شما می تونین جدا از اینکه خوندن این نوشته ویدیوی زیر رو هم ببینین.

مرورگر شما قادر به پخش ویدیو نیس.

۱. کمک کنین تا کودک تون به آرامش داخلی برسه

۶ روش واسه کنترل خشونت در کودکان آموزشی

آرامش

۶ روش واسه کنترل خشونت در کودکان آموزشی

واسه کنترل خشونت در کودکان خود، سعی کنین روابط خوبی با اونا برقرار کنین. تحقیقات نشون داده کودکانی که رابطه بهتری با والدین شون دارن، کمتر عصبانی می شن، با حس خوشبختی بیشتری بزرگ شده و مدل رفتاری صلح آمیزتری دارن. ممکنه کودک عصبانی شه، اما آموختهه تا به نحوی عصبانیت خود رو سرکوب کنه. چون این عصبانیت مناسب شخصیت اون نیس. والدینی که با کودک شون در ارتباطند، چون خوب اونو می شناسن، کمتر احتمال داره شرایطی رو به وجود بیارن که کودک رو تحریک به عصبانیت کنه. والدین پایبند میدونن واسه کنترل شرایط جور واجور احتیاجی به عصبانیت نیس.

۶ روش واسه کنترل خشونت در کودکان آموزشی

کودک عصبانی که با والدین اش رابطه قوی نداره، با یه جور پریشونی داخلی روبرو شدن. این کودک احساس می کنه در اعماق وجودش چیزی مهم رو گم کرده و واسه اون عصبانیه (این حس ممکنه حتی تا زمان بزرگ سالی هم ادامه پیدا کنه). این فضای خالی می تونه به شکل عصبانیت نسبت به خودش یا والدین رو شه. در این شرایط تموم افراد خونواده در خطر خطر عصبانیت قرار می گیرن، چون این عصبانیت معمولا به کل خونواده انتقال می کنه.

۶ روش واسه کنترل خشونت در کودکان آموزشی

۲. نذارین کودک لب ریز از خشم شه

۶ روش واسه کنترل خشونت در کودکان آموزشی

از زمان نوپایی، کودک خود رو تشویق کنین تا تشخیص بده چه زمانی در حال تحریک و عصبانی شدنه. با دقت به حرفای اون گوش بدین. به کودک خود کمک کنین تا روی احساسات ناراحت کننده اش کار کنه. وقتی یک شنونده ی مشتاق باشین، به جای حس قضاوت، حس هم دلی رو در اون ایجاد می کنین. مثلا یکی از والدین می گه: «کودک ۸ ساله ی من (متیو) واسه تماشای برنامه خاصی از تلویزیون اصرار می کنه. من مخالفت می کنم و یهو تبدیل به کودکی بسیار عصبانی می شه. اون فکر میکنه که باید این برنامه رو تماشا کنه. ولی من باور دارم محتوای برنامه واسه اون و ساختار خونواده نامناسبه. مشتاقانه و بدون قضاوت کردن به حرفای اون و دلیل علاقه اش به این برنامه گوش میدم. وقتی صحبتای متیو تموم شد، من هم نظرات خود رو به آرامی و با تسلط میگم. در عین بیان نقطه نظرات خود، به متیو می فهمانم که متوجه منظورش شده ام، ولی با اون موافق نیستم. من از اون سؤالاتی می پرسم تا علل علاقه اش رو به رقابت بکشم. مثلا: به چه دلیل این برنامه تا این حد واسه تو مهمه؟ میتونی فعالیتی رو نام ببری که از مشاهده ی این برنامه برات جذاب تر باشه؟ مت میدونی به چه دلیل من نمی خوام تو این برنامه رو تماشا کنی؟ اگه فقط حوصله ات سر رفته، من یک ایده دارم… مت کم کم متوجه می شه که این برنامه ارزش این مقدار از شور و گرما اونو نداره. با ادامه صحبت کم کم اشکش خشک شده و از قرمزی صورتش کم کرده می شه. از پایین اومدن ضربان قلب اون اطمینان حاصل می کنم. این دعوا رو با خندیدن به این که چیجوری یک برنامه احمقانه اونو ناراحت کرد، پایان میدیم. بعد بیرون میریم و کمی بازی می کنیم.»

۶ روش واسه کنترل خشونت در کودکان آموزشی

۳. درون کودک «بد» رو هم ببینین

معمولا کودکی که عادت به بدرفتاری داره، کودکی عصبانی هم هست. اگه کودک شما همیشه «بد» به نظر میاد، شما راه حلی ندارین و کودک هم قصد عقب نشینی نداره، پس بررسی عمیق تری در کودک خود انجام بدین تا ببینین چی از درون اونو ناراحت کرده. در صحبت با والدین این کودکان، دو دلیل قابل شناساییه. عامل اول اینکه پدر یا مادر یا هر دوی اونا، بیشتر اوقات عصبانی هستن. پس کودک هم این حس عصبانیت رو به عنوان بخشی از خود می بینه. عامل دوم عصبانیت کودک اینه که، اون خوشبختی خود رو در خطر تهدید می بینه. پس حل این مشکل کودکان، باید همراه با حل مشکلات کل خونواده باشه. فهرستی از تغییرات گذشته زندگی کودک خود رو تهیه کنین. چی این شخصیت اونو ساخته؟ چی باعث اشک ریختن اون شده؟ چه نیازهایی داشته که به اونا نرسیده؟ کدوم اضطراب داخلی ریشه ی عصبانیت اوست؟ عصبانیت مثل قسمت بیرونی کوه یخ، شناور در آبه و خبر از مشکلات عمیق تری می ده که در زیر اون پنهاناند.

۶ روش واسه کنترل خشونت در کودکان آموزشی

خشم داخلی باعث تنهایی کودک می شه. کودک واسه از بین بردن تصویر متزلزلی که از خود می بینه جنگ می کنه. این کودک خود رو در لاکی محافظتی قرار می ده. در ظاهر شاید آروم به نظر برسه، ولی در زیر این آرامش، احساسات منفی به لاک اون فشار میارن تا اونو بشکنند. به خاطر ماندن در این لاک دفاعی، کودک در روبرو شدن با مسائلی که می تونه عصبانیت اونو بیرون بکشه، عقب نشینی می کنه. به خاطر این ما بر توجه و جستجوی شما در زیر پوسته ی کودک تون تأکید داریم. شاید بعضی وقتا مسائل اون گونه که به نظر می رسه، نباشن.

احساس «بد بودن» واسه کودک شما، چیزی ویرون گره. تا وقتی که این احساس وارونه نشه، رفتار کودک به نحویه که شایسته این عنوان باشه. واسه از بین بردن این احساس کودک تون، شما باید دخالت کنین. می تونین بهش بگید: «تو بد نیستی، فقط بچه ای. بچه ها هم بعضی وقتا کارای مسخره ای انجام میدن. ولی بابا به تو کمک می کنه تا این کارا رو انجام ندهی و به شکل همون آدم فوق العاده ای که می شناسم، بزرگ شی.» شما با این حرفا به کودک پیام دادین که بهش اهمیت میدید و در جستجوی کودک خوبی هستین که در زیر این رفتارهای بد مخفی شده.

۴. خنده: بهترین دارو واسه کودک عصبانی

۶ روش واسه کنترل خشونت در کودکان آموزشی

۵. مدل مناسب بیان خشم

والدین عصبانی معمولا باعث ایجاد عصبانیت در کودکان می شن. اگه عصبانیت به شکل نامناسبی تجلی پیدا کنه، توانایی ما واسه فکر کردن عاقلانه رو محدود می کنن. مثلا بچه ۴ ساله ی شما کاری احمقانه انجام می ده. اون بدن سگ رو با سس ماکارونی می پوشونه و سگ با جَست و خیز در خونه، فرش و بقیه چیزها رو کثیف می کنه. در این زمان نباید بیشتر از حد عصبانیت شید. هرچه وضعیت بدتر باشه، شما به ذهنی شفاف تر واسه بهبود اون احتیاج دارین. هر موقعیتی متفاوته، شما باید بتونین درست فکر کرده و بهترین واکنش رو داشته باشین. قرار گرفتن در حالت خشم، ذهن شما رو کدر می کنه. عصبانی بودن و عمل نادرست ی شما می تونه شرایط رو خیلی بد تر کنه. اگه سگ رو تنبیه کنین، باعث فرار اون و کثیف شدن اتاقای بیشتری میشید. اگه بچتون رو تنبیه و به اتاقش بفرستید، مجبورید این وضعیت رو به تنهایی درست کنین. با گذشت زمان این مسأله واسه همه حل می شه، اما روبرو شدن ی با آرامش و تا حدی شوخ طبعی، عبور از این اتفاق رو واسه همه راحت تر می کنن. شما می تونین سگ رو خیلی سریع به حموم ببرین و بشورید. از بچتون بخواهید تا واسه کمک به شما بیاد (البته با بهترین لحن ممکن). در آخر فرش و بقیه چیزها رو با کمک بچتون تمیز کنین. کودک شما یاد می گیره چیجوری یک بحران رو کنترل کنه و واسه تمیز کردن کثیف کاری، چقدر کار کردن نیازه. اوقات تلخی و خشم شما این کثیف کاری بچگانه رو حل نکرده و فقط اونو بدتر می کنه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ۶ فایده ی شگفت انگیز بافتنی بافتن 

خشم مشکلاتی رو بین والدین و فرزندان ایجاد می کنه

۶ روش واسه کنترل خشونت در کودکان آموزشی

هایدن (مادر پیتر) این جور می گه: «ما این نکته رو از فرزندان یاد گرفتیم. یه مدت بین خودمون و پسر ۱۷ ساله مون (پیتر) فاصله ای رو حس کردیم. نمی تونستید خیلی راحت با همدیگه رابطه برقرار کنیم. دختر ۱۴ ساله ی مون می گفت که اون در اتاق می مونه تا از فریادهای شما در امان باشه. اون می ترسد شما عصبانی شید و بر سرش فریاد بزنین. ما خودمون رو به عنوان خونواده ای عصبانی و اهل داد زدن تصور نمی کردیم، ولی پیتر این جور برداشت می کرد و به خاطر جلوگیری از رقابتای احتمالی خود رو عقب می کشین.» این داستان از هایدن به طور روشن نشون می ده، چیجوری خشم می تونه باعث ایجاد فاصله در خونواده شه، به ویژه در بچه ای مثل پیتر که ذاتا فرد راحت طلبیه. از نظر هایدن، ما باید بعضی وقتا در نشون دادن احساسات تجدید نظر کنیم. میشه یک جلسه ی خانوادگی تشکیل داد و پس از بحث در مورد این مشکل، راه هایی واسه حل اون نشون داد.

وجود بابایی ترسناک و غیر قابل کنترل یا مادری خشمگین باعث سردرگمی و ترس کودکان خردسال می شه. اونا می ترسن والدین دیگر اونا رو دوست نداشته باشن، به اونا آسیب بزنن و یا اونا رو ترک کنن. شما دوست ندارین بچتون به دلیل ترس از دیدن حالاتی در شما، احساسات طبیعی خود رو سرکوب کنه. بزرگ سالان باید به طور مسئولانه ای خود رو کنترل کنن. شما نباید کودک خود رو در شرایطی بذارین که اون در قبال عصبانیت شما، احساس مسئولیت کنه. این اتفاق الگوهای نامناسبی رو در کودک تون به وجود میاره. اگه عصبانیت شما خارج از کنترل بوده و باعث ترسوندن کودک تون می شه، به دنبال کمک واسه حل مشکل خود باشین. شما باید یاد بگیرین که احساس عصبانیت چیز اشتباهی نیس (حتی واسه بزرگ سالان). متأسفانه خیلی از ما در زمان کودکی فکر می کنیم عصبانیت چیزی بد، گناه آمیز و ترسناکه. عصبانیت به شکل پیش فرض امر بد یا خوبی نبوده بلکه یه جور واکنش طبیعیه. ، کاری که ما با عصبانیت انجام میدیم، می تونه خیلی بد باشه. وجود آرامش در چهره ی ما در هر موقعیتی (خشم، ترس و حتی عشق) معیاری واسه نشون دادن بلوغ عاطفیه. کودکان با دیدن شما یاد می گیرن چیجوری عصبانیت خود رو کنترل کنن. هدف اینه که احساسات خود رو بشناسیم و با اونا رابطه برقرار کنیم (پس بچهامون می فهمن ما یک انسانی واقعی هستیم). در همین حال می تونیم الگویی واسه کودکان خود ارائه دهیم که ما چیجوری می خواهیم اونا هم آدم واقعی باشن.

اگه شما و کودک تون رابطه سالمی دارین، احتیاجی نیس نگران باشین که انفجار احساسی شما در موقعیتی نادر بهش آسیب بزنه. ایرادی نداره که بچتون بفهمد شما آزار دیده اید یا عصبانی هستین. بعضی وقتا رابطه رو راست نیازمند بروز عصبانیت رو راست ایه که کودک شما رو نترسونه و یا شرمنده نکنه.

۶. احتیاجی نیس کودک شما کمال گرا باشه

کودکان باید بیاموزند که اشتباه کردن ایرادی نداره. شما می تونین مدلایی رو واسه کنترل اشتباهات به کودک خود یاد بگیرین. مثلا وقتی قهوه ی شما می ریزه، می تونین بخندین و بگید فکر کنم جایزه ی آقای خراب کار، امروز واسه منه. یا وقتی که لیست خرید رو در خونه جا می ذارین، نباید غُر بزنین یا بد و بیرا بگید. کودکان می بینن که والدین هم خراب کاری می کنن. این که شمام بعضی وقتا اشتباهی می کنین، پرهیز ناپذیره و نمیشه آدم بی نقصی بود. والدین متیو میگن: «ما فهمیدیم وقتی متیو کاری رو در خونه یا مدرسه بی مشکل انجام نده، عصبانی می شه. اون از عصبانیت ما نسبت به اشتباهات مون این اثر رو گرفته. وقتی ما به خودمون کم تر سخت گرفتیم، اونم کم کم بهتر شد.» اشتباه کردن راه خوبی واسه یادگیریه. می تونین برنامه ای بسازین تا هر وقت فردی در خونه اشتباهی انجام داد، بگید «از این اشتباه چه درسی می گیریم؟» عصبانی شدن در مقابل اشتباهات، کار درستی نیس. پس وقتی کودک اشتباهی کرد، مثلا شیر رو ریخت یا شلوار خود رو خیس کرد، عصبانی نشید و بگید از این اتفاق چه درسی می گیریم؟ حتی شاید بعد از اون با همدیگه خندیدید. به جای اینکه پس از اشتباه کودک اونو با عصبانیت تنبیه کنین، بخندین و کمک کنین از اون درس بگیره.

منبع : askdrsears.com

 


دسته‌ها: آموزشی