‌هاي بشري است. بدون ترديد منشأ تحولات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي،‌ رشد آگاهي‌ها و توانايي‌هاي نيروي انساني فعال جامعه است و از آنجايي كه نيروي انساني با قابليت‌هاي و انگيزه‌هاي متفاوت، عملكرد متفاوت دارند و اين انسان‌ها هستند كه عامل ايجاد پيشرفت و به كارگيري فن‌آوري‌اند. بنابراين كار لازم است لوازم و تجهيزات ضروري براي شكوفايي اين استعدادهاي نهفتة متنوع، شناخته شود. توسعة پايدار، سياست بهره‌گيري بهينه از منابع موجود براي تضمين توسعة مطلوب نسل‌هاي آينده را توصيه مي‌كند. چنين سياستي اصولاً به وسيلة يك ملت آگاه، طراحي و به اجرا در مي‌آيد. افزايش كميت و كيفيت زندگي از اهداف اصلي توسعة جامعة بشري است. پيشرفت‌هاي علمي و فني، گسترش ارتباطات و شبكه‌هاي اطلاع‌رساني، مبارزه با فقر، بيكاري و بيماري، حفاظت از محيط زيست، غناي اقتصادي، رفتار مناسب فردي و اجتماعي از سازهاي بسيار مهم در اين راستا است كه همگي متأثر از سطح دانش و مهارت بالاي نيروي انساني فعال است. تا جايي كه سواد در فرايند توسعه جهاني امروز معيار پرتواني است و از حد برداشت‌هاي متداول، كه بيشتر سواد را در همان قالب سوادآموزي مي‌بينند، فراتر رفته است. امروزه با سواد كسي است كه با درك مراحل توسعة جامعة خويش به انجام رفتارهاي مناسب و تقويت كنندة اين مراحل اقدام كند و جامعه را به سوي تحول فكري، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي رهنمون سازد. بر اين اساس است كه كتاب در روند توسعه در كشور ما و ساير كشورها نقش مهم و اساسي دارد. در كشور ما، از دير باز، كتاب جايگاه والا و شايسته‌اي داشته، اما تنها نزد اهالي فرهنگ و دوست‌داران علم و معرفت. فرهنگ مطالعه، در ميان عامه مردم، چندان جانيفتاده و مقبول طبع نيست. شايد به همين دليل باشد كه همواره فرهنگ شفاهي، بر فرهنگ كتبي برتري داشته است. تا قبل از ورود ماشين چاپ به ايران، تمام كتاب‌ها، با دست كتابت مي‌شد و مشهورترين كتابخانه‌هاي دنيا، در اين سرزمين بودند و سوزاندن كتاب و كتابخانه‌ توسط اقوام بيگانه، سابقه‌اي بس ديرين، در ايران دارد. اسكندر مقدوني، سرآمد كساني است كه در ايران، به اين كار نابخردانه دست زد. حتي شش هفت دهه پيش نيز اين كار ناشايسته، در محوطه حياط كتابخانه ملي ايران و توسط برخي مدعيان فرهنگ تاريخ انجام شد(کتاب مهر،1390)
در چهار قرن اخير به يمن اختراع چاپ، کهکشان پرستاره گوتنبرگ آسمان جهان را به نور آثار منتشر شده منور کرد و کتاب چاپي کاغذي در گوشه و کنار جهان حاصل انديشه و آراء دانشمندان و نويسندگان شد.
توسعه کتابخانه‎ها و افزايش سرانه مطالعه در سطح جامعه يکي از موثرترين روش ها براي نهادينه کردن فرهنگ مطالعه است و رسانه ها بايد توجه ويژهاي به گسترش فرهنگ کتابخواني داشته باشند.
همچنين عملياتي کردن فرمايشات مقام معظم رهبري يکي از اولويت هاي حوزه کتاب و کتابخواني در جامعه محسوب مي شود.
کتابخواني بايد به يک عادت هميشگي در بين مردم به ويژه جوانان تبديل شود و با وجود گستـــرش همه جـانبه وسايـل ارتبـاط جمعي، در دنياي امــروز کتـاب هنـوز جـايگـاه ويــژه اي دارد و ترويج و تعميق فرهنگ مطالعه بايد کوشش کرد.
با ورود رسانههاي جديد ابتدا به نظر مي‌رسيد عمر کتاب رو به زوال است، اما هرچه رسانه‌ها و کارکردهايشان شکوفاتر شدند، مشخص شد که رسانه‌ها مي‌توانند مطالعه و خواندن باشند.
همچنين اهميت برگزاري جشنواره‌هايي درباره کتاب رسانه‌هاي متعدد در توجه دادن مردم به کتاب نقش مهمي دارند و مي‌توانند همچنان علاقه‌ به کتابخواني را زنده و شاداب نگه دارند. اگر آن‌طور که بايد، کتاب در رسانه‌هاي ديگر مورد توجه قرار نگرفته است، اين ناشي از فرارسيدن روزگار افول کتاب نيست، بلکه بي‌توجهي آن رسانه‌هاست و ضرورت دارد از تمام ظرفيت‌هاي موجود در فضاي رسانه‌يي براي ترغيب مخاطب به خواندن کتاب استفاده شود.
واز طرف ديگر راديو اين رسانه گرم و صميمي بر اين باور است که راديو به عنوان رسانه شنيداري ميتواند در کنار رسانه هاي ديگر در اين زمينه نقش موثري داشته باشد؛ مطالعه اوليه نشان ميدهد که برنامههاي گوناگون راديو با توجه به ساختار و محتواي متنوع خود به موضوع کتاب، کتابخواني و ترويج کتابخواني پرداختهاند. همچنين اهميت اين موضوع باعث شده تا طرح راهاندازي شبکه مستقل راديو کتاب در دستور کار معاونت صداي جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي دکتر صوفي قرار گرفت.
راديو به عنوان رسانه شنيداري ميتواند در کنار رسانه هاي ديداري در اين زمينه نقش موثري داشته باشد؛ مطالعه اوليه نشان ميدهد که برنامههاي گوناگون راديو با توجه به ساختار و محتواي متنوع خود به موضوع کتاب، کتابخواني و ترويج کتابخواني پرداختهاند.
هر تحول و جهش مطلوبي، در پرتو رشد فرهنگي جامعه به وقوع مي پيوندد، با توجه به اهميت کتاب، کتابخواني و ترويج کتابخواني و تاثير فراواني که در مسائل فرهنگي جامعه دارد، بررسي جايگاه اين مفاهيم در جامعه ضروري به نظر مي رسد.(باب الحوائجي و يزديان،1389)

1-2 بيان مساله
شخصيت آدمي، متاثر از دو عامل اصلي وراثت و محيط است. وراثت، مقدار توانايي و استعداد بالقوه موجود در فرد را مشخص ميکند و محيط مناسب با محرکهاي فيزيکي و اجتماعي مطلوب، سبب فعليت يافتن و شکوفايي اين تواناييها و استعدادها ميشود. در پي تحولات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي چند قرن اخير، ابتدا در غرب و سپس در ديگر مناطق و کشورهاي دنيا، وسايل ارتباط جمعي، به تدريج به يکي از کليديترين عوامل محيطي موثر بر شخصيت افراد در جوامع بدل شده و در ايجاد عادت ها و رفتارهاي مطلوب و مناسب و پرهيز از رفتارهاي نامطلوب و ضد هنجار در افراد هر جامعه، نقشي تعيين کننده يافتهاند. نشريات، روزنامهها و مجلات، نخستين رسانههاي فراگير جمعي بودند که زمينههاي توسعه فرهنگي و اجتماعي را در غرب، در سدههاي 18 و 19 فراهم آوردند. آنها در سده بيستم نيز عاملي اساسي در رهبري نهضتهاي فکري و سياسي و اجتماعي در بسياري از کشورها بودند. از قرن بيستم به بعد، با ورود راديو و تلويزيون به صحنه ارتباطات، تحولي عميق در سبک زندگي و انديشه افراد پديد آمد و دولتها از اين وسايل ارتباط جمعي، به عنوان ابزارهاي موثر در توسعه فراگيري جوامع خود، بهره گرفتند.(مکتبي،1380)
شواهد حاکي از آن است که کتابخواني و مطالعه در ميان نوجوانان و جوانان کشور، از وضعيت چندان مطلوبي برخوردار نيست(فرهاديان،1381). درصد افراد علاقه مند به کتاب و همچنين زمان مطالعه کتاب (سرانه مطالعه کتاب) نسبت به برخي از کشور هاي پيشرفته ميزان مناسبي نيست و منصور واعظي، دبير شوراي فرهنگ عمومي که در سال 88 سرانه مطالعه در ايران را 18 دقيقه اعلام کرده بود، در تازه‌ترين اظهار نظر خود سرانه مطالعه در ايران را 79 دقيقه در روز اعلام کرد(جمعه 10 آذر ماه 1391روزنامه همشهري).
از آنجا که ممکن است برنامههاي راديويي بازتابي از اهميت، نقش و کارکرد کتاب و کتابخواني در جامعه باشد و بر روند رغبت مطالعه در جامعه نيز تاثير گذار باشد، اين پژوهش در نظر دارد مفاهيم کتاب و کتابخواني را در برنامههاي راديويي شبکه فرهنگ را از طريق تحليل محتوا مورد بررسي قرار دهد.
1- 3 اهميت و ضرورت پژوهش
از آن جا که پيشرفت و توسعه جوامع، متکي به نيروي انساني کارآمد، آگاه و متخصص مي باشد، بنابراين ارتقاي سطح دانش و تخصص نيروي انساني مبتني بر آموزش مستمر آنان است .
توسعه کتابخواني، يکي از زير مجموعه هاي توسعه همه جانبه کشور است(يزدانيان،1389) و براي تکميل زنجيرهي توسعه کتابخواني بايد برنامه سازان راديويي آموزش ديده باشند تا بتوانند نقش تاثير گذار خود را در تکميل اين زنجيره به خوبي ايفا کنند. با انجام اين پژوهش مشخص مي شود که برنامههاي راديويي به چه ميزان در جهت آگاهي مخاطبان نقش داشته اند و آيا توانسته اند به ميزان کافي و همه جانبه و به شيوه اي تاثير گذار به روشن کردن مباحث کتاب و کتابخواني بپردازند يا خير.

کتاب و کتابخواني و ميزان گرايش به مطالعه، امروزه يکي از شاخص‌هاي توسعه به شمار مي‌رود، گرچه کشورهاي درحال توسعه نزديک به 80 درصد جمعيت جهان را تشکيل مي دهند، اما کمتر از 30 درصد کتابهاي مصرفي جهان را توليد مي کنند و کمتر از اين نسبت نيز به کتابخواني مشغول هستند، اين در شرايطي است که کشورهاي پيشرفته يا توسعه يافته که حدود 20درصد جمعيت جهان را تشکيل مي دهند، 70 درصد کتابهاي مصرفي جهان را توليد مي کنند.
کشورهاي اروپايي حدود 15درصد جمعيت جهان را در خود جاي داده اند، اما در سال 1990 بيشتر از نصف کتابهاي مصرفي جهان را توليد کرده اند،
اروپا در سال 1991 به ازاي هر يک ميليون نفر جمعيت خود، 802 عنوان کتاب منتشر کرده است، اما در قاره آسيا در همين سال به ازاي هر يک ميليون نفر آسيايي 70 عنوان و در قاره آفريقا به ازاي هر يک ميليون نفر آفريقايي فقط 20عنوان کتاب منتشر شده است.
مشکل کتاب در جهان سوم، تنها به کمبود توليد و نشر کتاب محدود نمي شود، مشکل اساسي اين است که حتي اگر کتاب هاي زيادي هم در اين کشورها منتشر شود، ميزان افراد استفاده کننده از اين کتابها (کتابخوان ها) بسيار پايين است(نعمتي،1389).
کارلايل، کتابخانه را “دانشگاهي براي همه” مي‏نامد و برخي نيز به دليل اهميت فزاينده آن در پيشرفت حيات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي، کتابخانه عمومي را به قلب جامعه تشبيه کرده و زندگي افراد را بدان وابسته دانسته‏اند.
اوليور کولد اسميت، يکي از نويسندگان سرشناس غربي، درباره کتاب مي‏نويسد: “وقتي که دفعه اول، يک کتاب خوب مي‏خوانم، مانند آن است که با يک دوست جديد آشنا شده‏ام. وقتي که همان کتاب را دو مرتبه مي‏خوانم، مانند آن است که با دوست قديمي، مجددا ملاقات کرده‏ام”.
جاحظ، يکي از اديبان مشهور و دانشمند معروف جهان اسلام است. وي درباره کتاب، سخن جالبي دارد. ايشان در اين باره مي‏گويد: “کتاب، درختي است که هميشه پربار و پرميوه و ثمر است. کتاب، هم نشيني است که تو را خسته و ملول نمي‏سازد. دوستي است که تو را فريب نمي‏دهد. رفيقي است که به تو آزار نمي‏رساند. اگر مطالعه کتاب هيچ فايده‏اي نداشته باشد، جز همين که تو را از ايستادن بيهوده در منزل و نگاه کردن به عابران باز دارد، کفايت مي‏کند”.
ساموئيل اسمايلز، در مورد فايده‏هاي کتاب مي‏گويد: “کتاب، براي طبقات مختلف مردم مفيد است. چه بسيار کساني که قواي افسرده و خاموش آنان، پس از خواندن تاريخ حيات بعضي رجال بزرگ، شعله ور شده است و در خود، استعداد کافي احساس نموده، از تنگناي بطالت به شاهراه کار و سعادت افتاده و رشته زندگي را به کلي تغيير داده‏اند. گاه، کتاب انسان را سراپا شعله و همت و غيرت و نشاط مي‏کند”.
سر فرانسيس بيکن،بعضي کتاب ها را بايد چشيد، برخي را بايد بلعيد و معدودي را بايد جويد تا قابل هضم شود.
ويليام شکسپير، کتاب، بزرگ ترين اختراع بشر است.
آلکوت، کتاب خوب، کتابي است که به انتظار و توقع گشوده و با سود و رضايت بسته شود.
سوئه، تو در يک شب اين کتاب را مي خواني و من موي



قیمت: تومان


پاسخ دهید